انتخابات افغانستان به روایت یک ناظر بین‌المللی

اطلاعات روز

بخش نخست
منبع: The Diplomat
نویسنده: Srinjoy Bose
برگردان: حمید مهدوی
یک ناظر مستقل انتخابات همگانی 2014 در افغانستان، برداشتش از روز انتخابات تاریخی در افغانستان را چنين پیش‌کش می‌کند.
یک گروه چهار نفری مهمانان ویژه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان (ناظران مستقل)، به‌شمول پروفیسور ویلیام مالی، آقای فضل حق سیکال، د‌کتر لیزا شوستر و من، به صورت مجموعی از ده مرکز رای‌دهی در کابل دیدار کردیم، مرکزهایی که در آن‌ها رای مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی به صندوق‌ها ریخته شده و شمارش شدند.
گروه ما علاوه بر نظارت و مستندسازی روش‌های رای‌دهی، مشتاق بود تا از جو حاکم در روز انتخابات نیز تصویر‌برداری کنند. یادداشت‌های زیر، به صورت خلاصه، تجارب من از نظارت انتخابات ملی و تاریخی‌ای 2014 در افغانستان را انعکاس می‌دهند.
روز انتخابات
گروه چهار نفری ما قبل از رفتن به محدوده‌های شهری شهر کابل، می‌خواست ‌برای نظارت از مراکز رای‌دهی روستایی به ولایت ‌هم‌جوار کابل، کاپیسا و ولسوالی‌های شمالی و استالف سفر کند. برنامه‌ی ما با نشر خبرها مبنی بر این‌که جاده‌های کابل مسدود خواهند شد و ورود دوباره به شهر کابل بسیار دشوار خواهد بود، به‌هم خورد. در نتیجه، گروه ما تصمیم گرفت ‌در شهر کابل بماند و از مرکزهای رای‌دهی در نواحی مختلف شهر کابل نظارت کند. تجربه‌ی تیم آغاز جالبی داشت.
ما ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه‌ی بامداد به مکتب عبدالغفور ندیم در خیر‌خانه رسیدیم. تعداد قابل توجهی از رای‌دهنده‌ها گردهم آمده و صف کشیده بودند و یک ناظر بنیاد انتخابات آزاد و عادلانه‌ی افغانستان در آن‌جا حاضر بود، اما به دلیل این‌که کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات حاضر نبودند، روند رای‌دهی هنوز آغاز نشده بود.
ساعت هشت و بیست و پنج دقیقه‌ی بامداد، بعد از تقریبا نود دقیقه انتظار، رای‌دهنده‌های سرخورده در صف‌های رای‌دهی به برخی از اعضای گروه ما اطلاع دادند که به منظور برجسته ساختن نارضایتی و سردرگمی‌شان با تلویزیون طلوع تماس گرفته‌اند.
در این میان، مدیر این مکتب پس از دریافت هدایت‌های تیلفونی از مقام غایب کمیسیون مستقل انتخابات، به باز کردن جعبه‌های آبی شروع کرد، جعبه‌هایی که در آن مواد انتخاباتی انتقال یافته بودند. سرانجام روند رای‌دهی، اندکی بعد از ورود مقام شتاب‌زده‌ی کمیسیون مستقل انتخابات، حدود ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه آغاز شد. علاقه‌مند بودیم از مقام کمیسیون مستقل انتخابات بیاموزیم، مقامی که علت تأخیرش را گیر ماندن در مرکز رای‌دهی دیگر بیان کرد (یک مقام ارشد برنامه‌ی انکشافی سازمان ملل، یو.ان.دی.پی، که به حیث مشاور کمیسیون مستقل انتخابات کار می‌کرد، بعدا به من گفت که این مقام کمیسیون صرف در یک مرکز گماشته شده بود). در آن‌جا به صورت مجموعی سه مرکز را‌ی‌دهی برای مردان و یک مرکز برای رای‌دهندگان زن وجود داشت.
گروه ما بعدا ساعت نه و پانزده‌‌ دقیقه‌ی صبح به مکتب خلیل‌الله خلیلی در خیر‌خانه رسید. صف‌ها در این محل بسیار طولانی بودند و با وجود انتظار در گِل و لای، رای‌دهنده‌ها آهسته و منظم حرکت می‌کردند. در بخش مردان که دو مرکز رای‌دهی وجود داشت، طرزالعمل‌ها به صورت قناعت‌بخشی خوب تعقیب می‌شدند، با وجودی که در یک اتاق صرف رنگ پاک نشدنی بنفش استفاده شده بود و افشانه به روی آن استفاده نشده بود.
روند رای‌دهی به آرامی پیش می‌رفت. به اعضای تیم گزارش‌هایی رسیده بود که برخی از کارمندان انتخاباتی به مراتب بیش‌تر از دیگران زحمت می‌کشند. با این حال، هیچ‌چیزی وجود نداشت تا نشان دهد که روند آهسته، سازمان‌دهی شده باشد. د‌کتر شوستر گزارش می‌داد که زنان در تمام سنین رای می‌دهند، اما فضا تا حدی بی‌نظم است. در یک مرحله، برخی از رای‌دهندگانی که در صف‌ها ایستاده بودند، هنگامی که برای ورود به یک مرکز رای‌دهی تلاش می‌کردند، مرا با یک پاکستانی اشتباه گرفتند و به حضور من در آن‌جا، اما نه به‌شدت، اعتراض کردند. فضل‌‌ حق که از هم‌گروهان من بود، فورا با اشاره به ملیت هندی من، این سوء تفاهم را برطرف کرد و این باعث شد تا در نگرش رای‌دهندگان تغییرات مناسبی رو‌نما شود.
بعد از این، گروه ما ساعت نه و پنجاه و پنج دقیقه به مکتب عبدالقادر بیدل در خیرخانه رسید. در واقع، صف‌ بیرون این مرکز رای‌دهی، طولانی‌ترین صفی بود که گروه ما در روز انتخابات با آن مواجه شد. فضا با پیش‌بینی‌ها و امیدواری‌ها توأم بود. با این حال، گروه ما از دروازه‌ی ورودی مرکزهای رای‌دهی جلوتر رفته نتوانست. برای من و پروفیسور مالی این‌گونه می‌نمود که مقام امنیتی‌ای که راه را بسته بودند، با مفهوم «مهمان ویژه» آشنایی نداشتند. او حتا اشاره کرد که ناظران بین‌المللی در مرکزهای مشخص گماشته شده‌اند. اعضای گروه سعی کردند به او توضیح دهند که ما به عنوان «مهمانان ویژه»، نه «ناظران بین‌المللی»‌ از دست‌رسی به هیچ‌یکی از مرکزهای رای‌دهی در سراسر افغانستان منع نشده‌ایم.
وقتی من و آقای فضل ‌حق گفت‌وگوی تیلفونی میان این مقام امنیتی و مقام مافوقش را به تکرار شنیدیم، تصویر اولیه‌ی ما از روز انتخابات تا حدی خدشه‌دار شد. مقام مافوق این مقام امنیتی بعدا به زبان دری، در حالی که صدای او به صورت واضح شنیده می‌شد، به او گفت: «اگر آن‌ها از یوناما (مأموریت کمکی سازمان ملل در افغانستان) هستند، پس به آن‌ها اجازه‌ی داخل رفتن را ندهید».
