فارن پالیسی ـ عمران فیروز
ترجمه: جلیل پژواک
شنبه است و «زابلون سیمینتوف» در اتاق نشیمن کوچک خود روی تشک معمولی افغانی نشسته و اخبار را تماشا میکند. وقتی نطاق شروع به صحبت دربارهی گفتوگوهای صلح با طالبان میکند، سیمنتوف سرش را تکان میدهد و زیر لب جملهای غیرقابلفهم میگوید. سیمینتوف معمولا با چای از مهمانانش پذیرایی میکند، اما امروز نه. امروز «شبات» است. به این دلیل سیمینتوف، که گفته میشود آخرین یهودی باقیمانده در افغانستان است، نباید از اجاقگاز قدیمی خود استفاده کند. سیمنتوف میگوید که تلویزیون را کس دیگری، یک غیریهودی، روشن کرده است. یهودیان ارتودوکس احتمالا مخالف چنین رسمی هستند؛ یهودیان قرار نیست در روز شبات تلویزیون تماشا کنند، اما زندگی سیمنتوف سراسر سرپیچی از سنتها بوده است.
زندگی برای او پستی و بلندیهای فراوانی داشته است: از زندان گرفته تا طردشدن و سالها جنجال با دیگر یهودی افغانستان (که اکنون زنده نیست)؛ جاروجنجالی که چنان پرسروصدا بود که حتا طالبان، در دوران حکومتشان، دیگر نتوانستند سروکلهزدن این دو یهودی در زندان را تحمل کنند و هر دو را بیرون انداختند. حالا سیمینتوف باید برای تغییر دیگری آماده شود، زیرا دشمنان قدیمیاش، طالبان، در تلاش بازگشت به قدرتند.
اوایل سال جاری سیمینتوف در مصاحبهای با «فارن پالیسی» گفت: «آنها جنگ و خونریزی بسیاری به همراه آوردند و کابل و بسیاری از مناطق دیگر کشور را در وحشت فرو بردند. بهنظر من کسی با چنین طرز فکر نمیتواند افغانستان را نجات دهد.» با توجه به اینکه طالبان اکنون نیمی از کشور را در دست دارند و اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری نیز به تعویق افتاده است، سیمینتوف مانند بسیاری دیگز از ساکنان کابل نگران تحقق بدترین سناریو است: بازگشت رژیم طالبان دهه 1990. سیمینتوف میگوید که او از اشرف غنی، رییسجمهور فعلی افغانستان حمایت میکند، زیرا او «علیه فساد» است و «دزد نیست.» با اینحال سیمینتوف مانند بسیاری از افغانها بهنظر میرسد که آماده است هرچه پیش آمد بپذیرد و امیدوار بهترین حالت ممکن باشد که در این مورد بهترین حالت، میانهروی طالبان است.
او میگوید: «همه خواهان صلح و ثبات هستند، اما بسیاری از مردم نمیخواهند ببینند طالبان همان کاری را انجام دهند که در گذشته انجام دادند. آنها (طالبان) باید از جنایت فاصله بگیرند، بهخصوص وقتی پای حقوق زنان در میان است.» سیمینتوف هرچند توسط طالبان لتوکوب شده است، اما امیدوار است که طالبان میتوانند تغییر کنند. او همچنین امیدوار است که روزی بتواند تورات کنیسهی خود را که در دوران طالبان ناپدید شد، پیدا کند.
افغانستان برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر جمعیت یهودیان خود را بهدلیل یهودستیزی از دست نداد. در واقع، طبقه حاکم این کشور که عمدتا متشکل از گروه قومی پشتون است -گروهی که بسیاری از طالبان به آن تعلق دارند- نسبت به اقلیت یهودی از خود همدلی نشان دادند. بهعنوان مثال، ظاهرشاه، آخرین پادشاه افغانستان که تا سال 1973 سلطنت کرد، باری ادعا کرده بود که از نسل بنیامین اسراییلی است و گفته بود که یهودیان افغانستان ستون مهم جامعه این کشور دانسته میشوند.
علاقهی ظاهرشاه به یهودیان را میتوان با یک اسطوره قدیمی پیوند داد که میگوید پشتونها فرزندان یکی از قبایل گمشدهی بنی اسراییل هستند. از نظر علمی این ادعا هنوز ثابت نشده است و عمدتا در حد قصه، افسانه و اسطوره است.
