بخش سوم و پایانی
منبع: The Diplomat
نویسنده: Srinjoy Bose
برگردان: حمید مهدوی
… بعد چه؟ پیشبینی آینده
با وجود نکات مثبتی که از آنهادر بالا یادآوری شد، مردم افغانستان و جامعهی جهانی از ماه می 2014 (از دور دوم انتخابات) چه انتظار دارند؟ با برجسته ساختن اختلاف در محاسبات لوجیستیکی آغاز میکنم؛ به طور مثال، در واقع چهار تا هشت هفته برای حل مسئلهی کمبود برگههای رایدهی کافی نیست. آنگونه که قبلا یادآور شدهام، مسئلهی کمبود برگههای رایدهی یک علت ریشهای دارد کهاحتمالا برای انتخابات پارلمانی 2015، نه برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری،باید به آن رسیدگی شود. نخست اینکه، چاپ برگههای رایدهی بیشتر یک امر پرهزینه است و دوم اینکه، با در نظرداشت محدودیت زمانی و هزینههای مرتبط، مشخص کردن تعداد برگههای رایدهی بیشتر که باید چاپ شوند و طرح توزیع آن، هنوز پرسشهای اساسی اند (بدون موجودیت آمار دقیق رایدهندگان، حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات چگونه تعیین میکنند که کدام مناطق و مرکزها به برگههای رایدهی بیشتر ضرورت دارند؟)
سوم و مهمتر اینکه، چاپ برگههای رایدهی بیشتر با هدف اصلیای تعیین 600 برگهی رایدهی برای هر محل رایگیری، به منظور جلوگیری از تقلب باالقوه، تضاد دارد. بگذارید این درسی باشد برای حکومت آیندهی افغانستان و همکاران بینالمللیاش که ثبت رایدهندگان، ضرورتی است که به تعویق انداخته شده نمیتواند.
بعد اینکه، پیشبینی میزان مشارکت در انتخاباتهای آینده مشکل است. حامیان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری برای چندین روز به شکل بیسابقهای در گردهمآییهاحضور یافتند: به گونهی مثال، در گردهمآیی مبارزات انتخاباتی دکتر عبدالله در پنجشیر، تقریبا 50 هزار تن از حامیان او گردهم آمده بودند، چیزی که در این شهر پیشینه نداشته است.
در حالی که مبارزات انتخاباتی خود نیز در بسیج حامیان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، بهویژه جوانان، نقش داشت، اکثریت مردم افغانستان علاقهی واقعی، شور وشوقشان نسبت به مبارزات انتخاباتی را به نمایش گذاشتهاند. بسیج انبوهی از شهروندان افغانستان از یک طرف تعهد به مقاومت آنها را به نمایش میگذارد و از سوی دیگر، از پیشرفت پروژهی دموکراتیک در این کشور حکایت دارد. با وجود خطرات و تهدیدهای امنیتی، حضور تعداد زیاد مردم در صفآراییهای انتخاباتی و در محلهای رایگیری در تاریخ سیاسی افغانستان بیسابقه بود.
در نتیجه، از یک طرف مشارکت بالای رایدهندگان در انتخابات 5 اپریل، مشارکت حتا گستردهتر مردم در انتخابات ماه می را به دنبال خواهد داشت (افزایش پنج تا هفت درصد مشارکت رایدهندگان در دور دوم انتخابات غیرمحتمل نیست). از سوی دیگر، دور دوم انتخابات باعث خواهد شد تا از وجد و سرور مردم کاسته شود و تا اندازهای در باورهای آنها تغییر ایجاد شود. رایدهندگان با خود فکر خواهند کرد، «من هم اکنون یکبار رای دادهام، سود تکرار این کارم چیست؟»
نوشداروی درمان این بیتفاوتیها این است که به رایدهندگان اطمینان داده شود که رای آنهاباارزش است. دقیقا به این دلیل است که من در مخالفت با مصالحه میان نامزدان برجستهی انتخابات ریاست جمهوریبرای تقسیم قدرت قبل از رفتن به دور دوم، ضرورت رفتن به دور دوم را برجسته میسازم.
در میان مردم این تصور وجود دارد که معاملات نخبگان در پشت دروازههای بسته، روند دموکراتیک و همچنین تقاضاها و آرمانهای رایدهندگان را تضعیف میکند. صرف نظر از هویت نامزد بازنده، رایدهندگان باید درک کنند که رای آنها با ارزش است و نامزدان مورد علاقهی آنها از طریق یک فرایند دموکراتیک از قبل تعیین شده، انتخاب میشوند.
سرانجام، باوجود گفتوگوهای مقامها روی اختلاف نظرها، حدس زدن در مورد اینکه چرا طالبان در روز انتخابات حملات ویران کننده نداشتند، به این مفهوم نیست که آنها در آینده نیز برای راهاندازی حملات ویرانگر تلاش نخواهند کرد. شاید طالبان نیز مانند سایر کشورهای جهان به اجتنابناپذیری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پی بردهاند و بدترینهایشان را برای آینده ذخیره کردهاند.
در شرایطی که اکثریت نیروهای ملی امنیتی افغانستان از کار بزرگشان در زمینهی تأمین امنیت در روز انتخابات آگاهی نداشتند، با پشتکار تمام و به شکل خستگیناپذیری کار کردند. در حالی که رسانههای بینالمللی روی حملات شورشیان، که در 21 مارچ سال 2014 در هوتل سرینا و در 2 اپریل سال 2014 در وزارت داخله رخ دادند، متمرکز شده بودند، کمتر کسانی به حملاتی که توسط نیروهای ملی امنیتی افغانستان خنثا شدند، توجه کردند. برآوردهای غیررسمی نشان میدهند که در جریان چندروز قبل از روز انتخابات، 140 حمله توسط نیروهای ملی امنیتی افغانستان خنثا شدهاند.
بدون شک، میزان گستردهی مشارکت رایدهندگان در انتخابات،در نتیجهی موفقیت نیروهای ملی امنیتی افغانستان ممکن شده بود. امنیت در روز انتخابات، بهویژه در شهرکابل، عالی بود. در این روز، در هر گوشه و چهارراه شهر ایستگاههای بازرسی وجود داشتند و مأموران امنیتی موترها و افراد را بازرسی میکردند. ناظران ما بارها کارت هویتشان را نشان دادند و موترهای ما بازرسی شدند. در مرکزهای رایگیری نیز ما و همچنین رایدهندگان، کاملا بازرسی شدیم.
با این حال، امر بازرسی در طول روز با مشکلات مواجه شد و تا پایان روز ادامه نیافت. در ساعات آخر روز افسران به سوی کاروان ما دست تکان میدادند و بازرسیها دیگر کامل نبودند و بیعلاقگی و بیحالی عمومی بر اضطراب و اشتیاق نخستین ساعتهای روز غلبه کرده بود.
انتخابات افغانستان به روایت یک ناظر بینالمللی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