این گفت‌وگوی تیلفونی ظاهرا نشان می‌داد که افراد درگیر، از کارمندان ریاست امنیت ملی بودند و باور داشتند که گروه ما با یوناما همکاری دارد. این‌ها همه ترس دولت از دست‌کاری در انتخابات را برجسته می‌سازند. وقتی سرانجام اجازه‌ی ورود یافتیم، با گروهی از سازمان دموکراسی بین‌الملل برخوردیم. این گروه تنها گروه ناظران بین‌المللی بود که در روز انتخابات با آن‌ها برخوردیم و در آن زمان به همه‌ اجازه‌ی دسترسی به مرکزهای رای‌دهی داده شده بود. در این‌جا شش مرکز رای‌دهی برای مردان وجود داشت. روند رای‌دهی به آرامی ادامه داشت و ناظران فیفا در مرکزها حضور داشتند.
در جریان بیست دقیقه انتظار درون دروازه‌ی مدرسه می‌دیدیم که مردان از دروازه‌ی کلان و زنان از دروازه‌ی کوچک (دروازه‌ی چوکی‌دار) وارد مکتب می‌شدند. یک عسکر پولیس ملی افغانستان بعد از بررسی اندک به زنان اجازه‌ی ورود به مکتب می‌داد. هر باری که او دروازه را می‌گشود، زنان زیادی تلاش می‌کردند تا با هُل دادن هم به داخل راه یابند و او با شانه دادن به دروازه تلاش می‌کرد تا از ورود بیش‌تر زنان به داخل جلوگیری کند و محافظان امنیتی زن از عهده‌ی آن‌ها برآمده بتوانند. جمعیت انبوه زنان رای‌دهنده که تلاش می‌کردند به داخل راه یابند، علاقه‌ی شدید آن‌ها به شرکت در روند انتخابات را به نمایش می‌گذاشت.
گروه ما ساعت یازده و بیست دقیقه به لیسه‌ی زرغونه در قلعه‌ی فتح‌الله رسید. این اولین مرکزی بود که ما با حضور قابل توجه رسانه‌های خارجی مواجه شدیم. خبرنگاران بی‌بی‌سی و فرانس پرس با رای‌دهنده‌های زن مصاحبه می‌کردند و دو عضو گروه ما (آقای فضل ‌حق و پروفیسور مالی) با لیز دوسیت، خبرنگار بی‌بی‌سی مصاحبه دادند.
بعد از غذای چاشت، گروه ما ره‌سپار مسجد امام حسن مجتبی در دشت برچی شد و ساعت دو و بیست دقیقه‌ی بعد‌از‌ظهر به آن‌جا رسید. این مسجد هم مانند مرکزهای قبلی از داخل به دو طرف تقسیم شده بود؛ یکی برای مردان و دیگری برای زنان‌، و روند رای‌دهی به شکل بسیار مؤثر ادامه داشت. در این‌جا سه مرکز رای‌دهی برای مردان وجود داشت. مدیر کمیسیون مستقل انتخابات در این مرکز به من گفت که نیروهای امنیتی در هر‌دو دقیقه به شش رای دهنده اجازه‌ی ورود می‌دهند. بیرون از مسجد، تعداد زیادی از اتوبوس‌ها وجود داشتند که رای‌دهنده‌ها را به مرکز‌های رای‌دهی انتقال می‌دادند- و این مهر تأییدی بود بر ویژگی‌های مشهور سازمانی جامعه‌ی هزاره.
گروه، ساعت دو و پنجاه دقیقه‌ی بعد‌از‌ظهر در مدرسه‌ی خاتم‌الانبیا در دشت برچی رسید. اوضاع در این‌جا ایده‌آل نبود و از سقف ترپالی آن آب باران می‌چکید و داخل مدرسه خیلی سرد بود. در یکی از سه مرکز در بخش مردان، اوراق رای‌دهی برای انتخابات ریاست جمهوری در آستانه‌ی تمام شدن بود، در حالی‌که برگه‌های رای‌دهی در یک مرکز رای بعد از رسیدن ما به‌زودی تمام شد. در این مرکز شایعاتی شنیده می‌شدند که اوراق رای‌دهی برای انتخابات ریاست جمهوری در مرکزهای دیگرِ نزدیک به این مرکز نیز تمام شده‌اند.
ادامه دارد…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه