تایم/نیخیل کومار
ترجمه: حمید مهدوی
اما دنبال کردن جنگ صرف ترکیبی از ارادهی افغانها و حمایت غربیها نیست. افغانستان توسط دولتهایی – روسیه، چین، ایران، هند و پاکستان – احاطه شده است که بزرگ و بهشدت مسلحاند و اغلب منافع رقیب دارند. جنرال جان نیکولسن، فرمانده نیروهای بینالمللی به رهبری ایالات متحده در این کشور، در ماه فبروری در مجلس سنا در مورد «پاکستان، روسیه و ایران که همچنان به طالبان مشروعیت داده و از آنها حمایت میکنند و تلاشهای حکومت افغانستان در راستای ایجاد یک افغانستان باثبات را تضعیف میسازد»، ابراز نگرانی کرد. نقش روسیه در اپریل دوباره ظاهر شد. وقتی از نیکولسن پرسیده شد که آیا مسکو به طالبان اسلحه میفرستد یا خیر، او پاسخ داد که «من آن را رد نمیکنم». در عین زمان، چین میلیاردها دالر هزینه میکند تا نفوذش در پاکستان را تقویت کند – پاکستانی که غنی آن را به راهاندازی یک «جنگ اعلامنشده» در کشورش با پناه دادن به طالبان متهم میکند. هند تاریخ طولانی و خونین جنگ با پاکستان دارد: دهلی جدید برای مقابله با اسلامآباد و همچنین بانی آن پکن، پروژههای توسعهیی را در افغانستان تامین مالی میکند و با کابل و تهران برای اعمار یک بندر ایرانی که مسیر تجارتی تازهیی را بین هند، افغانستان محاطه به خشکه و آسیای مرکزی باز خواهد کرد، گروهسازی میکند.
برای غنی، پاکستان بزرگترین مانع است. او میگوید حتمی است که واشنگتن اسلامآباد را متقاعد سازد «که تداوم حمایت مالی نیروهای بیثباتکننده… به منافع خودشان صدمه میزند.» او میگوید که نمیتواند «فرقی بین تروریستان خوب و بد» وجود داشته باشد. «این ماری است که شما را خواهد گزید».
اما هرچند سالهاست واشنگتن میگوید این امر حتمی است، رییسجمهورهای هردو حزب تلاشهای اندکی به خرچ دادهاند. در پیگیری صلح، غنی خودش مایل است با طالبان تعامل کند و میگوید: «این به آنها بستگی دارد: قانون اساسی خط قرمز ماست». توافق اخیر او با گلبدین حکمتیار، جنگسالار بدنام پیشین که نیروهایش بیرحمانه کابل را در جریان جنگ داخلی این کشور در دههی 1990 گلولهباران کردند، یک مدل بالقوه است. حکمتیار، ملقب به «قصاب کابل» که ایالات متحده او را یک تروریست جهانی شناخته بود، قانون اساسی افغانستان را پذیرفت و توافق کرد در بدل یک سلسله ضمانتها، از جمله عفو او و معاونانش و آزادی زندانیان وابسته به گروه ملیشهی او، دست از خشونت بردارد. هرچند او یک چهرهی بسیار ضعیف است و نقش محدودی در ستیزهجویی فعلی دارد، بازگشت حکمتیار – که متحدان غربی غنی از آن حمایت کردند – نشان میدهد که چه چیزهایی ممکن است.
منتقدان توافق با حکمتیار میگویند که این توافق نشاندهندهی فرار یکی دیگر از جنگسالاران از پاسخگویی است. در پاسخ، غنیِ پروفیسور به غنی واقعگرا راه میدهد: «آیا توافق در ایرلند شمالی فرهنگ معافیت از مجازات را نشان داد؟ چه تعداد نازیها پس از جنگ جهانی دوم تحت پیگرد قرار گرفتند؟ چه تعداد از ویشیها؟ بیایید استاندارد دوگانه را تحمیل نکنیم. اگر بهدنبال صلح هستیم، باید گذشته را فراموش کنیم… مسألهی کلیدی این است: آیا میتوانیم گلولهها را به اوراق رایدهی تبدیل کنیم؟».
