در وضعیتی که نتیجهی انتخابات ریاستجمهوری افغانستان معلوم نشده و از طرفی احتمال از سرگیری مذاکرات صلح ایالات متحده امریکا با گروه طالبان میرود، محمداشرف اغنی رییسجمهور فعلی و یکی از نامزدان این انتخابات، طرح هفتمادهای صلح را زیر نام «گامهایی بهسوی ثبات در افغانستان» آماده کرده است.
طرح آقای غنی سه مرحله و هفت ماده دارد. در مرحلهی اول زیر نام «مذاکرات از بالا به پایین» شامل سه ماده: «مذاکره با ایالات متحده + ناتو»، «مذاکره با طالبان» و «مذاکره با پاکستان» میشود. مرحلهی دوم «ایجاد اجماع با شرکای منطقهای و بینالمللی» است که شامل دو ماده: «بحث و گفتوگو با همسایهها، منطقه و جهان اسلام» و «بحث و گفتوگو با غرب + سازمانهای بینالمللی» میشود. مرحلهی سوم «ثباتِ از پایین به بالا» است که شامل دو مادهی دیگر: «تقویت نهادها در سطح ملی» و «رسیدگی به شکایات در سطح محل» میباشد.
آقای غنی در این طرح یک بخش را زیر عنوان «گامهای مهم فوری» به هدف جلب حمایت ملی و بینالمللی از این طرح و بهبود آن آورده که شامل سه اقدام میشود: «راهاندازی یک جرگهی کوچک»، «ایجاد یک گروه متحد رایزنیها» و «برگزاری گفتوگوهای میانافغانان»
غنی در مقدمه این طرح نوشته که «صلح برای افغانها اصطلاح جامعی است که نهتنها مسأله مذاکره با طالبان را در بر میگیرد، بلکه به رویکردهای فشرده و جمعی از بالا به پایین و از پایین به بالا نیز برای از بینبردن عواملی که شرایط را برای جنگ ایجاد میکند، نیاز دارد.»
متن کامل مادههای طرح صلح غنی
مذاکرات از بالا به پایین
مادهی اول: مذاکره با ایالات متحده + ناتو
ما به ایالات متحده پیشنهاد میکنیم تا بهطور مشترک میکانیزم اجرایی و پلان خروج نیروهای امریکایی و چارچوب همکاریهای ضد تروریسم برای دورهی پساخروج را تدوین کنیم. این میتواند بر مبنای گفتوگوهای ایالات متحده با طالبان و بخشهایی از تلاشهای سال گذشته که توسط امریکاییها انجام شد، باشد.
مادهی دوم: مذاکره با طالبان
وقتی طالبان اطمینان حاصل کنند که نیروهای خارجی -که به ادعای طالبان مشکل همین است- از کشور بیرون خواهند شد (تنها اطمیناندهی در این مرحله)، هیأت 15 نفری همهشمول پیشین، در مذاکره با طالبان شرکت خواهد کرد. این مذاکرات احتمالی، برای افغانها بسیار مهم است و بهگونهی فراگیر و مشورتی انجام خواهد شد. این امر برای آن است که به مردم افغانستان اطمینان داده شود که صدایشان نتایج مذاکرات را شکل میدهد. پیش از آغاز مذاکرات، مردم و حکومت افغانستان، از طالبان میخواهند تا یک آتشبس دوجانبه را بپذیرند؛ الف) تا ثابت شود که آنها وحدت فرماندهی دارند، و ب) تا فضای لازم برای مذاکرات موفق فراهم شود. هدف دولت افغانستان در انجام مذاکرات، نهایی کردن توافق صلح با طالبان است. پلانهای تفصیلی برای آتشبس بهعنوان پیششرط مذاکرات و همچنان روند مذاکرات، بهطور جداگانه تدوین شده است.
مادهی سوم: مذاکره با پاکستان
ایالات متحده و طالبان بر مادههای 1 و 2 تأکید کردهاند، اما ما همچنان میخواهیم به ریشهی مشکل که پاکستان است بپردازیم. هدف این نکته اطمیناندهی متقابل بین افغانستان و پاکستان است. افغانستان باید بداند که پاکستان به پناهدادن به تروریستان و پرورش تروریسم در منطقه، ادامه نخواهد داد و پاکستان باید بداند که افغانستان در راستای تجارت، صادرات و پروژههای انرژی که به رشد اقتصادی پاکستان کمک میکند، میتواند یک همکار صادق باشد.
