اکسپرس تریبون ـ انعامالحق
ترجمه: جلیل پژواک
داعش یا دولت اسلامی که خود را در افغانستان «شاخه خراسان دولت اسلامی» میخواند، در کنار القاعده، ایالات متحده، نیروهای امنیتی افغانستان و شبهنظامیان محلی تحت حمایت سازمان سیا یعنی نیروهای اربکی، شرکتکنندهی نسبتا جدید جنگ قدرت در این کشور است. نیروهای اربکی توسط بخش شبهنظامی سیا بهنام «نیروی زمینی» پس از حمله یازده سپتامبر 2001 ایجاد شد. این شبهنظامیان تحت حمایت سازمان سیا قرار دارند و خارج از صلاحیت حکومت افغانستان و نیروهای ارتش و پولیس این کشور فعالیت میکنند.
داعش اولینبار در سال 2014 در صحنه افغانستان ظاهر شد. پنتاگون این گروه را بهعنوان گروه منشعب طالبان پاکستانی خواند که توانایی عملیاتی محدود دارد. امروزه برآورد میشود که داعش در مناطق روستایی شرق افغانستان یعنی عمدتا در ولایات کنر، ننگرهار، نورستان و لغمان مراکز قدرت ایجاد کرده و حدود سههزار جنگجو دارد. تاختوتازهای این گروه در ولایت جوزجان در سال 2018 توسط طالبان و حملات هوایی نیروهای امریکایی عقب زده شد. در این اواخر گروهکهای داعشی در ولایت قندوز در شمال و هرات در غرب نیز ظاهر شدهاند. واحد عملیاتی این گروه در کابل یکی از خطرناکترینها در میان گروههای تروریستی فعال در افغانستان است. تنها در سال 2018 این گروه 24 حمله را در کابل انجام داد و رکورد شبکهی حقانی را شکست. گفته میشود که حمله تروریستی 7 اپریل 2017 در «استکهلم» سویدن که عامل آن رخمت اکیلوف (یک ازبیک) بود و باعث کشتهشدن 5 نفر شد، به تشویق یک رهبر داعش در ننگرهار صورت گرفته است. گزارش اخیر سازمان ملل متحد شاخه خراسان دولت اسلامی را مسئول مرگ 423 نفر غیرنظامی از مجموع 3812 غیرنظامی کشتهشده در شش ماه اول سال 2019 میداند.
شاخه خراسان دولت اسلامی که ابتدا یک ائتلاف شکننده طالبان پاکستانی دانسته میشد، اکنون جنگجویانی را از سراسر منطقه از جمله قزاقستان، تاجکستان، عراق و سوریه به خود جذب کرده است. این گروه «قادر به سربازگیری برای جبران تلفاتش» و بهدنبال افزایش سربازگیری از میان جوانان افغان و طالبان ناراضی است. گفته میشود که این گروه طبق معیارهای افغانستان دستمزد خوبی به جنگجویانش میدهد و «در بعضی مناطق معاش چند صد دالری» میپردازد.
بنابر گزارشها، این گروه از طریق قاچاق چوب، مواد مخدر، مواد معدنی مانند لاجورد در شرق افغانستان و سایر منابع درآمد مانند اخاذی تأمین میشود. گفته میشود که در ابتدا شاخه خراسان دولت اسلامی از رهبری این گروه در خاورمیانه کمک مالی دریافت میکرد، اما اکنون به خودکفایی رسیده است.
در سال 2008، جنرال «استین میلر»، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان تصمیم گرفت کارگروه ویژهای را تحت رهبری نیروهای امریکایی در کنار واحدهای ویژه پولیس افغانستان برای از بینبردن جنگجویان داعش ایجاد کند. این کارگروه قرار بود پس از دستیابی به توافق صلح در افغانستان «تهداب یک نیروی ضدتروریستی» پس از خروج نیروهای امریکایی باشد. با اینحال، طالبان در گفتوگوهای دوحه با این ایده مخالفت کردند و اصرار داشتند که آنها میتوانند شاخه خراسان دولت اسلامی را شکست دهند. برخی از مخالفان این ایده مانند عبدالرحیم مسلمدوست، روحانی اسلامگرا که در پاکستان بازداشت و در گوانتانامو زندانی بود، فکر میکنند که پاکستان شاخه خراسان دولت اسلامی را ایجاد کردهاند درحالیکه مقامات امریکایی این را نمیپذیرند.
جالب اینکه مقامات اطلاعاتی امریکا قلمروی را که در شرق افغانستان تحت کنترل شاخه خراسان دولت اسلامی قرار دارد، بهلحاظ استراتژیک کماهمیت میدانند و میگویند این منطقه بیآن هم تحت کنترل نیروهای طرفدار دولت نبود. جالبتر اینکه مقامات پنتاگون در سال 2017 گفته بودند که آنها نمیتوانند نیروهای داعش را در این مناطق دوردست افغانستان شکست دهند. ایالات متحده از نیمهی اول سال 2019 استراتژی خود را رسما به استراتژی «مهار» داعش تغییر داده است، درحالیکه در جاهای دیگر افغانستان استراتژی ایالات متحده «مبارزه با شورش» است.
