چه چیزی پشت دستاوردهای بزرگ طالبان در شمال افغانستان قرار دارد؟

اطلاعات روز

دیپلمات/ بارین سلطانی، همایون و میشل کوگلمن
ترجمه: عرفان مهران
در چند هفته‌ی گذشته ولایت شمالی قندوز در افغانستان- تا سال‌های اخیر منطقه‌یی بود که به‌طور نسبی از فعالیت‌های طالبان متاثر نبود- عرصه‌ی درگیری سنگین میان طالبان و نیروهای امنیتی افغان بود.
طالبان اخیراً کنترل ولسوالی قلعه‌زال در غرب قندوز را به‌دست گرفتند و همچنین در حال پیشرفت به سمت مرزهای شرقی آن می‌باشند. این پیروزی طالبان سوالات نگران کننده‌یی را در مورد آینده‌ی قندوز که طی سال‌های گذشته دو بار برای مدت کوتاهی به‌دست آنان سقوط کرده بود، مطرح می‌کند.
شمال افغانستان که یک وقت به‌گونه‌ی نسبی باثبات پنداشته می‌شد، از زمان خروج نیروهای خارجی در پایان سال 2014 به شکل گسترده‌تری دچار خشونت فزاینده شده است. تنها در هفته‌ی اخیر، طالبان ولسوالی اشکاشم در نزدیکی مرز تاجکستان در بدخشان را تصرف کردند. ماه گذشته جنگجویان طالبان گستاخانه بر یک پایگاه ارتش افغانستان در ولایت بلخ حمله کردند و ده‌ها سرباز را به قتل رساندند.
با پیشروی طالبان در شمال افغانستان، مشکل جابه‌جایی تشدید شده است. در حدود 91000 نفر در کشور به‌دلیل جنگ‌ها و ناامنی در سال جاری بیجا شده‌اند که این مسأله، بر وضعیت بحرانی قبلی می‌افزاید. بر اساس آمار اداره‌ی هماهنگی امور بشری سازمان ملل متحد (OCHA)، در سال 2016 این رقم 661000 نفر بود و از مجموع 34 ولایت از 33 ولایت کشور شماری از جابه‌جایی‌های جبری گزارش شده که تا حالا بخش عمده‌ی آن از شمال بوده است.
برای اینکه بفهمیم چرا ستیزه‌جویان طالبان چنین تاخت‌وتاز دراماتیکی در منطقه‌یی که از پایگاه سنتی آنان در شرق و جنوب کشور دور است، کردند، باید سبعیت و بی‌رحمی‌های پولیس‌های محلی افغان و ملیشه‌های حامی دولت افغانستان را درک کنیم. چند سال قبل در سال 2011 فعالیت این گروه‌ها، توسط دیده‌بان حقوق بشر در یک گزارش مفصل برجسته شده بود. این گزارش اتهام سوءاستفاده‌ها، به‌شمول تجاوز جنسی – و همچنین ارتباط آن را با حکومت مرکزی به‌شکل اجمالی [بیان] کرده بود.
شش سال بعد از آن، این مشکل باقی است و مقام‌های بلندرتبه در شمال افغانستان با رغبت می‌پذیرند که رفتار خشن ملیشه‌های حامی حکومت همواره شورشگری را تقویت کرده است. یاسین ضیا والی ولایت شمال‌شرقی تخار اوایل این سال طی مصاحبه‌یی به ما گفت که «برنامه‌ی پولیس محلی در شمال به‌گونه‌ی کامل ناکام بوده و مشکلات بیشتری را ایجاد کرده است. زمانی که آن‌ها مردم محل را اذیت می‌کنند، مردم فکر می‌کنند که طالبان یک جایگزین بهتر برای حکومت می‌باشند».
زمانی که قندوز در سال 2015 برای اولین‌بار سقوط کرد، سقوط آن تنها به‌دلیل آن نبود که نیروهای افغان نتوانند طالبان را مهار کنند. دلایل پشت تسلط طالبان بر قندوز بسیار ظریف است و ریشه در مناسبات زورمندان محلی و ملیشه‌های وابسته به آنان دارد. به‌خاطری‌که این زورمندان محلی با حکومت ارتباط دارند، ملیشه‌های آنان از مصئونیت برخوردار می‌باشند. این تحرکات همراه با عدم نظارت حکومت بر پولیس محلی افغان، پولیس محلی را در قدرت و کنترل بر قدرتمندان محلی آسیب‌پذیر کرده است.
چون حکومت مسئولیت‌های امنیتی را در شمال به پولیس محلی افغان واگذار کرده، وظیفه‌ی مقابله با طالبان همواره به عهده‌ی زورمندان محلی افتاده است. در نتیجه، این چهره‌های منطقوی، قادر به ایجاد ملیشه‌های خود و تقویت آنان بوده، که وضعیت تاکتیکی سودمندی را برای طالبان ایجاد کرده‌اند. این به‌خاطر آن است که این گروه‌ها، علاقمند پی‌گیر آجنداهای متعدد بر اساس منافع شخصی خود هستد که اغلب با یکدیگر تفاوت دارند و منجر به رقابت و نزاع داخلی می‌گردد. این اختلالات تلاش‌ها برای توسعه‌ی یک جبهه‌ی مشترک در برابر طالبان را تخریب می‌کند.
آقای ضیا وضعیت را به شکل ذیل توضیح می‌دهد: «اولین‌بار که قندوز سقوط کرد، به‌دلیل آن بود که آن‌جا جنگ میان دو یا سه تن از سران ملیشه‌ها که از کابل حمایت می‌شدند، بود. بعداً طالبان آمدند و هر دو طرف را گرفتند. هر دو طرف خوشحال بودند که طرف دیگر به‌دست طالبان بیافتد، بنابراین این وضعیت طالبان را اجازه داد که به‌سادگی کنترل [قندوز] را به‌دست گیرند».
او همچنین این دینامیک را در تخار مشاهده کرده است: «ما با طالبان می‌جنگیم، اما با مافیا نیز می‌جنگیم (مافیای قدرت). آن‌ها خوب حمایت می‌شوند و اساساً نامحسوس، از برخی عناصر در حکومت مرکزی حمایت دریافت می‌کنند… هرکس ملیشه‌های شخصی خود را دارند، و این چیزی است که باعث جنگ داخلی می‌شود. این یکی از مشکلات عمده است که افغانستان با آن مواجه می‌باشد، و برای همین است که می‌گویم آن‌ها باید با سیستم پولیس منضم شوند و تحت فرماندهی پولیس عمل کنند. این از تبدیل شدن آن‌ها به ملیشه‌های محلی شخصی جلوگیری خواهد کرد».
در میان این‌همه خبرهای بد از شمال افغانستان، یک خبر خوب در مورد دولت اسلامی (داعش) است- گروه تروریستی که حضور خود را در افغانستان، عمدتاً در شرق توسعه داده و با بدنامی هدف بزرگترین بمب غیرهسته‌یی امریکا در هفته‌های اخیر قرار گرفته است- [این گروه] تلاش کرده تا جای پای محکمی برای خود در شمال افغانستان پیدا کند. ضیا، کسی که قبلاً به‌عنوان رییس بخش مبارزه با تروریزم افغانستان و معاون رییس سازمان استخبارات افغانستان در ریاست امنیت ملی کار کرده ادعا می‌کند: «سابقه‌ی کار من استخبارات است لذا من دقیقا آنچه را که در این منطقه می‌گذرد می‌دانم. من هیچ معلوماتی در مورد حضور داعش در این منطقه که شامل تخار، بغلان، بدخشان و قندوز می‌باشد، ندارم».
حضور ضعیف دولت اسلامی در شمال افغانستان، منطقه‌یی در نزدیکی آسیای میانه، همچنین توجیه روسیه برای تعامل با طالبان را تضعیف می‌کند. منطق مسکو این است که طالبان می‌توانند به‌عنوان یک عامل بازدارنده در برابر حضور و گسترش دولت اسلامی در آسیای میانه باشد و تا حالا، مسلماً طالبان به‌عنوان تهدید بزرگتری نسبت به دولت اسلامی برای آسیای میانه عمل می‌کنند.
شما به گزارش‌های گسترده در مورد اتحاد طالبان با جنبش اسلامی ازبکستان توجه کنید. آن‌گونه که ضیا توضیح می‌دهد: «حمایت روسیه از طالبان تنها مشکلات را برای آسیای میانه- منطقه‌یی که روسیه ادعا دارد نگرانش است- بیشتر می‌کند. آن‌ها یک سازمان تروریستی را حمایت می‌کنند که در درازمدت به‌لحاظ استراتژیک برای تاجکستان، ازبکستان، قرغزستان و قزاقستان بسیار خطرناک خواهد بود، زیرا ملیشه‌های آنان با طالبان می‌باشند».
جنرال مک ماستر مشاور امنیت ملی امریکا اخیراً گفت که ولادمیر پوتین رییس‌جمهور روسیه با حمایت از طالبان که همپوشانی با گروه‌هایی مانند تحریک اسلامی ازبکستان و گروه‌های تروریستی دیگر که تهدیدات بزرگی را علیه روسیه ایجاد می‌کنند دارند، «برخلاف منافع مردم روسیه عمل می‌کند».
روسیه به وضاحت همه‌ی این‌ها را می‌داند. در نتیجه، تعامل نامشخص با طالبان برای بازدارندگی حکایت دولت اسلامی، به نظر می‌رسد به معنای آن است که هدف واقعی خود را به پیش برد: تحلیل بردن امریکا به‌واسطه‌ی تقویت دشمن اصلی واشنگتن در افغانستان.
ایالات متحده در حال حاضر در افغانستان بدون در نظرداشت آنچه روس‌ها به‌دنبال آن‌اند، به تحلیل رفته است. دستاوردهای عمده‌ی طالبان در شمال افغانستان، منطقه‌یی که دورانی از ثبات نسبی برخوردار بود، شکست امریکا را برای کمک به نیروهای محاصره‌شده‌ی افغان در کنترل شورشیانی که از جهات مختلف قوی به نظر نمی‌رسند، بر سر زبان‌ها آورده است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه