رحمت الله ارشاد
تازهترین خبر از بازیهای سیاسی سیاستمداران ما، بنبست در مذاکرات عطامحمد نور و رییس حکومت وحدت ملی محمد اشرف غنی است. منابعی گفتهاند که پس از مصاحبهی عطامحمد نور با بی بی سی، دیداری میان رییسجمهور و آقای نور صورت نگرفته و غنی به تیم مذاکرهکننده گفته است که آقای نور هنوز از موضع قدرت گپ میزند و دیگر نیاز نیست او را ببیند.
همزمان با سفرتازهی آقای نور به کابل، گزارشهایی وجود دارد که آقای نور اولین دیدارش را با احمدضیا مسعود انجام داده است و دو طرف بر تشکیل یک ائتلاف تازهی سیاسی و احیای حزب جمعیت و برگزاری کنگرهی حزب جمعیت مشوره و رایزنی کردهاند. البته در این نشست سخنهای فراوانی گفته شده است، مهمترین سخن اما گلایههای دوجانبه از رییسجمهور، رییس اجراییه و همسویی برای ایجاد یک ائتلاف تازه و سروسامان دادن دوباره به حزب جمعیت بوده است.
آقای نور بر خلاف آنچه در گفتوگوهای رسانهییاش در مورد حضور در انتخابات و یا تکت انتخاباتی سخن گفته بود، این بار اما تلاش دارد مسئولیت بازسازی حزب جمعیت و در درازمدت رهبری این حزب را بر عهده بگیرد. آقای نور میداند که پس از تنشهای لفظی تندش با عبدالله عبدالله و انتقاد تند از نامردی و گژدمصفتی او و همچنان شکستن ابهت و اقتدارش در میان مردم و بیتوجهی غنی به ادامهی مذاکرات با عطا و عملی ساختن توافقات؛ مجالی برای رسانهیی ساختن و عمومی کردن بنبست در مذاکراتش ندارد. بنابراین او یکراست تمرکز کرده بر رهبری حزب جمعیت و ائتلاف سیاسیی که قرار است از میان ناراضیان وضع موجود تشکیل و بهمثابهی تهدید و ابزار فشاری علیه حکومت وحدت ملی و مشخصاً رییسجمهورغنی استفاده شود.
تحولات سیاسی از زمان شکلگیری ستادهای انتخاباتی و تشکیل حکومت وحدت ملی بهبعد چنان پرشتاب و مهیج و بیثبات است که نمیتوان حتا از تمرکز عطا بر حزب جمعیت و تشکیل ائتلاف سیاسی با اطمینان سخن گفت. اما آنچه از میان تمامی این تحولات آشکار است، استفادهجوییهای پیدرپی از قدرت نامعلومی است که سیاستمداران از آن در چانهزنیها استفاده میکنند و بهای آن را به جیب میزنند. رییسجمهور با شکستاندن اکثریت متحدان دوران انتخاباتش و منزوی کردن فیگورهای دارای پایگاه مردمی و بهنام، دل به قدرت دولتی خوش کرده است که به باور مخالفان این قدرت و ثبات مدنظر رییسجمهور لرزان و سست است. رییسجمهور با اتکا به این نکته که دولت هست و تنها نهاد مجری قدرت و خشم، در مقابل اکثریت همکاران سیاسی دوران انتخاباتش بیپروا تصمیم گرفته است و اکنون جنرال دوستم معاون اولش، احمدضیا مسعود نمایندهی فوق العادهاش و شماری از همکاران سیاسی دیگرش در جبههی مخالفت با او قرار دارند. افزون بر این دستهیی از مخالفتها، کم نیستند جریانها، افراد و نامهای شناختهشدهیی که در قالبهای متفاوت و اشکال مختلف سیاست میکنند تا عرصه را برای غنی تنگتر سازند. اما غنی با وجود همهی این مخالفتها با اتکا به قدرت دولت و حامیان دولت، بیپروا به امید من آنم که رستم بود پهلوان، افراد قدرتمند را یکی پی دیگری منزوی کرده و در گوشهیی تحت فشار قرار میدهد.
از جانب دیگر، مخالفان نیز با توسل به سخنان سخت و نفرتانگیز، تلاش دارند با اتکا بر یک قدرت نامرئی در قالب همایشهای سیاسی در ولایات و مرکز از جایگاه رهبری مردمی حرف بزنند که حقیقاً سالهاست نقشی در قدرت ندارند و بیخیال تحولات سیاسی و پیامدهایش درگیر زندگی روزمره و مشکلات روزافزون آناند. احمدضیا مسعود با اتکا به این قدرت هشدار به براندازی حکومت و شروع جنگهای داخلی داد و رویهی تکروانه رییسجمهور را سرآغاز یک بحران تازه عنوان کرد. هواداران جنرال دوستم با راهاندازی همایشهای سیاسی و سخنرانی در شمال کشور مدام هشدار بر توسل به تفنگ میدهند و با اتکا به مردم در پی تأمین نیازها و توقعات سیاسی و فردیشان هستند. حالا عطامحمد نور نیز با اتکا به قومیت، جهاد و ائتلاف با جنوب، در پی خیزش دوباره بهسوی سکان قدرت است.
حقیقت اما این است که اتکا به قدرت ناموهوم و بیکمیت صرفاً به سیاستمداران مجال سازش و معامله را فراهم میکند. هیچیکی از طرفین در روز عمل نمیتواند بر آنچه دل بسته بود و به امیدش زور رانده بود، متکی باشد. به امید پهلوانی رستم، تنشزایی و خشونتپروری و قومگرایی را زمینه دادن، نه عقلانی است و نه کار روشمند سیاسی. وضعیت خطیر امنیتی، فقرگسترده در میان مردم و فشار امنیتی- سیاسی منطقهیی و جهانی، بایستی ما را از اتکای خام بر پهلوانی دیگران و موهوم برهاند و پیامد ناگوار چنین پهلوانبازیها را در موجودیت یک دولت ضعیف، اقتصاد بیبنیه و مردمان درگیر مسایل هویتی درک کنیم. آنچه در بطن تحولات سیاسی ظاهرا قابل کنترل برای ما آسان مینماید و قابل مدیریت، بسته به تار خامی است که منجر به پایان آرزوی مشترک ما برای دولتسازی و حاکمیت قانون در افغانستان باشد. این وضعیت بیش از هرزمانی نیاز به ختم این پهلوانبازیها و اتکای غیرمطمئن به پهلوانی دیگران دارد.
