محمد یونس مهرین
چندشب پیش تلویزیون طلوع در سرویس خبری ساعت 10 شب، مصاحبهای را با ويس برمك، معاون کمیتهی اضطرار و وزیر احیا و انکشاف دهات انجام داد که پاسخ وزیر محترم به پرسشهای خبرنگار تلویزیون مذکور در مورد سیلابهای اخیر در شمال و شمالغرب، برای مردم افغانستان قناعت بخش نبود.
مردم افغانستان آگاهی دارند که از چندسال به این طرف نهادی به نام «کمیتهی اضطرار» به ریاست کریم خلیلی، معاون دوم رییس جمهور و معاونت وزیر انکشاف دهات به هدف کمکرسانیهای فوری و بیوقفه به آسیبرسیدههای حادثات طبیعی و غیرطبیعی، شروع به فعالیت نموده است. این کمیته تا کنون نتوانسته است زمینههای دسترسی عاجل و فوری آسیبدیدهها را به کمکها در اسرع وقت فراهم سازد.
وقوع سیلابهای مدهش و خانمانبرانداز اخیر در صفحات شمال و شمالغرب بهوضاحت نشان داد که کمیتهی اضطرار يك نهاد نمادين دولت براي رسيدگي به حوادث طبيعي و آسیبديدههاي آن است و از ايجاد آن تا حال كدام كار اساسي را در جهت پيشگيري از حوادث ناگوار طبيعي و آمادگي لازم را در رسيدگي به آسيبديدهها نداشته است.
والی بادغیس در مصاحبهاي با تلویزیون طلوع بعد از چندین روز از وقوع سیلابها و رسيدگي به آسيبديدگان سيلابهاي اخير در شمالغرب كشور چنين گفت: «تا کنون دولت هیچگونه کمکی را با آسیبرسیدهها انجام نداده است». این سخنان والی بادغیس، که خود از منسوبان باصلاحیت دولت است، چنین میرساند که دولت و بهویژه کمیتهی اضطرار، آمادگي لازم را در جهت رسيدگي بهموقع به آسيبديدگان حوادث طبيعي ندارد، وگرنه با وجود داشتن امكانات، آسيبديدگان بعد از چندروز از و قوع حادثه، چنين در ميدان درماندگي قرار نميگرفتند.
اصولاً هر کمیتهی عامالمنفعهای که برای کمکرسانیهای عاجل و فوری به شهروندان ایجاد میگردد و به هدف خدمتگزاری به مردم، کمر همت میبندد، بدون شک بايد استراتژی و برنامهی عمل جامع و فراگیر داشته باشد. هرگاه كه ناقوس خطرات حوادث ناگوار طبيعي و فجايع ديگر به صدا در ميآيد، در همان زمان بايد به آسيبديدگان رسيدگي لازم را بنمايند.
ویس احمد برمک، معاون کمیتهی اضطرار و وزیر انکشاف دهات در یک مصاحبهی خبری با تلویزیون طلوع، از پاسخگویی در مورد فعالیتهای کمیتهی اضطرار، بهویژه چگونگی رسیدگی فوری این کمیته به مشکلات آسیبرسیدههای سیلابهای اخیر در شمال و شمالغرب پاسخ روشن قناعتبخش نداشت و نشان ميداد كه كميتهی مبارزه با حوادث طبيعي كدام برنامهی جدي براي رسيدگي بهموقع آسيبديدگان نداشته است.
سیلابها به هیچجنبندهای رحم نمیکنند. وقتی میبینی که این بلای عظیم، راهش را به سوی خانههای محقر و کاهگلی انسانهای بیهمهچیز باز میکند، هوش از سر انسان میپرد. ساکنان این خانههای کوچک و کاهگلی هرچند شاهد بارانهای شدید و بیوقفهای بودهاند که عاقبت خوبی نداشته است، اما این بار شدیدترین بارانها در آسمان ابری این سرزمین چهره گشود و با شدت تمام، سیلابهای مدهشی را در پی داشت که همچون مهمان ناخوانده و خانمانبراندازی در نیمههای شب، راهی خانههای فقیرانهی ساکنان ولایتهای جوزجان، سرپل، فاریاب، بادغیس و هرات گردید که بايك چشم بههم زدن، همهی هست و بود آنان را از بنیاد برکند و جان صدها تن از این روستانشینان را گرفت.
