عیسا قلندر
شما اگر نیم کیلو گوشت را به دو قسمت مساوی تقسیم کنید و هردو قسمت را بالای چشمانتان بگذارید، دیگر نمیتوانید چشمان خویش را باز کرده و چهار طرف خویش را ببینید و باخبر شوید که چه گپهاست. همین وزن کم، توانایی مشاهده را از ما میگیرد. باید آنها را برداریم تا بتوانیم ببینیم. تجزیه و تحلیل مشاهدات، قدم بعدی برای رسیدن به یک تصمیم، یک کنش، یک واکنش یا یک نتیجه است. اما حالا تصور کنید که حد اوسط 90 کیلوگرام وزن مادی همراه با عالمی از خوشخیالیهای رستگاری و جاویدانگی روی چشمان شما قرار داشته باشد، ببینید آیا میتوانید چشمان خویش را باز کنید؟
جواب قطعا «نخیر» است. اما کاش مسأله با تصورکردن حل میشد. من از وقتی چشم باز کردهام، جایگاه علمای جلیلالقدر کشور «کُلُهم سالم و هیچُّکُم عالم» را روی چشمان مردم نجیب افغانستان دیدهام. دقیق نمیدانم که در چه برههای از تاریخ باشکوه پنجهزارسالهی این کشور چشمان مردم فرش و لمجای لگنهای مبارک علما شده، اما همینقدر میفهمم که علمای کرام هیچ سُست نمیکنند تا ما هرچندسال بعد یک دفعه چهارطرفمان را ببینیم و بفهمیم که دنیا چه رقم میچرخد، بقیه کجا قرار دارند، ما کجا قرار داریم؟ از قراین هم پیداست که این روند برای سالهای متمادی جریان خواهد داشت. مگر اینکه معجزهای از طرف خداوند لایزال اتفاق بیفتد یا علمای جلیلالقدر و لگنالکدر کمی سست کنند یا ما خود دست بهکار شویم و در حد یک روزنه هم که شده، چشماندازی به بیرون ایجاد کنیم و چاه و چالهها را ببینیم و یک کمی از قعر زندگی بالا بیاییم.
اما نمیشود. چون نمیشود یکی از آرزوهای ما این است که کاش علمای بزرگوار دنیا را آنگونه که است ببینند و ما را هم براساس واقعیات کشال کنند. متأسفانه چشمان نازنین این صنف پرمدعا را کسان دیگری بستهاند. بستههای که ما فکر میکنیم مقدس اند و بازکردن آنها ما را از حقایق دور میکند و یکراست میبرد به جهنم. بدی کار هم همینجاست.
اصلا جای تعجب ندارد که جلالتمآب اشرف غنی چندهزار تن از علمای عزیز افغانستان را دور دسترخوان یک وعده قابلیپلو جمع کند و آقایان هم جار بزنند که صلاح مملکت با این متفکر قرن است. آقای غنی از علما میخواهد که جایی و زمانی پا یا لگن از روی چشمان مردم بردارند که مردم فقط اشرف غنی را ببینند. بماند که چندهزار عالم دیگر در ستادهای دیگر و نامزدان دیگرند و آنجا نیز قصه از همین قرار است. شاید شما اعتراض کنید که علما چرا دچار اختلافاند؟ عرضم به حضور معزز تان، علما در کجا دچار اختلاف نیستند که اینجا نباشند؟ از وقتی علما به جای پرداختن به علم، شریک هر داستان و هر مضحکهای شده، اختلافهایشان هم بسیار عادی شده. اصلا علما خود اختلافاند. حالا شما تصور کنید که تمامی علما در کندک آقای غنی مبارزه کنند، اصلا آیا عقل اجازه میدهد که تمامی این علما امتیاز مساوی بگیرند؟ نه. جمعی از این علما نزد آقای غنی هستند، جمعی دیگر نزد آقای عبدالله و همینطور جمعهای دیگر نزد ستادها و نامزدان دیگر. علما اگر چشم بهروی بقیهی حقایق نظیر تکنولوژی، اقتصاد، سیاست، قدرت، نظام بینالملل و آیندهی مملکت بسته باشند، به جرأت میتوان گفت که چشم بهروی امتیاز نبستهاند. بنابراین بسیار واضح است که چندهزارش در وصف آقای غنی منبر میروند، چندهزار دیگرش در وصف آقای عبدالله و همینطور بقیهی نامزدان. بستگی به امتیازی دارد که دریافت میکنند.
همچنان ما علمایی داریم که دخلی در بازیهای انتخاباتی ندارند، اگر هم دارند، در صف بسیار مشخصی نیستند. ممکن از مردم بخواهند که در انتخابات شرکت کنند، دقیق و بامحاسبه انتخاب کنند تا فردا کمتر زجر بکشند. اما هرگز نمیگویند که مثلا اشرف غنی سرآمد روزگار است و اگر به او رای ندادید، به علمای اسلام دهنکجی کردید و اگر به علمای کرام دهنکجی کردید، جایتان جهنم است و در جهنم، روز یک میلیون بار، همانگونه که شما رای خویش را در صندوق بقیه انداختید، سرب گداخته را در دهن تان (صندوقتان) خواهد ریخت.
فیلم تازه شروع شده. کمی باید صبر کنیم تا ببینیم که علمای اسلام لباس کدام یکی از صحابهی کرام را به تن اشرف غنی میپوشاند و در این زمینه کدام احادیث را سند و مبنا قرار میدهد. همچنان باید صبر کنیم که در کندک عبدالله عبدالله چندهزار عالم حضور بههم میرسانند و او را کاپیای کدام صحابه و غازی میخوانند. مگر این دسته از علمای کرام، در این مضحکه مصرف دیگری هم دارند؟ این فیلم زمانی بسیار مسخره میشود که همین علماییکه چند روز پیش از آقای غنی حمایت کردند، انتخابات را یک پدیدهی غربی میخوانند و مخالفاند. آنها خلیفه میخواهند. خلیفهای در قد و قامت ملامحمد عمر. برای این دسته از علمای کرام، آبادی چند مسجد کافیست تا چشم بر فساد، بر غارت اموال و دارایی عمومی، بر نفاق و شکافهای قومی-مذهبی ببندند. و الا باید خیلی سخت باشد که هم ادعای وراثت انبیا را داشته باشی، هم از تمثالهای ناکامی و ناشایستگی حمایت کنی.