ایجاد اجماع با شرکای منطقهای و بینالمللی
مادهی چهارم: بحث و گفتوگو با همسایهها، منطقه و جهان اسلام
این امر، اطمینان متقابل از عدم مداخله این کشورها و افغانستان را فراهم میکند، و همچنان اطمیناندهی افغانستان ازینکه این کشور بهجای بیثباتی منطقهای، در پی تحول امکانات اقتصادی خواهد بود. با رویکرد اقتصادمحور و اتصال منطقهای، ما میتوانیم با هم برای منافع مشترک منطقه که صلح و ثبات را تقویت میکند، کار کنیم. همزمان با تلاشهای انجامشده در نکات 1، 2 و 3، افغانستان از شماری از كشورهای این گروه درخواست خواهد كرد تا مسیر 2 یا 1.5 گفتوگوهای صلح با طالبان را تسهیل نمایند. میکانیزم این گفتوگوها بهطور جداگانه ساخته خواهد شد.
مادهی پنجم: بحث و گفتوگو با غرب + سازمانهای بینالمللی
ما قصد داریم تا اتحادیه اروپا، کشورهای اروپایی، سازمان ملل، بانک جهانی و دیگران را در سراسر پروسهی صلح دخیل باشند. افغانستان با کشورها و نهادهای این دسته در راستای طرح و تطبیق برنامههای انکشافی جامع که میتواند مسیر درازمدت برای انکشاف در دورهی پساتوافقِ صلح را تعیین کند، کار خواهد کرد. این کشورها و نهادها همچنان میتوانند نقش تضمینکننده را توافق صلح احتمالی داشته باشند.
ثباتِ از پایین به بالا
مادهی ششم: تقویت نهادها در سطح ملی
برای حفظ و تقویت صلح ـ که احتمالا با تلاشهای یادشده بهدست آید ـ افغانستان باید به تقویت جمهوری اسلامی بهعنوان نظام حکومتداری، نیرومند ساختن بیشتر نیروهای امنیتی و دفاعی، بهبود حکومتداری و مهار فساد ادامه دهد و روی میکانیزمهایی برای مشمولیت سیاسی سیستماتیک تمامی افغانان ادامه دهد.
مادهی هفتم: رسیدگی به شکایات در سطح محل
هر ولسوالی افغانستان محرکها/علتهای خاصی برای منازعات خود دارد. این علتها/محرکها باید شناسایی و رسیدگی شود. گسترش حاکمیت قانون، تقویت میکانیزمهای سنتی حل منازعه، برنامههای توسعهی روستا و میکانیزمهایی برای شمولیت مردم در سیاست محلی، محور تلاشها در این کتگوری خواهد بود.
گامهای مهم فوری: برای جلب حمایت ملی و بین المللی از این طرح و بهبود آن، دولت افغانستان در کوتاهمدت گامهای محکم زیرین را خواهد برداشت:
1. راه اندازی جرگهی کوچک: این جرگه، جناحهای مختلف سیاسی گوناگون، فعالان جامعه مدنی، نمایندههای خانوادههای قربانیان، نمایندههای گروههای جوانان و زنان را گرد هم میآورد تا مشورههای فراگیر در مورد مسیر پیشرو صورت گیرد و و در این یکپارچگی ایجاد شود.
2. ایجاد یک گروه متحد رایزنیها: افغانستان، نمایندهگان (نماینده ویژه یا معادل آن) 12-15 کشور و سازمان بینالمللی را برای اشتراک در کنفرانس یکروزه به کابل دعوت خواهد کرد تا بهطور جمعی در مورد تلاشهای گذشته و درسهای یادگرفتهشده و رایزنی برای مسیر پیشرو بحث شود.
3. برگزاری گفتوگوهای میانافغانان: افغانستان از شرکای احتمالی خواهد خواست که یک رشته گفتوگوهای میانافغانان را راهاندازی کنند تا اطمینان حاصل شود که مومنتم حفظ شده و کانالهای ارتباطی میان طرفهای درگیر باز است. برخلاف مذاکرات رسمی، گفتوگوهای میانافغانان نیازی به پیششرط نخواهد داشت.
پیششرط آغاز مذاکره با طالبان: آتشبس یکماهه
حمدالله محب، مشاور امنیت ملی کشور روز سهشنبه (هفتم عقرب) در نشست خبری در کابل این طرح را توضیح داد و گفت طرح هفتمادهای صلح حکومت به سه بخش اساسی: مذاکره، اجماع و حکومتداری خوب تقسیم شده است. آقای محب افزود که این هفت ماده چکیدهی از برنامههایی است طی پنج سال گذشته ارائه شده در مورد آن مشورههای نیز صورت گرفته است: «کدام گپ نو نیست.»
مشاور امنیت ملی کشور افزود پیش از این حکومت افغانستان مذاکره بدون قید و شرط را با طالبان پیشنهاد کرده بود، اما با گذشته چند سال به این نتیجه رسیده است که طالبان رهبری واحد ندارند و شماری از فرماندهان مهم این گروه به گروه داعش پیوستهاند، از این رو نخست طالبان باید ثابت سازند که چقدر بر فرماندهان و جنگجویان خود کنترل دارند.
آقای محب گفت که شرط حکومت افغانستان این است که نخست باید آتشبس یکماهه اجرا شود و بعد از آن مذاکرات صلح آغاز گردد: «این شرط بهخاطر آن است که طالبان کنترل خود بر جنگ را ثابت کنند.» محب افزود که طالبان نیز وضاحت دهد که چگونه خود را از پاکستان جدا میکند و رابطهی آنها با پاکستان چگونه است و در آینده چگونه خواهد بود.

از سوی هم مشاور امنیت ملی افغانستان میگوید یک مادهی این طرح مربوط به مذاکره با پاکستان است و تا زمانیکه پاکستان تضمین نکند که به طالبان و دیگر گروهها پناه نمیدهد، از آنها حمایت نمیکند و از جنگ افغانستان دست میکشد، هیچ مذاکرات صلح نتیجه نمیدهد. او تأکید کرد یکی از اهداف واضح مذاکرات حکومت افغانستان با پاکستان این است که آن کشور تضمین دهد: «باید پاکستان تضمین دهد که بعد از این در افغانستان جنگ نمیخواهد.»
از سوی دیگر مشاور امنیت ملی کشور افزود که هرگونه توافق صلح در افغانستان، باید توافق کشورهای منطقه را باخود داشته باشد، در غیر آن جنگ در افغانستان دوام میکند.
آقای محب در پاسخ به پرسش خبرنگاران گفت که هدف طرح این است که نخست افغانستان با شریکان بینالمللی خود به یک توافق برسد. او افزود که این طرح با امریکا، کشورهای اروپایی و دیگر کشورها در میان گذاشته شده که به گفتهی او، نظر امریکاییها در مورد این طرح منفی نبوده است و کشورهای اروپایی از آن استقبال کردهاند.
طرح کهنه، بازی نو
پژوهشگران و کارشناسان طرح تازهی آقای غنی را طرح تازه و متفاوت از طرحهای قبلی آقای غنی نمیدانند و میگویند که ارائهِ این طرح در مطقع فعلی، بیشتر مانعیست در روند فعلی صلح به رهبری ایالات متحده امریکا تا یک طرح قابل تطبیق که نتیجهای در پی داشته باشد.
دکتر عمر صدر، پژوهشگر و استاد دانشگاه امریکایی افغانستان در صحبت با اطلاعات روز میگوید که طرح تازهی حکومت در مورد صلح متفاوتتر از نقشهی راه صلح که در کنفرانس ژینو ارائه شد، نیست و تنها تفاوت آن تقدم و تأخر مراحل طرحها است و اضافهکردن برخی میکانیزمهای تازه در طرح جدید مانند جرگه کوچک، پیچیدهکردن مسأله است.
آقای صدر میافزاید که این طرح در واقع در تناقض با روند کنونی مذاکرات صلح به رهبری امریکا قرار دارد؛ چون در روند فعلی صلح امریکا با طالبان یکسری توافقاتی صورت گرفته که برگشتناپذیر است. امریکاییها میخواهند که مذاکرات را در چند ماه آینده به نتیجهی ملموسی برسانند: «طرح رییسجمهور غنی در حقیقت در تضاد با روند کنونی قرار دارد و میخواهد که مالکیت پروسه صلح را به رهبری دولت افغانستان متمرکز بسازد.»