در حال حاضر، گلولهها حکومت میکنند. در دفتر کابل طلوع نیوز، بزرگترین شبکهی تلویزیونی در افغانستان، لطفالله نجفیزاده مدیر خبر آن میگوید که بدترشدن اوضاع امنیتی تقریبا بهصورت کامل بر نشستهای روزانهی او با خبرنگاران از سراسر کشور حکمفرما است. نجفیزاده که هفت تن از همکارانش در یک بمبگذاری انتحاری طالبان در جنوری 2016 کشته شدند، میگوید: «من گزارشهای مثبت میخواهم، اما بهندرت گزارش مثبتی وجود دارد.» «تغییر پس از 2014 آغاز شد. گزارشهای ما از حدود 50درصد صرف چند سال قبل، میبینیم که 95درصد آنها امنیتیاند. ما در مورد جنگ صحبت میکنیم، از مرگ میگوییم و اقدامات تروریستی را گزارش میدهیم».
با توجه به گزاش بنیاد آسیا که از سال 2004 بدینسو افکار عمومی افغانها را سروی میکند، در سالهای اخیر اعتماد عمومی به حکومت در هر سطحی کاهش یافته است. فساد گسترده است – تقریبا تمام افغانها در سروی سال گذشته به آن بهعنوان یک مشکل «در تمام بخشهای زندگی روزمره» اشاه کردند. در عین زمان، همزمان با بدترشدن اوضاع اقتصادی و امنیتی، تولید تریاک در سال 2016 بیش از 40 درصد افزایش یافت، چیزی که با وجوه غیرقانونی به ستیزهجویی دامن میزند. بنابراین، جای تعجب نیست که کمتر از یک-سوم افغانها در سروی بنیاد آسیا گفتند فکر میکنند کشورشان در مسیر درستی در حرکت است.
همهچیز تاریک و غمانگیز نیست. طلوع بخشی از یک سکتور رسانهیی پرجنبوجوش است؛ سکتوری که یکی از داستانهای موفقیت افغانستان جدید است. در زمان طالبان، تلویزیون ممنوع بود و تنها یک ایستگاه رادیویی وجود داشت که به دین اختصاص یافته بود. اکنون بیش از 170 ایستگاه رادیویی و بیش از 80 تلویزیون خصوصی وجود دارد – نمونهیی از پیشرفت این کشور باوجود جنگ و حملات تروریستی بیامان. در زمان طالبان، دختران از رفتن به مکتب منع شده بودند. اکنون میلیونها تن از آنها در حال تحصیل هستند. ذهنیتها نسبت به زنان در حال تغییر مثبتاند. نزدیک به سه-چهارم افغانها در سروی بنیاد آسیا گفتند باید به زنان اجازهی کار در خارج از خانه داده شود، 10درصد بیشتر از سال 2015. افغانستان در تابستان سال گذشته سدی را در ولایت هرات افتتاح کرد. کار این پروژه در دههی 1970 آغاز شده بود اما آن زمان در آن مداخله شد. چهار دهه بعد، سرانجام با کمک هندیها تکمیل شد. غنی میگوید: «جشنهای خودجوش در سرتاسر کشور برگزار بود. نمیتوانید اقتصاد را منتظر امنیت بگذارید».
با اینحال، جنگ هرگز دور نشده است. در سال 2015، افغانستان یک ساختمان جدید پارلمان – نمادی از دموکراسی جوانش – را نیز به کمک هندیها افتتاح کرد. صرف چند ماه بعد، راکتهای طالبان این ساختمانِ با گنبد مسی را هدف قرار دادند. خسارت آن هنوز به شکل یک پنجرهی شکستهی طبقهی سوم که اکنون تاحدی با پرچم افغانستان پوشانده شده است، قابل مشاهده است. در چشمانداز آن بقایای قصر دارالامان قرار کرد، قصری که توسط امانالله خان – شاهی که میزش برای غنی معنای بسیاری دارد – ساخته شد. سال گذشته، رییسجمهور ابتکار عمل بازسازی کاخ را روی دست گرفت. این بدان معناست که مانند میزی که غنی پشت آن مینشیند، پارلمان جدید یک پیروزی امید بر تجربه است.
خط مقدمِ افغانستان – بخش سوم و پایانی
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
