من تا هنوز جاپان نرفتهام، اما شنیدهام که جاپانیها وقتی بچههایشان را به مکتب میفرستند، به این امید نمیفرستند که خوب درس بخوانند، خوب نمره بگیرند و با درجات عالی از این صنف به آن صنف و از آن صنف به صنف دیگر ترقی کنند. بلکه برای این میفرستند که آموزگاران به آنها رفتار درست یاد بدهند. در مکاتب جاپان هیچ کسی برای اول نمرهشدن تلاش نمیکند، اما همه برای یادگرفتن آداب و ارزشهای اجتماعی تلاش میکنند. مثلا یاد بگیرند که با بقیه چگونه رفتار کنند تا به کسی اهانت نکرده باشند، یاد بگیرند که راست بگویند، یاد بگیرند که محیط زندگی و تربیت خویش را پاک نگهدارند، یاد بگیرند کسی را دشنام ندهند، یاد بگیرند زیاد حرف نزنند و حرف بیجا نزنند و هزاران مورد دیگر.
اما خدا گردن مرا نگیرد ما افغانیها امسال نزدیک به چهارصد میلیون افغانی بابت صدمین سالروز استقلال خویش خرج کردیم. این در حالیست که یکی از افتخارات ما این است که همزمان با جاپان توانستهایم استقلال خویش را بهدست بیاوریم و طی صد سال گذشته به اشکال گوناگون به خود افتخار کنیم. ما صد سال بعد از گرفتن استقلال به جایی رسیدهایم که رییس پارلمان ما وقتی میخواهد مخالفتش را با نظر و رفتار یکی از وکلا ابراز کند به او «احمق لوده» میگوید، اما در جاپان هرچقدر هم به یک بچهی پنج ساله ککاو و چاکلیت و شیرینی چوب در کون بدهی و از او بخواهی که یک نفر دیگر را احمق لوده خطاب کند، نمیکند. چرا؟ بهخاطریکه او قبل از رسیدن به سن پنج سالگی یاد گرفته که تحت هیچ شرایطی نباید به کسی فحش بدهد. بیجهت نیست که یک وزیر در جاپان بهخاطر هدیه دادن خربزه از مقامش استعفا میکند. آنها از از کودکی انسانیت را تمرین میکنند و به هرمقامی هم اگر برسند، به آن پابند میمانند.
طرف ما داستان فرق میکند. هرچه آدمها از لحاظ اقتصادی ثروتمندتر شوند یا از لحاظ مقام قدرتمندتر، میزان پابندیشان به ارزشها و آداب سالم اجتماعی کمتر میشوند. در این مورد از من مثال طلب نکنید، کافیست چشم باز کنید، چهارطرف از این آدمها پُر است. با آن هم اگر در مورد ادب یا تربیت ناسالم مثال میخواهید، رییس پارلمان را به خاطر بسپارید. او مرد ثروتمندی است. بیشتر از هر وکیل دیگر پول دارد، موترهای زرهی دارد و خانههای مفشن و دفاتر مفرح و تجارت موفق دارد. تازه او امتیاز ریاست پارلمان را هم دارد. امتیازی که کمال ناصر اصولی برای بهدستآوردن آن هرکاری کرد. شاید به همین دلیل وقتی آقای میررحمان رحمانی روی کرسی ریاست پارلمان مینشیند، اصلا نیاز نمیبیند در برخورد با وکلا از ادب و احترام کار بگیرد.
اگر خدای نکرده شما بپرسید که چرا رییس پارلمان
ما اینقدر بینزاکت است، مجبورم در جواب شما بگویم که عزیز دل برادر! یک نفر
زمانی احترام بقیه را نگه میدارد که فهم کافی از انسانیت داشته باشد، کتاب خوانده
باشد، آنقدر عقل داشته باشد که احساساتش را کنترل کند، درست تربیه شده باشد، با
انسانهای خوب سلام و کلام کرده باشد، پول و مقام کورش نکرده باشد، بقیه را آدم
حساب کند. کسی که این خصوصیات را دارد، حتا اگر نظر مخالف نظر خود را بشنود، آرامشاش
برهم نمیخورد. حتا اگر با یک بینزاکت دیگر روبهرو شود، از چوکات خارج نمیشود.
حتا اگر دروغ بشنود، خونش به جوش نمیآید. اما اگر فاقد این تواناییها و داراییها
باشد، ولو که میلیاردر باشد و رییسجمهور هم باشد، یا بقیه را «بچه خر» میخواند
یا «احمق لوده». شاعر بیخود نسروده که
خر عیسی اگر به مکه رود
چو بیاید هنوز خر باشد
حتما کدام مورد در گذشتهها هم اتفاق افتاده که شاعر این بیت را سروده است. ورنه او از کجا میفهمید که این قسم خواهد شد.
بگذریم، گپ ما کجا بود؟ آها! در جاپان کدام وزیر به کدام کس خربزه تحفه داده و به همین خاطر از مقامش استعفا کرده است. عجب آدم سُستعنصری بوده است. بیا در مملکت ما، وزیران ما به نمایندگان پارلمان موتر زرهی و دوستدخترهای تایلندی تحفه میدهند، خربزه چیه؟ تحفه ندهند که استیضاحشان کنند و فیششت اوت! اینجا کسی که تحفه ندهد او را گُشنه گفته، سلامش را هم علیک نمیکنند. یک نفر 65 هزار نفر را به کشتن داد، وقتی ازش خواستند که بس است دیگر! از مقامش کنار برود. میفهمید در جواب چه گفت؟ گفت آمارتان درست نیست، 65 هزار نیست، 55 هزار است. تازه توقع داشت ما بهجای او شرمنده باشیم که آمار ما درست نیست. باز خانه رییس پارلمان آباد که فقط یک کم بیادبی کرده است. ایشان آمده و هنوز هم ایشان است.

آفرین تان نکته خوبی را اشاره کردید.
واقعا که اینجا بوی از انسانیت نیست.