دولت حامد کرزی طی 12 سالی که از عمر آن میگذرد، با توجه به امکانات وسیع و گستردهی مالی که در اختیار داشته است، كار اساسي را براي توسعهی اجتماعي و تقويهی زیرساختها، بهویژه سیلبرهای مستحکم و استاندارد در ولایتهای معروض به خطرات سیلابهای سنگین نساخته است. به اين صورت، ساکنان ولایتهای ذکر شده، با آنكه در صورت ساختن سيلبر ميشد از مرگشان جلوگيري كرد، به کام مرگ رفتند و هزاران خانواده بیخانمان و آواره شد.
مردم افغانستان میپرسند که چرا دولت تاکنون در خدمت اکثریت مردم کشور که به عنوان فقیرترین و بیبضاعتترین افراد جهان حساب شدهاند، قرار نداشته و زمینههای حیات نسبتاً بهتر را برای آنان فراهم نساخته است؟
روشن است که دولت، بهویژه بلندپایههایی که زمینههای دسترسی به بودجهی کلان مالی برایشان میسر بوده و امکانات وسیع را در اختیار داشتهاند، به جای آنکه به منافع مردم بیندیشند و برنامههای انکشافیشان بر مبنای ساختوساز و انکشاف پروژههای درازمدت برای آبادانی کشور استوار باشند، صرفاً به فکر پر کردن جیبهای خویش بودهاند.
هرچند در گذشتهها و پیش از ویرانی کابل، فابریکههای زیاد تولیدی، از جمله فابریکههای کلان اقتصادی مثل سیلوی مرکز، سیلوی پلخمری و هزاران فابریکهی دیگر، پیش از سقوط دولت نجیبالله در گوشه و کنار کشور وجود داشتند. فابریکههای نساجی در کشور روزانه میلیونها متر تکهی مورد نیاز شهروندان کشور را تولید مینمودند و مردم از بابت تولید گندم، حبوبات و سایر مواد خوراکی به وفرت و بهصورت چشمگیر بهرهمند بودند.
تا پیش از جنگهای تنظیمی در کابل و سایر ولایتهای کشور، حوادث طبیعی همچون بارندگیهای شدید و سیلابهای مدهش و حادثات راکتی کماکان وجود داشتند و به وقوع میپیوستند، اما واقعیت این است که در آن زمان اگر امکانات احداث سیلبرها وجود نداشت، لااقل در اسرع وقت و بهزودترین فرصت به آسیبرسیدهها رسیدگی میشد و ریاست عمومی ضدحوادث، بلامعطل براساس برنامههای پلان شده و آمادگیهای اضطراری در همان لحظهی وقوع حادثه به سروقت آسیبدیدهها میرسید و هرگونه امکانات و مواد خوراکی، ادویه، البسه، کمپل و سایر نیازمندیهای ضروری را برای آسیبرسیدهها تأمین مینمود تا از وقوع فاجعههای زیانبار بعدی به صورت جدی جلوگیری شود.
دولت طی 12 سال به زیرساختها توجه نکرد. همین حالا اگر قرارداد دولت در رابطه به ورود برق با کشور ترکمنستان قطع گردد، افغانستان، بهویژه کابل فاقد برق شده و روشنایی خانههای مردم این کشور مبدل به تاریکی می گردد. تا کنون هیچ بند برقی برای روشنایی دایمی خانههای مردم یا بند آبگردان برای سیراب کردن میلیونها هکتار زمین بکر و بایر ساخته نشده است. هرچند میلیاردها دالر در کشور سرازیر شد و جز اینکه به قصرهای طلایی غاصبان سرمایههای ملی افزوده شد، کاری که خیر و رفاه میلیونها انسان در آن متصور بود، صورت نگرفت، که بیاعتنایی و عدم علاقهمندی سردمداران به ساختوساز سیلبرهای قوی و نیرومند در صفحات شمال و شمالغرب کشور، نشانهی روشنی از بیمسئولیتیهای سردمداران و عدم پابندی به تعهداتشان بوده است.
ناكامي «كميتهی ملي مبارزه با حوادث»؛ از جلوگيري تا رسيدگي به وقايع اضطراری
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
