حملهی خونین عصر چهارشنبه بر شفاخانهی سردار داوودخان رخ داد. تصور اولیه این بود که چند مهاجم انتحاری عامل این کشتار هولناک بودهاند. نهادهای امنیتی نیز در این مورد، همرأی افکار عمومی بودند و به این ترتیب، آشکارا تلاش کردند که این پرونده مبهم و تاریک باقی بماند. خبرهای اولیه بر سر کشته و زخمی شدن کمتر از 30 فرد اختلاف نظر داشتند. پس از آن فاش شد که در این حمله 100 تن کشته و زخمی شدهاند.
گرچه سخنگویان وزارت دفاع و داخله این رقم را تأیید کردند، اما به نظر میرسد هنوز تا کشف واقعیت این رخداد خونین فاصلهی زیادی داریم. روایت حمله به شفاخانهی نظامی داوودخان به نقل از شاهدان عینی آن و زخمیانی که از این حادثه جان بهسلامت بردهاند، لایههای تیرهی این حمله را آشکار میکند. نکاتی که پاسخ آن بر دوش مسئولان کنونی نهادهای امنیتی سنگینی میکند و بعید به نظر میرسد آنها غیر از رفتن به چیز دیگری فکر کنند:
یکم؛ هنوز شمار واقعی و هویت اصلی مهاجمان اعلام نشده است. بر اساس گزارشهایی که رسانهها از شاهدان عینی این حادثه منتشر کردهاند، نشان میدهد که مهاجمان در بسیاری از نقاط ساختمان این شفاخانه مستقر شده بودند. برخی از آنها نیز از کارمندان این شفاخانه بودهاند. به این معنا که شمار مهاجمان آنقدر بوده که تمامی راهها و نقاط کلیدی این ساختمان را گرفته بودهاند. اگر این گمان درست باشد، در آنصورت آمار قربانیان این حمله میتواند بیشتر از آنچه باشد که تاکنون اعلان شده است.
دوم؛ فرانس پرس گزارش کرده که دو تن از مهاجمان مسلح، از دانشجویان طب دانشگاه ننگرهار بوده که دورهی استاژ/آموزش عملیشان را در این شفاخانه میگذراندهاند. این مسأله چنانچه اگر حقیقت داشته باشد، در آنصورت به دو واقعیت دیگر اشاره میکند. اول، اینکه بنیادگرایی تا آنجا در دانشگاههای کشور نفوذ کرده که گروهی مانند داعش نیز میتواند از میان آنها سربازگیری کند. به تبع آن میتوان پرسید که چرا بنیادگرایی در دانشگاهها مجال ظهور و حضور یافته است؟ آیا نصاب آموزشی دانشگاهها و فضای حاکم بر آن، در بسط افراطگرایی نقش داشته است؟ دو دیگر، مسألهی مهمتر این است که آنها به چه ترتیبی توانستهاند دورهی استاژ و کار عملیشان را در شفاخانهی داوودخان بگذرانند؟ آیا آنها به کمک فساد موجود در دانشگاه ننگرهار توانستهاند به این شفاخانه راه یابند یا کسان دیگری در نهادهای امنیتی نیز وجود داشته که ترتیب آمدن آنها را به این شفاخانه دادهاند؟
مسألهی نفوذیها و آنچه که در افکار عمومی به «ستون پنجم» معروف شده به نگرانی بسیار جدییی بدل شده است. تروریستها چهگونه و از چه مجارییی میتوانند به اماکن و نهادهای دولتی نفوذ کنند؟ پاسخ اصلی بسیاری از حملات خونبار تروریستی و پیشرویهای گروههای تروریستی نیز در همین مسأله نهفته است.
اکنون مسأله این است که این سوالها و ابهامها را چه کسی یا نهادی پاسخ میگوید؟ امرالله صالح که اکنون وزیر دولت در امور امنیتی شده، تلویحاً از رییس امنیت ملی و وزرای دفاع و داخله دعوت به استعفا کرده بود. حق با صالح است، آنها مسئول درجهاول این فاجعهی خونیناند. اگر آنچنان که حالا گفته میشود شمار کشتههای این حمله به بیش از 100 نفر رسیده، معنایش این است که حکومت و پارلمان در برابر یک کشتار وسیع، سکوت کرده است.
مردم حق دارند بدانند که واقعیت این حادثه چیست. مردم نیاز دارند بدانند که چهطور این حمله طراحی و اجرا شده است و از آن مهمتر اینکه چه کسانی در نهادهای امنیتی و حکومتی در وقوع این حادثه مقصر اند و سرانجام باید این مسأله روشن شود که ما چه اندازه در کشتار شهروندان نقش داشتهایم. انتظار میرود که پارلمان ارادهی پرسیدن سوالهای مردم و مواخذهی مسئولان امنیتی را داشته باشد.
معمایی که با کلید استیضاح باز میشود
با دیگران به اشتراک بگذارید
1 دیدگاه
1 دیدگاه

این موضوع نشان میدهد که حماقت و خباثت مرز تحصیلاتی و مدرک نمیشناسد و هستند افراد بی سوادی که درک منطقی و عقلانی نسبت به دنیا و زندگی و جامعه و حکومتها دارند و هرگز بازیچه دست جنایتکاران بطمع پول یا هر ایده ای قرار نمی گیرند