او همچنان میافزاید که این طرح در کوتاه مدت قابل تطبیق نیست و تطبیق آن به زمان خیلی طولانی نیاز دارد: «حتا اگر دولت جدید تشکیل شود، تطبیق این طرح با چالشهای خاص مواجه خواهد بود. هرچند این طرح بلندپروازانه است، حتا اگر عملی شود، نتایج ملموس و مثبتی در پی نخواهد داشت. مثلا مذاکره با پاکستان بارها در طرحهای دولتی مطرح شده است، میکانیزمهای مختلف در نظر گرفته شده، اما نتایج ملموسی در پی نداشته است. در بخش مذاکره با منطقه و جهان اسلام در این طرح راهکار دقیق و تضمینات لازم که ما مطمیین شویم مذاکره با جهان اسلام میتواند نتیجهبخش باشد، وجود ندارد. تأکید بیشتر روی اعتمادسازی است، اما میکانیزمهای که ضمانت اجرایی داشته باشد، در این طرح وجود ندارد. امروز بیشتر از دولت افغانستان، امریکا پروسه صلح را در دست دارد. کشورهای منطقه از این موضوع اطلاع دارند و برای برآوردهشدن خواستهایشان نه با دولت افغانستان، بلکه با دولت امریکا مستقیما مذاکره میکنند. در وضعیت فعلی دولت غنی اهرم فشار کافی برای مذاکره با کشورهای منطقه ندارد و کشورهای منطقه نیز به دولت افغانستان اهمیت نمیدهد.»

تمیم عاصی، معاون پیشین پالیسی و استراتیژی وزارت دفاع در گفتوگو با اطلاعات روز میگوید که در شرایط فعلی کشور که نتیجهی انتخابات مشخص نیست، حکومت وحدت ملی در روزهای آخر خود قرار دارد و با چالش عدم مشروعیت روبهرو است، این طرح صلح عملی نیست و حکومت فعلی که در «بدترین وضعیت سیاسی، حقوقی و نظامی» و انزوای داخلی و بیرونی قرار دارد، توانایی اجرا و تطبیق آن را ندارد.
از سوی هم آقای عاصی این طرح را به شمشیر دو لبه تشبیه میکند و میگوید در صورتی مانع روند فعلی صلح نیست که این طرح یک مقبولیت همهشمول داخلی و منطقهای داشته باشد: «مانع زمانی میشود که این طرح یک طرح شخصی و گروهی آقای غنی و شاخهی ارگ باشد. اما حکومت افغانستان بنا به خلای مشروعیتیکه دارد و فاصلهی آن با سیاسیون و مردم افغانستان، بعید میدانم که مواد این طرح را بتوانند تطبیق کنند و در موردش در داخل و بیرون از افغانستان به یک اجماع برسند. برای فعلا این طرح همانند یک مانع دیده میشود تا این که یک طرحی باشد بهخاطر تسریع روند و کتلیستی باشد برای این که ما را به سرمنزل مقصود همان صلح برساند.»
از سوی دیگر تمیم عاصی این طرح یک طرح تازه و متفاوت از طرحهای گذشته نمی داند و میگوید که حکومت وحدت ملی و بهویژه شاخهی ارگ به یک فابریکه تولید طرحهای بینتیجه و نیمهکاره تبدیل شده است: «طرحها پیهم نوشته میشود، اما نیمهکاره رها میشود. اکثریت این طرحها همهشمول نیست. برای تدوین آن با سیاسیون و مردم افغانستان و منطقه و قدرتهای بزرگ مشوره نمیشود که یک طرح واضح تدوین شود تا بعد به سمت تطبیق برده شود و نتیجهای در پی داشته باشد. نوشتن طرحهای پیهم بدون این که کاملا تطبیق شود و نتیجه بدهد کشور را بهجای نمیرساند.»

«توماس روتیگ»، کارشناس آلمانی مسایل افغانستان و مسئول شبکهی تحلیلگران افغانستان در گفتوگو با اطلاعات روز در مورد طرح جدید صلح آقای غنی میگوید که خوب است حکومت افغانستان -هرچند هنوز مشخص نشده که پس از اعلام نتایج انتخابات همین حکومت خواهد بود یا خیر- در تلاش است تا ابتکار عمل را دربارهی روند صلح افغانستان بهدست گیرد، چون حکومت افغانستان یکی از طرفهای اصلی درگیری است، بنابراین در حل آن نیز باید یک طرف گفتوگو باشد.
همزمان آقای روتیگ معتقد است که حاضرنشدن طالبان به گفتوگوی مستقیم با حکومت افغانستان یک مشکل بزرگ است و این بنبست باید برطرف شود. او میافزاید تا جایی که من میبینم، فقط ایالات متحده میتواند این کار را انجام دهد؛ زیرا طرفی است که قبلا با طالبان گفتوگو کرده است و بهنظر میرسد در تلاش است تا گفتوگو را از سر گیرد: «از دید من، شروع مجدد مذاکرات طالبان و ایالات متحده تنها راهی است که دولت افغانستان را وارد مذاکرات میکند و یگانه راه برای پایان جنگ افغانستان است. البته، قبل از نهاییشدن این راهحل، نیروهای خارجی نباید خارج شوند. اما مطمیینا، این روند ممکن است طول بکشد و معلوم نیست که رییسجمهور فعلی ایالات متحده این قدر صبر میکند یا خیر.»
