میثم مهریار
سهشنبه هفتهی قبل بود که وزارت دفاع اعلام کرد، 49 عضو گروه تروریستی طالبان را کشتهاند. این وزارت در صفحهی تویترش نوشته بود که به دنبال حملهی حدود ۵۰۰ «دهشتافگن داخلی و خارجی» بر یک پایگاه ارتش در ولایت جنوبشرقی پکتیکا، پنج سرباز و ۴۹ شورشی کشته شدهاند. این وزارت نوشته بود که شورشیان به این پایگاه در ولسوالی «زیروک» حمله کردند که در جریان آن چهار سرباز کشته، یک سرباز دیگر اسیر و پنج سرباز دیگر زخمی شدند. براساس این گزارش، یک سرباز دیگر بعداً کشته شد.
به دنبال آن، دیروز مقامهای محلی در ولایت غزنی گفتهاند که در جریان نبردی سخت بین نیروهای امنیتی و گروه طالبان، دست کم ۵۰ عضو این گروه کشته شدهاند. محمدعلی احمدی، معاون والی غزنی به رسانهها گفته که این نبرد در جریان عملیات پاکسازی ولسوالی گیلان از وجود طالبان از سوی نیروهای ارتش، پولیس و مأموران ادارهی امنیت ملی روی داد. آقای احمدی افزود که این عملیات دو روز پیش آغاز شد که در جریان آن ۳۶ عضو دیگر گروه طالبان زخمی شدند.
با این حساب، بیشتر از 100 عضو گروه تروریستی طالبان در کمتر از یک هفته کشته شدهاند. این آمار میتواند سرآغاز یک مناسبات جدید با گروه طالبان باشد. تعداد کشته شدگان نیروهای طالبان نشان میدهد که توانایی نیروهای امنیتی کشور برای رزمیدن و نابود کردن طالبان تقویت شده است. در سالهای گذشته کمتر هفتهای داشتهایم که بیشتر از 100 عضو گروه طالبان نابود شوند. اما امسال این اتفاق افتاد و بیشتر از 100 عضو گروه طالبان کشته شدند. کشته شدن دستهجمعی طالبان در عملیاتهای مشترک نیروهای امنیتی، میتواند سرآغاز یک فصل جدید مبارزه علیه طالبان باشد. آغازی که ممکن است تقدیر جداییناپذیر ملت و نیروهای امنیتی کشور باشد. سالها تلاش برای گفتوگو و صلح با طالبان نتیجهای در پی نداشت. طالبان هرگز به صلح تمکین نکرد و دور میز «مذاکره برای صلح» ننشست. وابستگیهای این گروه به سازمانهای استخباراتی پاکستان نه تنها که طالبان را به پای میز «مذاکره برای صلح» نکشاند، بلکه این گروه حتا برای «مذاکره برای مذاکره» نیز حاضر نشد.
از اینرو، اکنون به نظر میرسد، فصل جنگ با طالبان فرارسیده است. اگر مذاکره برای صلح، دیپلماسی شکست خورده و روش بینتیجه برای حل بحران امنیت در افغانستان است، برخورد مسلحانه با تروریستان، یگانه راهحل پیروزی نیروهای امنیتی افغانستان است. طالبان اگر چنانکه به جنگ اصرار ورزند، تلاش برای صلح و گفتوگو با طالبان، وقع نهادن بیشتر برای کُشتن انسانهای این سرزمین است. لذا جنگ با طالبان بایستی رویکرد اصلی و استراتژی اولی حکومت با این گروه باشد. اما در کنار آن، اقدامات ضروری دیگر نیز باید روی دست گرفته شوند:
مخالفان مسلح را بکُشید
دولت افغانستان روزی ناگزیر خواهد شد که دستور بدهد، «مخالفان مسلح را بکشید». نشانههای زیادی برای تقویت چنین استراتژی وجود دارد. گفتوگوهای صلح از مجراهای مختلف (شورای عالی صلح، تلاشهای دیپلماتیک نهادهای دیپلماتیک و تقاضاهای شخص رییس جمهور از کشورهای منطقه و جهان)، به بنبست واقعی رسیده است. در چندماه آینده هیچامیدی برای نتیجه گرفتن از این تلاشهای چندساله وجود ندارد. نواز شریف، هیچتغییری در رویکرد دولت پاکستان و سازمانهای استخباراتی و امنیتی این کشور در قبال پاکستان و افغانستان ایجاد نتوانست. مردم افغانستان فشارهای بیشتری را بر حکومتشان برای رویکرد مصالحه و معامله با طالبان ایجاد خواهند کرد. پس حکومت تنهاست و تمامی امید و نویدهایی که برای مردم ایجاد کرده بود، از بین رفته است و حکومت را گریزی نیست که جنگ با طالبان را دوباره از سر بگیرد و طالبان را بکشد.
