۱. آنچه را بیش از همه در این روزهای آشفتگی به طرز نومید کننده ای در همۀ طرفها (دولت، منتقدین سیاسی، روشنفکران و تحصیل کردهها و مردم عام) به ماتریال ترین شکل آن دیده میشود این است که ما عموماً گرفتار فقدان خرد و مهارت جمعی برای مهار کردن تنش، آشوب و هرج و مرج هستیم. وقتی وضعیت، تنش آلود و معطوف به آشوب فراگیر است، همه ما به شمول دولت و دیگران به طرز فاجعه باری در آتشکدۀ احساسات و دست پاچگی فرو می ریزیم و در گسترش دامن تنش و آشوب سهم ادا میکنیم. در حالیکه در وضعیت کنونی که تهدید علیه جان مردم (حالا از هر آدرسی و به هر دلیلی که باشد) در سطح بالا میباشد خرد حکم میکند که دولت باید به طرز فوق العاده ای برنامه ریزی عاجل برای کنترول وضعیت و مهار عوامل تنش زا و تنشهای پدید آمده داشته باشد و جامعه مدنی، اپوزیسیون و تمام گروههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و مردم عام نباید بر شیوههای مبارزاتی که باعث قرار گرفتن آنها در معرض مستقیم تهدیدات میشود، پای بفشارد. چیزی که عملن ثابت شده این است که دولت بیش از حد تصور در کنترول و مهار تاکتیکهای جنگ چریکی مانند انتحار و انفجار ضعیف و ناتوان و بی کفایت است. دولت حتی در مدیریت سالم یک تظاهرات مدنی کم جمعیت گرفتار بی برنامگی و سراسیمگی و آشفتگی عملیاتی و توضیحی میشود. در سوی دیگر تروریستها با برنامههای آمادۀ شلیک و زنجیرهای هر لحظه در کمین اجرای پلانهای آشوب گرانه شان هستند. مطمئن باشیم که تروریستها به شکل فاجعه بار تری پلانهای شان را به هدف تشدید آشوبها و تنشها اجرا خواهد کرد. بنا بر این خردمندانه خواهد بود تا نیروهای مدنی و سیاسیِ منتقد دولت با تجدید نظر در ادبیات مبارزاتی و شیوههای مبارزاتی و اعتراضی شان هم از قرار دادن مردم در معرض تهدیدات مستقیم دست نگهدارند و هم از ایجاد فشار بر دولت به منظور اصلاحات دست بر ندارند و اهداف اصلاحاتی شان را به شیوههای کمتر خطرآفرین تعقیب نمایند.
۲. با وضعیتی که پیش آمده است، ضمن فاجعه بار بودن آن، فرصتهای پیش آمده است که هر سوی قضیه میتواند از آن بهره برداری کنند. رهبران دولت میتوانند با استفاده از این وضعیت تحت شعار اصلاحات، بازپرسی و امثال اینها به تصفیه کاری دولت از تمام کسانی که به ذوق شان خوش نمیخورد دست بزند. رهبران قومی-تنظیمی میتوانند از این فرصت باجهای سیاسی و اقتصادی بزرگی را از جو پیش آمده از روابط قدرت ببرند و معاملههای بی شرمانهای را به نفع تنظیم و شبکههای سیاسی و اقتصادی شان شکل بدهند. مردم اما میتوانند از وضعیت کنونی به نفع تثبیت جایگاه قانونی نظارتی مردم استفاده نمایند و خواستهای اساسی خویش را در محراق توجه دولت قرار دهند. آنچه از نظر عملیاتی به نفع مردم است این است که همچنان به معامله گران نه بگویند و به دولت، همچنان که طی به ویژه دو سال گذشته با اعتراضات قدرتمند و گستردۀ مدنی ضرب شصتِ قدرت مندی نشان داده است به شیوههای مختلف آنرا محفوظ نگهدارند. اما فراموش نکنیم در عین حال گروههای تروریستی نیز به شدت در پی بهره برداری از این وضعیت است. آنها می توانند با تشدید حملات شان تاثیر مستقیم بر تقابل آشوب گرانه بین دولت و مردم بگذارد.
۳. یکی از تبعات وضعیت پیش آمده قطعن این خواهند بود که دولت مجبور به تجدید نظر جدی و چرخش در سیاستها و استراتژیهای مشارکت و مدیریت قدرت سیاسی اش خواهم شد. دولت غنی طی سه سال گذشته بطرز بی باکانه ای اقدام به تضعیف و حاشیه راندن رهبران قومی-تنظیمی و سرکشی از اراده و خواست مردم کرده و در مقابل وقع متواضعانهی به خواست حامیان بین المللی به ویژه آمریکاییها نهاده و لجوجانه در خطوط خواستهای شبکهای خود و تیم اش حرکت کرده است. تا آنجا که رهبران دولت در بسیاری موارد معیار موفقیت دولت را رضایت جامعه جهانی و سازمانهای بین المللی از عمل کرد دولت، میپندارد نه رضایت مردم. با تکیه دولت بر این رویکرد موازنه بین رضایت مردم، رضایت رهبران قومی-تنظیمی، رضایت رهبران حکومت و رضایت حامیان بین المللی و به ویژه آمریکا، نه تنها ایجاد نشده بلکه با متمرکز کردن قدرت در رأس قدرت، موازنۀ نیم بند گذشته را به هم ریختانده است. حتی نشانههای واضحی مبنی بر تمایل به اقتدارگرایی خودکامه از جانب رهبری دولت دیده شده است. از جمله میتوان به بی تفاوتی دولت نسبت به تأمین امنیت تظاهرات جنبش روشنایی، دستگیری مظاهره چیان در دوازدهم جوزای سال جاری در ناحیه سوم به دلیل اهانت به رئیس جمهور و آتش گشودن به روی آنها و آتش گشودن به روی مظاهره چیان جنبش تبسم در عقرب ۱۳۹۴ اشاره کرد.
رضایت مردم به معنای برآورده کردن خواست مردم است: تأمین امنیت، عدالت، رفاه و تطبیق قانون و رفع فساد. همین طور رضایت رهبران قومی سهم گیری بیشتر قومی-تنظیمی در ساختار قدرت است. من اما نگرانم که اگر چرخشی استراتژیک از جانب دولت به ویژه در سیاستهای داخلی صورت بگیرد این چرخش به دور زدن مجدد خواستهای مردم و رو آوردن به معامله گری های سیاسی نیانجامد.
