عیسا قلندر
دیشب خواب میدیدم که خداوند جلوشانهو برای هرکشور یک نمایندهی ویژه فرستاده است. این نمایندگان ویژه آمده بودند تا درجهی پیشرفت بشر را از نزدیک ارزیابی کنند و به عرش کبریا گزارش دهند.
اولین کسی که به بالاجای گزارش ارسال کرده بود، نمایندهی ویژه برای امریکا بود. او در گزارش خود نوشته بود که پیشرفت نظامی امریکا قابل ستایش است. اگر امریکاییها پانزده سال دیگر هم تلاش کنند، بدون هیچ تردیدی به بالاترین درجهی ترقی در عرصهی نظامی میرسند. اگرهم چپس و فرائد چکن خورده تلاش کنند، ممکن بیست سال وقت بیشتر کار داشته باشند.
بعدش نمایندهی ویژه برای جاپان گزارش خویش را ارایه کرده بود. او گزارش داده بود که جاپانیها کم مانده به مقام خدایی در عرصهی صنعت برسند. شاید ده سال یا چیزی کمتر و بیشتر وقت لازم باشد که این مردم صبور آخرین اختراعات در عرصهی صنعت را انجام بدهند و تا پایان عمر، از کارشان لذت ببرند.
گزارش سوم از طرف نمایندهی ویژه برای جمهوری خلق چین ارایه شد. او در گزارش خود آورده بود که فعالیتهای چین در عرصهی اقتصاد قابل ملاحظه است. نمیتوان گفت دقیقا چقدر وقت و چقدر کار لازم دارد تا علم اقتصاد در چین به پایهی اکمال برسد، اما از تلاش دولت و مردم این کشور فهمیده میشود که اقتصاد در آستانهی فتح شدن است.
بعدش نوبت به گزارش نمایندهی ویژه برای انگلیستان رسید. این نماینده که اسمش الکسونا ماکسویلا بود، گزارش داده بود که انگلستان کشور کوچکی است. اما در دنیای سیاست حرف اول را میزند. من رد پای این کشور را گرفتم، در تمامی جاها شر انداخته و خودش سر تپهی خیر نشسته. اگر کدام بلا از آسمان نازل نشود، شاید ده سال بعد، درحالیکه دیگر کشورها به جان هم افتادهاند، انگلیس سر شاهتپهی خیر بنشیند و چارمغز بخورد.
خلاصه، تمامی فرستادگان ویژه برای کشورها، یکییکی گزارش خود را به عرش کبریا ارایه کردند. از پیشرفت در سینما، پیشرفت در عرفان، در حکمت، در موسیقی، در الاهیات، در فلسفه و هر آن رشتهی که در ذهن شما وجود دارد، گزارش ارسال شد. فقط چند فرستادهی ویژه گزارشهای شان را ارسال نکرده بودند، که یکی از آن فرستادهی ویژه برای افغانستان آقای گلانوار رحمتزی بود.
مقامات در عرش چند روز منتظر ماندند که گزارشهای باقیمانده برسند. اما خبری نشد. به همین خاطر هیأت حقیقتیاب شکل گرفت. یک گروه از این حقیقتیابها به افغانستان فرستاده شد. آنها وقتی به کابل رسیدند، حقیقت را یافتند.
در گزارش این گروه حقیقتیاب آمده است:
این گزارش در کابل نوشته شده. هرگونه قلمخوردگی در این گزارش، نشانهی تقلب و دستبرد به حقیقت است. در افغانستان خبری از پیشرفت نیست. رییسجمهورش حتا نمیتواند دو بیت شعر مولانا را درست بخواند. اینجا سیمینار علمی میگیرند، اما از اول تا آخر برنامه دروغ و تزویر مصرف میکنند. مردم اینجا بر همدیگر اعتماد ندارد. رییس اجرایی از رییسجمهور میترسد، فکر میکند که او کل مردم افغانستان را بازی میدهد، از امکانات دولتی به نفع شخصی خود استفاده میکند. رییسجمهور بر وزیران کابینهاش اعتماد ندارد و تمامی صلاحیتهای آنها را گرفته. وزرا از وکلای پارلمان شکایت دارند که نرخ رأی را بسیار بالا برده. وکلای پارلمان از مردم شاکیاند که در انتخابات به اندازهی کافی از آنها حمایت نکردهاند. مردم از همه شاکیاند.
اینجا اقتصاد صفر است. صنعت خوابیده. سیاست آلوده است. نظام از هم پاشیده. صحت خراب است. ما سالمترین باشندهی این کشور را معاینه کردیم، 16 نوع مریضی همزمان دارد. مردم چیزی از فرهنگ نمیدانند. بیشتر فکر میکنند که فرهنگ شاید کدام نوع بیسکویت باشد. مردمان کمی انسانیت را تمرین میکنند، بیشتر مصروف کارهای دیگرند. چراغ علم را هرچه گشتیم نیافتیم، شاید این جغرافیا اصلا چراغ علم نداشته است. بزرگترین هنر مردم این کشور این است «وقتی حلوا میخورند، میگویند شیرین است.» اوضاع دین را که اصلا نپرسید. با خشونت و فساد گره خورده. حتا فرستادهی ویژهی ما آقای گلانوار رحمتزی، اکنون فاسد شده. تذکره گرفته و اسمش را در تذکرهی جدید، فضلالرب گذاشته. موضوع شستوشوی مغزی واقعیت دارد. به ما چرس تعارف میکنند، قسم میخورند که شیره خالص مزار است، اما دروغ میگویند. موملایی گد دارد.
جلالتمآب اگر بخواهی مثل رییسجمهور این مملکت حتما گزارش پیشرفت (فرق نمیکند در چه بخشی) دریافت کنی، در حقیقت ما را مجبور کردهای که دروغ بگوییم. ما آمدیم که حقیقت را پیدا کنیم، نیامدهایم که مثل کمیسیونهای حقیقتیاب این کشور، خاک به چشم مردم بزنیم و به شما هم دروغ تحویل بدهیم. در غیر آنصورت ممکن انگلیس پدرسوخته بالای تپهی ما و شما هم بالا شود. ما تصمیم داریم برگردیم. فرستادهی ویژهیتان نمیآید. تصمیم دارد هفته آینده کارت دعوت عروسیاش را به دوستانش بفرستد. کدام وکیله صاحب را تارگیت کرده.
خدایا در حق ما دعا کن که به خیریت از این جهنم بیرون شویم. ما حقیقت را یافتیم. تا این کشور روبهراه میشوند، ما پروسهی انتقال اخروی (قیامت) را به خوبی و خوشی سپری کردهایم.
