- عیسی قلندر
اعوذُ باالله منم شیطان رجیم.
اجازه دهید ابتدا از کارهای درخشانی که از زمان خلقت آدم و حوا تا کنون انجام دادهام، برای شما قصه کنم. من صدها سال هر روز هفده ساعت کار کردم که مردم جهان را فریب بدهم، از راه راست منحرفشان کنم و به راه کج همراهیشان کنم. همانطور که شما میدانید، طی قرنها تلاش بالاخره موفق شدم دهها کشور را از راه راست منحرف کنم. نمیخواهم ریا شود، بلکه میخواهم صادقانه اعتراف کنم که بعضی از انسانها بسیار ساده فریب میخورند و بعضیها حاضرند سنگ بخورند، اما فریب نه. من پیش از اینکه کمر به گمراهی انسانها بسته کنم، اول نشستم و روی شما انسانها تحقیقات گسترده و همهجانبه انجام دادم، بعد دست بهکار شدم که الحمدلله شما امروز ثمرهی این زحمات سیستماتیک را میبینید.
من در جریان تحقیقات متوجه شدم که هیچ انسانی را نمیتوانم گمراه کنم، مگر اینکه در فکر و ذهن آنها راه پیدا کنم. برای همین من اول در ذهن کفار نفوذ کردم و آنها را وسوسه کردم که به امید بهشت در زندگی بعد از مرگ ننشینند، خود دست بهکار شوند و بهشت را بسازند. خانهی شان آباد. زود فریب خوردند. دست از قتل و غارت همدیگر برداشتند و برای ساختوساز تلاش کردند. هرچند آنها تا کنون موفق نشدهاند بهشت خیلی مرغوب بسازند، اما به اندازهی کافی بهشتشان را خوب ساختهاند. باورتان نمیشود؟ حق دارید باور نکنید. شما هم تا وقتیکه مثل مقامات کشورتان به کشورهای اروپایی برای سفر و سیاحت نرفته باشید، باور نمیکنید. قصه کوتاه، من برخلاف باور شما که فکر میکنید روی شیطان پیش خداوند متعال سیاه است و هرگز در عرصهی فریب بندگان خدا موفق نخواهد شد، موفق شدهام بسیاری از بندگان خدا را فریب بدهم. همان بندگانی را که شما کافر میخوانید و هفتهی یک بار به آنها، لعنت میفرستید.
اکنون اجازه دهید در مورد خودتان حرف بزنم. شما مردم مثل فولاد مقاوم، مثل الماس بُرنده و مثل آتش سوزندهاید. غلبه بر شما ناممکن است. من از هر راهی که وارد شدم تا در فکر و ضمیر تان نفوذ کنم، دیدم دیوار کانکریتی گذاشتهاید که عبور از آن فقط با موتربمب ممکن است، موفق نشدم. اکنون به شکست خویش اعتراف میکنم و رسما اعلام میدارم که مِنبعد من هیچ تلاشی برای فریبدادن شما نخواهم کرد. بنابراین امیدوارم از این به بعد پای مرا در قضایای کشورتان دخیل ندانید. بگذارید با ذکر مثالی قضیه را روشن کنم. من حداقل سه سال است که هیچ فکری در مورد افغانستان نکردهام، اصلا گذرم به اینطرفها هم نیفتاده و کلا سرگرم کفار بودم. بنابراین در انتخابات پارلمانیتان هیچ دخالتی نداشتم. هر کاری شده از طرف خودتان بوده. اما عدهای از شما شب و روز بر من لعنت میفرستید. همین دیشب ده-دوازده نفر همزمان بر من لعنت میفرستادند که چرا خود را کاندیدا کرده بودند و چرا در انتخابات پارلمانی این همه پول مصرف کردند. خُب تقصیر من چیه؟ مگر من در جلد شما درآمده بودم که بروید کاندیدا شوید که دیگران خوردند و شما ماندید؟! از این گذشته، به پارلمان تان نگاه کنید! سر کرسی ریاست پارلمان چنان جنگ و کشمکش دارند که انگار بر کرسی شیطان رجیم مینشینند. در این مسأله هم مرا مقصر میدانید. یک طرفتان میگویید که شیطان در جلد اصولی درآمده و طرف دیگرتان میگویید که در جلد رحمانی درآمده. بابا تا جایی که من میبینم اینها هیچ نیازی ندارند که من در جلدشان درآیم. شما بهتر از من میدانید و نیازی نمیبینم توضیح بیشتری بدهم.
آها تا یادم نرفته، اجازه دهید که یک مسئله دیگر را هم روشن کنم. من از ابتدای خلقت آدم با مسایل قوم و قبیله مشکل داشتم و هرگز دوست نداشتم درگیر این مسایل شوم. پس از شما خواهش میکنم در درگیریهای قومی-مذهبی-لسانی و سمتیتان از من پیش خداوند متعال شکایت نکنید. شکایت هم کنید، فایده ندارد. خدا مثل اشرف غنی نیست تا بر اساس معلومات غلط و ناقص که از طرف حلقهی مشخص به او میرسد، تصمیم بگیرد. او از همه چیز آگاه است. اعصابم را خراب نکنید، ورنه رفته پیش خداوند توبه میکنم و از او میخواهم که با یک اشاره، کن فیکونتان کند.
در اخیر، یکبار دیگر اعلام میکنم که من شیطان رجیم، ملَک راندهشدهی دربار خداوند، هیچگونه دخالتی در امور مردم افغانستان ندارم. هر اتفاقی که در افغانستان میافتد، تمامی مسئولیتاش به خود شما افغانها برمیگردد. خداحافظ تان برای همیشه!