در واقع ظهور کمونیسم در افغانستان و مداخله اتحاد جماهیر شوروی از دلایل اصلی مهاجرت یهودیان بوده است. سیمینتوف میگوید: «ارتش سرخ مرتکب جنایات وحشتناک در سایر مناطق آسیای میانه شد. آنها افراد مذهبی را به قتل رساندند و ما این را قبل از ورود آنها به افغانستان میدانستیم.»
با اینکه بیشتر یهودیان گریختند و به اسراییل، ایالات متحده یا اروپا مهاجرت کردند اما سیمینتوف در افغانستان ماند.
شهرنو کابل اغلب محله توسعهیافته و شلوغ پایتخت شمرده میشود. تالارهای عروسی پرزرقوبرق، کافیشاپهای مدرن و دهها رستورانت که غذاهای افغانی، ترکی، هندی، ایرانی و ایتالیایی سِرو میکنند، در این محله قدعلم کردهاند. فروشگاههای سنتی و عتیقهفروشیها نیز از دههها پیش و حتا قبل از جنگ 40 ساله افغانستان در این محله وجود دارند. در این میان، سیمینتوف چندین دهه است که در آخرین کنیسهی سالم افغانستان واقع در کوچه گلفروشی که محلی برای خرید گلهای رُز و لاله برای مناسبتها و جشنهای خاص است، سکونت دارد. سیمینتوف 66 ساله که همیشه «کیپا»ی (یارمولکا، یا کلاه سنتی یهودیان) خود را بر سر دارد، در بین همسایگانش که او را جالب و سرگرمکننده مییابند، مشهور است. یکی از همسایگان سیمینتوف میگوید: «همه در این کوچه زابلون را میشناسند. او بسیار خوشاخلاق و گاهی اوقات نیز بسیار عصبانی است. ولی ما با او خوش هستیم.»
اتاق نشیمن سیمینتوف بخشی از کنیسهی خالی است. گاهی اوقات او بعضی از اتاقهای دیگر کنیسه را به دیگران اجاره میدهد. سیمینتوف در افغانستان نماینده یک اقلیت مذهبی است. با اینکه تمام اعضای خانوادهاش سالها پیش افغانستان را ترک کردهاند، او میگوید که هرگز کشورش را رها نمیکند: «همسرم، دخترانم و خواهرانم در اسراییل زندگی میکنند. من یک بار به آنها سر زدم اما نخواستم بمانم. وطن من افغانستان است.»
تاریخ یهود در افغانستان برای بسیاری از مردم کاملا ناشناخته است. یهودیان دههها پیش بخش مهمی از جامعه بودند و در بسیاری از مناطق این کشور بهویژه در مناطق غربی و شمالی زندگی میکردند. به احتمال زیاد مهمترین شهر یهودنشین افغانستان هرات، زادگاه سیمینتوف، بوده است که در مرز با ایران قرار دارد. صدها خانوادهی یهودی در این شهر زندگی میکردند و چندین کنیسه در آن جا بنا کرده بودند. یکی از این بناهای تاریخی چند سال پیش توسط بنیاد آقاخان بازسازی شد. (متاسفانه، هیچ یهودی در هرات باقی نمانده که به آن سر بزند.) سیمینتوف اخیرا دعاخانهی کنیسهی خودش را ترمیم و رنگآمیزی کرده است. او از این کارش با افتخار یاد میکند. در هر شبات، سیمینتوف بالای منبر کوچکی میرود و تورات میخواند. او همیشه در حین انجام این کار تنها نیست. پس از سقوط رژیم طالبان در اواخر سال 2001، روزنامهنگاران بسیاری از کشورهای غربی نزد سیمینتوف آمدند و بسیاری از آنها یهودی بودند و قبل از آنکه سیمینتوف را بهعنوان «آخرین یهودی افغانستان» مشهور کنند، با او دعا خواندند.
نزدیک به 15 سال است که سیمینتوف این عنوان را با خود یدک میکشد. در دوران نجیبالله، آخرین رییسجمهور کمونیست افغانستان که تا سال 1992 کشور را رهبری میکرد، 10 تا 15 یهودی در کابل زندگی میکردند. آنها آخرین جامعه یهودی کل کشور را تشکیل میدادند. با اینکه بسیاری از افغانها همچنان منتقد نجیبالله -که قبل از ریاستجمهوریاش رییس خدمات امنیت دولتی (خاد) رژیم کمونیست بود- هستند اما بهنظر میرسد که سیمینتوف یکی از هواداران او است. او میگوید: «دوران خوبی بود. مشکل نداشتیم. نجیب رهبر خوبی بود. اتهامات علیه وی صحت ندارد. ببرک کارمل [که پیش از نجیب زمامدار افغانستان بود] مسئول تمام جنایات بود.»