عمر صدر معتقد است که هدف از تهیه این طرح در شرایط فعلی کشور، انتخابات است چون به گفتهی او، نتیجه انتخابات از آنچه که در روند صلح تصمیم گرفته میشود، تأثیرپذیر است: «از یک طرف دولت غنی میخواهد که مالکیت پروسه صلح را به اختیار داشته باشد و همزمان از این مسأله بهعنوان اهرم فشار بهخاطر نتایج انتخابات با امریکاییها میتواند استفاده کند. هر دو گزینه محتمل است.»

تمیم عاصی میگوید که طرح صلح رییسجمهور غنی ابزاریست برای امتیازگیری از امریکا و شرکای دیگر افغانستان و آقای غنی با این طرح میخواهد بگوید که صلح را بدون او نمیتوانند تطبیق کنند: «آقای غنی با این طرح میخواهد موافقتنامهای را که آقای خلیلزاد که تقرییا روی 90 درصد آن را با طالبان به توافق رسیده است، زیر پایش بزند و سبوتاژ کند. این طرح هیچ همخوانی با اهداف استراتژیک و برنامههای صلحی را که قدرتهای منطقه و امریکا دارد ندارد. امریکا در یک خروج عجله قرار دارد و این طرح حداقل به کندی خروج میانجامد و حداکثر یک مانع است برای طرحها و برنامههای صلح امریکا. امریکاییها نشان دادند که حاضرند در موردش صحبت کنند، اما صحبتکردن به معنی توافق با این طرح نیست. شاید با برخی عناصر موافق باشند. اما در کل این طرح را یک ابزاری باجگیری و مانع برای صلح میدانم.»
همزمان کارشناسان میگویند که این طرح دارای نکات مثبتی نیز است. به گفتهی عاصی، تأکید بر آتشبس و کاهش خشونت، مشخصشدن رابطهی طالبان با پاکستان، تأکید روی جمهوریت و حفظ ارزشهای جمهوریت و دستآوردهای 18 سال پسین از نکات مثبت این طرح صلح است.

طرح ارایه شده ؛بی طردید که یک بجث یک جانبه است وبستکی به دوموضوع اصلی اساسی دارد:
اول اینگه طراح آن چقدردست باز؛د رارایۀ آن دارد.
دوم اینکه چقدرمارکیت داخلی وخارجی دارد .
دراول صلاحیت اجرایی بازیگرآن؛ مورد تجزیه وتحلیل قرارداده شود وهم بازیگریاطراح آن صلاحیت های واقعی اجرای تهعدات سپرده شده را دارد؟ آیا امکانات مادی ومعنوی نیل به آنرا داراهست؟ وآیاطرف جنگ که خریداراصلی آنراتشکیل میدهد، طرح ارایه شده دلگرمی آنرا بخود جذب نموده میتواند> آیا درکناراین مسلۀ ؛ملت هم ازجملۀ خریداران آن (طرح) است یاخیر ؟
بعُدخارجی مساُله نیز ؛ ازنظررعایت ارزش های اخلاقی وضوابط حاکم بین المللی میباشد، آیا رضایت خاطروجلب حمایت هواخواهان کشورمان را بحود معطوف ساخته میتواند؟ آیا جایگاهی برای ابرازنظرآنان درخود دارد؟
آیامارا ازدخالت ومداخلات کشورهای مغرض بی نیازساخته میتواند؟ آیا نگرانی های کشورهای همسایه مان درنتیجۀ این طرح رفع گردیده میتواند؟ آیا همۀ ابعداخارجی مسآله ؛درقطع خونریزی واعادۀ صلح و.حیثیت ازدست رفتۀ کشور؛ درجامعۀ بین المللی نقش مثبت وقاطعی را ایفاء کرده میتواند؟ این بایسته هایی که سنگ بنای مسآله را درتحقق آن میگذارد، درصورت پاسخگو بودن، این طرح به بایسته های فوق موفقانه ودرغیرازآن اگرهمان ملا وهمان مسجد باشد، وضعیت آینده را خراب میبینم.
شنبه 11 عقرب 1398
کابل .
Green zone