چنانکه گزارش شده است، ارزیابی استخباراتی در مورد اندازه و اثربخشی شاخه خراسان دولت اسلامی ظاهرا بین پنتاگون و «آژانس امنیت ملی» و سازمان سیا متفاوت از آب درآمده است. بخشی از دلیل تفاوت این ارزیابیها این است که ارزیابی سازمانهای جاسوسی وابسته به تکنولوژی (هواپیماهای بدون سرنشین، شنود تماسها و رهگیری سیگنالها) است که نسبت به «هوش انسانی» دقت کمتری دارد و از این رو مستعد تفسیر نادرست است. ارتش امریکا به این نظر است که دولت اسلامی در افغانستان قادر است در صورت لزوم تعداد جنگجویانش را ازدیاد بخشد، بنابراین، این گروه را یک تهدید جدی تلقی میکند. چنین نظری از جانب ارتش امریکا در مورد خطر این گروه تلاش برای جلوگیری از تکرار ناکامی استخباراتی سال 2015، وقتی یک اردوگاه آموزشی کلان القاعده بهطور غیرمنتظره در روستایی در قندهار کشف شد، دانسته میشود.
منتقدان همچنین ظهور تقریبا یکشبهی شاخه خراسان دولت اسلامی در افغانستان و بیمیلی امریکا به مقابله جدی با این تهدید را تلاش پنهانی برای تضعیف طالبان میدانند. باور بر این است که حضور داعش بهعنوان رقیب در میدان جنگ افغانستان باعث شده است طالبان به مذاکره فکر کنند. اگر جزئیاتی چون تفاوت ارزیابیهای سازمان سیا، آژانس امنیت ملی و ارتش ایالات متحده، همچنین ناکامی استخباراتی و تغییر استراتژی مبارزه به «مهار» کنترل داعش در شرق افغانستان و کماهمیت جلوهدادن این منطقه به لحاظ استراتژیک را کنار هم قرار بدهیم، تصویر متفاوتی پدیدار میشود. نظر غالب این است که شاخه خراسان دولت اسلامی ایده سازمان سیا است و توسط دولت پنهان ایالات متحده و حکومت افغانستان بهعنوان خط دفاعی دوم (پس از نیروهای اربکی) در برابر طالبان به منظور اطمینان از ادامه فشار ایالات متحده با یا بدون توافق صلح، ایجاد شده است. نظر دیگر این است که این گروه برای مقابله با جاهطلبیهای اقتصادی چین در افغانستان و نظارت بر تواناییهای هستهای پاکستان ایجاد شده است و به همین دلیل در کنار مرز پاکستان جا داده شده است. این نظر میگوید که دولت پنهان امریکا به صلح و خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان علاقه ندارند و از طالبان در بدل تمویل مالی مورد نیاز برای بازسازی و توسعه افغانستان، میخواهد که دستگاه استخباراتی و نظامی ایالات متحده در افغانستان حضور دایمی یا زمانبندیشده داشته باشد.
استدلال دیگری که به این نظریه قوت میبخشد حضور گروههای اسلامگرا مانند طالبان، القاعده و حالا شاخه خراسان دولت اسلامی است که ایدیولوژی و اهداف مشابه در خاک افغانستان دارند. چنین گروههایی بهطور سنتی مکمل یکدیگرند. رابطه القاعده و طالبان در گذشته شاهد این امر است. از طرف دیگر شاخه خراسان دولت اسلامی ابزاری برای به چالشکشیدن و رقابت با قدرت طالبان است. علاوه براین، شاخه خراسان دولت اسلامی فاقد استحکام سازمانی و بروکراتیک مخصوص دولت اسلامی است. این مسأله ادعای وابستگی این گروه به گروه مادر را زیر سوال میبرد. در آب گلآلود منازعه افغانستان مزدوران جنگی سعی میکنند ماهی بگیرند.
افغانستان متأسفانه بهعنوان آزمایشگاه انواع ایدهها، سلاحها، تجهیزات و آزمایشهای ملتسازی و توسعه مورد استفاده قرار داشته است. شک و تردیدها در مورد منشأ و اهداف شاخه خراسان دولت اسلامی سوالات بیپاسخ بسیاری به همراه دارد. آیا افغانسان قادر به غلبه بر چالش شاخه خراسان دولت اسلامی خواهد بود؟ اگر طالبان این چالش را از میان بردارد، کار ساده برای آنها و ناامیدی بزرگ برای اربابان و دستاندرکاران شاخه خراسان دولت اسلامی خواهد بود. در جنگ افغانستان، حتا مصئونیت خطوط تدارکاتی درون پایگاهی ناتو و امریکا وابسته به پرداختن پول به طالبان تحت نام «روش معمول» است.