خاد به آدمربایی، شکنجه و قتل دهها هزار نفر در دوران کمونیستها در کابل، معروف بود. اجساد بسیاری از قربانیان خاد تا به امروز مفقودند. به گفتهی بسیاری از شاهدان، نجیبالله خودش شخصا تعداد بیشماری از زندانیان را شکنجه و به قتل رسانده است. حتا در آرشیفهای شوروی، از نجیبالله که «شکنجهگری تبدیلشده به یک رییسجمهور میهنپرست» بود بهعنوان یکی از بیرحمترین افراد در میان کمونیستهای افغانستان یاد شده است. با اینحال، بسیاری از افغانهای مسن به دوران نجیبالله بهعنوان آرامش نسبی قبل از طوفان طالبان نگاه میکنند.
طالبان در سال 1996 نجیبالله را در ملأعام به دار آویختند. جای تعجب نیست که سیمینتوف از ورود طالبان و پیشینیان اسلامگرای آنها یعنی مجاهدین که پس از فروپاشی رژیم کمونیست کابل را فتح و یک جنگ داخلی را آغاز کردند، به تلخی یاد میکند. وقتی طالبان بیشتر مناطق افغانستان را تحت کنترل خود درآوردند، سیمینتوف دو ماه را در اسراییل با خانوادهاش سپری کرد. با اینحال، برخلاف همهی توصیهها او تصمیم گرفت که به افغانستان برگردد. او از طریق هرات وارد کابل شد. وقتی به کنیسه رسید، تنها نبود. اسحاق لوی، دیگر یهودی افغان، نیز در آنجا بود. با اینحال ایمان مشترک نتوانست بین این دو صلح برقرار کند. این دو مرد که نمیتوانستند با هم کنار بیایند، عداوتی را آغاز کردند که سالها طول کشید و حتا رژیم حاکم طالبان را نیز به تنگ آورد. هر دو مرتب یکدیگر را محکوم میکردند. آنطور که همسایهها به یاد دارند، لوی مکررا میگفت که به اسلام گرویده و سیمینتوف نمیخواهد این را بپذیرد. او همچنین میگفت که سیمینتوف صاحب یک فاحشهخانه مخفی است و در آنجا الکل میفروشد. سیمینتوف به نوبهی خود لوی را به جادوی سیاه متهم میکرد؛ عملی که هم در یهودیت و هم در اسلام ممنوع است. در آخر، طالبان که از جنجال دایمی لوی و سیمینتوف عصبانی شده بودند، هر دو را زندانی کردند. ولی وقتی مشاجره دو مرد حتا در زندان متوقف نشد، طالبان آنها را بیرون انداختند.
سیمینتوف میگوید: «آنها (طالبان) مرا لتوکوب کردند. من بهخاطر لوی، این شارلاتان، چند بار زندانی شدم. او میخواست از شر من خلاص شود و کنیسه را بفروشد. ولی خدا را شکر که موفق نشد.» اسحاق لوی که دستکم 25 سال از سیمینتوف بزرگتر بود، در سال 2005 درگذشت.
وقتی از خیرالله خیرخواه که عضو هیأت سیاسی طالبان در قطر است و در مذاکرات اخیر صلح با امریکاییها شرکت داشت، پرسیده شد که نظرش در مورد این دو یهودی چیست، نتوانست جلو پوزخندش را بگیرد. او در پاسخ گفت: «بلی، من آنها را به خاطر دارم. آنها مشکلات زیادی برایم ایجاد کردند.»
در ماه مِی 2014، خیرخواه با چهار عضو دیگر طالبان بهعنوان بخشی از توافق برای آزادسازی «بوی برگدال»، سرباز ارتش امریکا که اسیر طالبان بود، از زندان گوانتانامو آزاد شدند. خیرخواه 12 سال در بند امریکاییها بود. او میگوید که بازجویان امریکایی به دلایلی که او نمیداند، در مورد تورات گمشده سیمینتوف کنجکاو بودند. گفته میشود که جمعیت بزرگ یهودیان افغان در نیویورک نیز این مسأله را با واشنگتن مطرح کرده بودند. خیرخواه درحالیکه داشت غذای خوشمزهی قطری را در هتلی مجلل در دوحه میل میکرد، گفت: «آنها (بازجویان زندان) 40 بار در مورد آن (تورات) از من پرسیدند.»