اما چالش محوری اینجاست که مسئول درجه یک دولت، انگیزهی سیاسی ضعیفی برای برخورد قاطعانه و نظامی با طالبان دارد. رییس جمهور هنوز هم به گونهی غیرواقعبینانه بر صلح و گفتوگو تأکید دارد. اگر همهی ملت یکجا شوند و نیروهای امنیتی از انگیزهی بالا برای جنگ با دشمنان برخوردار باشند، کارشکنی تنها یک فرد (رییس جمهور) برای از کار انداختن این ماشین کافی است و میتواند طالبان را در صحنهی جنگ، قدرتمند نگهدارد. لذا به نظر میرسد که در کنار تمامی کارهایی که بایستی صورت بگیرند، اولین کار برای نابودی دشمنان این باشد که رییس جمهور اختیار فوقالعاده، اما محاسبه شده برای جنگ با دشمنان صادر کند. این کار بایستی با همآهنگی مسئولان نهادهای امنیتی صورت گیرد و آنها مجری چنین دستوری باشند. اگر چنانکه این انگیزه در نهاد قدرت (ارگ) تقویت نشود، اراده برای جنگ با طالبان همچنان ضعیف و متزلزل باقی خواهد ماند و این ارادهی معلق به سیاست حکومت، روح نیروهای امنیتی کشور را فرسوده کرده است.
جنگ رسانهها
پس از کشته شدن سردار احمد و خانوادهاش در رستورانت کابل سرینا، رسانههای افغانستان در یک اقدام نمادین، خردمندانه و بهموقع، طالبان را برای دو هفته تحریم کردند. در جریان جنگ میان دو طرف، این تأثیرگذارترین گزینه روی طرفین جنگ است. این تحریم بدون شک تأثیرات مثبتی برای نیروهای امنیتی و تأثیرات منفی و مخربی برای گروه تروریستی طالبان داشت. پس از آن نیروهای امنیتی در کمال ناباوری، بزرگترین روند سیاسی در افغانستان (انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی) را با حداقل تهدید و چالش به انجام رساندند. این موفقیت بزرگ، تعجب مردم افغانستان را به دنبال داشت. از اینرو، در دوازده سال گذشته، برای اولین بار نهادهای امنیتی و نهادهای جامعهی مدنی و رسانهها با هم نزدیک شدند و از یکدیگر تقدیر کردند. موفقیت نیروهای امنیتی برای تأمین امنیت انتخابات، از سوی رسانهها بازتاب وسیع داشت. پس از آن همواره نیروهای امنیتی طالبان را موفقانه کُشتهاند و اکنون «هفتهی مرگبار طالبان» فرارسید.
لذا رسانهها ضمن اینکه اخلاقاً مسئول اند که حرفهیشان را حرفهای و بیطرف دنبال کنند، در عین حال، میتوانند آنچه که حق است و آنچه باطل و دشمن است را دستهبندی کنند. رسانهها میتوانند دستآوردهای نیروهای امنیتی را بازتاب بیشتر بدهند و این در جنگی که جان انسانها گرفته میشود، نقض حرفه و بیطرفی نیز نیست. اگر رسانهها فکر میکنند که چنین کاری نقض اصول کارهای رسانهای است، وانگهی گرفتن تأیید و واکنش از هویت مجهولی به نام «ذبیحالله مجاهد» نقض آشکارتر و برجستهتر از آن است. چندرسانه میداند که ذبیحالله مجاهد کیست؟ کیها او را دیده است؟ ذبیحالله مجاهد کیست؟ حقیقت این است که ما هویت این فرد را نمیشناسیم. شاید این توهم و جعلی بیش نباشد.
از اینرو، به نظر میرسد که نوبت جنگ رسانهها برای تأمین امنیت و نجات جان انسانهای بیگناه نیز فرارسیده است. رسانهها میتوانند فشار لازم برای بازنگری در استراتژی حکومت در قبال یک سازمان تروریستی (طالبان) را وارد کنند. رسانهها میتوانند تروریستان را در حاشیههای کوههایی که توحش بیداد میکند، دفن کنند و رسانهها میتوانند از سرِ باخته و زندهی سرباز ایستاده در ولایت نورستان خبر و گزارش بنویسند. اینها همه بخشی از جنگ علیه جنگ موجود است. این جنگ میتواند، پایان این جنگ طاقتفرسا را با شکست طالبان، نزدیک کند.
لذا حامد کرزی به عنوان فرد اول دولت و رسانهها به عنوان نیروی چهارم، باید بخشی از جنگ علیه تروریستان باشند. اگر نیت کرزی برای معامله و مصالحه با طالبان، به انگیزهی دفاع از شهروندان و نابود کردن دشمنان مبدل گردد، تروریست نابود خواهد شد. اگر رسانهها بازوی امدادرسان نیروهای امنیتی شوند و رییس جمهور را زیر ذرهبین بازنگری رویکرد نسبت به طالبان قرار بدهند، آنگاه هفتههای مرگبار دیگری برای طالبان رقم خواهند خورد و چنین هفتههای مرگبار، میتوانند طالبان را نابود کنند.
هفتهی مرگبار برای طالبان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