سیمینتوف از تورات گمشدهاش بهعنوان تورات منحصر به فردی یاد میکند که در قرن پانزده نوشته شده است. تورات هنگامی از کنیسه کابل ناپدید شد که طالبان مشغول جاروجنجال سیمینتوف و لوی بودند. در آنزمان، خیرخواه وزیر داخله طالبان بود و به گفته سیمینتوف مسئول ناپدیدشدن تورات است. او میگوید: «خیرخواه مشغول مذاکرات صلح است اما باید تورات را به من بازگرداند. برای ما بسیار مهم است.»
وقتی خیرخواه ویدیویی از سیمینتوف را که در آن خواستار بازگرداندن تورات است، دید، نتوانست جلو خندهاش را بگیرد. ویدیو را نویسنده این گزارش گرفته بود.
خیرخواه که از مطرحشدن مسأله تورات گمشده در میانهی مذاکرات صلح آشکارا عصبانی شده بود، گفت که او نمیداند تورات کجاست: «من بهخاطر آن شکنجه شدم. یهودیان این مسأله را بسیار جدی گرفتند و من مرتب در گوانتانامو مورد بازجویی قرار میگرفتم. ولی واقعیت این است که من نمیدانم کتاب مقدس کجاست. تنها چیزی که به خاطر دارم این است که معاون آن زمان من آن را گرفت.»
خیرخواه در مورد زندانیشدن این دو یهودی در دوران طالبان گفت که طالبان مشکلی با یهودیان ندارند زیرا آنها در فقه اسلامی «اهل کتاب» محسوب میشوند: «جدا از اینکه دین یهود براساس یکتاپرستی ابراهیمی است، یهودیان در افغانستان همیشه بهعنوان اقلیت پذیرفته شده بودند. آنها افغانستان را بهخاطر ما [طالبان] ترک نکردند. در مورد این دو، آنها نمیتوانستند با یکدیگر کنار بیایند. آنها از همدیگر متنفر بودند. این مربوط ما نمیشد.»
خیرخواه میگوید که معاون وقتش که یکی دیگر از چهرههای برجسته طالبان به نام نور جلال بود، تورات را به قندهار که در آن زمان پایتخت امارت طالبان بود آورد. از آنزمان به بعد بهنظر میرسد که تورات سیمینتوف گم شده است.
ناظران میگویند که میتوان فرض کرد که تورات قدیمی مدتها پیش در بازار سیاه فروخته شده است. کشور اسراییل به جستوجو و خریدن کتابهای مقدس قدیمی در تلاشی که آن را «بازگرداندن کتابهای مقدس به خانه» میخواند، معروف است، اما در یافتن تورات سیمینتوف موفق نبوده است. وحید مژده، تحلیلگر مستقر در کابل و مقام سابق طالبان میگوید: «بهنظر من خیلی بعید است که این کتاب پیدا شود. چیزهای زیادی از آن دوران گم شدهاند. پس از فروپاشی رژیم طالبان و حملهی نیروهای غربی، فروشندگان بازار سیاه از هرجومرج سود بردند.»
زابلون سیمینتوف هنوز معتقد است که تورات باز میگردد و او تا زمان مرگش منتظر آن میماند: «آنها فکر میکردند که میلیونها دالر ارزش دارد اما این حقیقت نداشت. فقط برای ما یهودیان بسیار باارزش است.» چه کتاب مقدس پیدا شود یا خیر، سیمینتوف، تنها یهودی افغانستان، منتظر آن خواهد ماند و همچنان به زندگی در کابل ادامه خواهد داد. او میگوید: «من مرد نترسی هستم و هرگز بهخاطر طالبان یا هرکس دیگری، افغانستان را ترک نخواهم کرد.» با اینحال، آخرین یهودی باقیمانده در افغانستان معتقد است که در صورت آمدن صلح و ثبات در کشور، بسیاری از براداران یهودی وی به افغانستان باز میگردند. او میگوید: «یهودیان افغان کشور خود را دوست دارند و بسیاری از آنها به کشور باز میگردند و برای بازسازی افغانستان سرمایهگذاری میکنند. کشور ما قلب آسیا است و ما منابع دستنخورده زیادی داریم. اما برای این کار، اول باید صلح بیاید.»
