پس از حملهی خونبار به زیارتگاه شاهباز قلندر در ایالت سند پاکستان که دستکم جان 70 نفر را گرفت و اسباب عصبانیت پاکستان را فراهم آورد، کابل، آماج حملات خونین تروریستی بوده است. حمله به حوزهی ششم امنیتی شهر کابل، حمله به مقر جلبوجذب اردوی ملی و سرانجام حمله به شفاخانهی نظامی وزیر محمداکبر خان که در آن بیش از 30 شهروند جان باختند، کابل را غرق وحشت ساخت و حکومت را تحت فشار شدید انتقاد عمومی قرار داد.
هر دو کشور بهصورت روشن و صریح همدیگر را در این رخدادها متهم نمیکنند، اما اسلامآباد و کابل به یک پیمانه هر دو طرف را مقصر حملات تروریستی میپندارند و فهرستی از تروریستهای مطرح و شبکههای تروریستی را رد و بدل میکنند. پاکستان فهرستی از نامهای 76 تروریست را به افغانستان داده تا در دستگیری آنها اقدام کند. کابل نیز فهرستی از 32 مرکز آموزشی و 85 تروریست را به پاکستان داده تا برای نابودی آنها اقدام کند. پس از احضار معاون سفارت افغانستان در اسلامآباد، کابل سه بار سفیر پاکستان را احضار کرده و 25 یادداشت اعتراضی را نیز به پاکستان فرستاده است.
از نظر افغانها و حکومت وحدت ملی، پاکستان در تسلیح، تجهیز و طراحی حملات تروریستی در افغانستان با شبکههای تروریستی فعال همکاری میکند و پایگاه امن رهبران و سران 20 گروه فعال تروریستی که در افغانستان مشغول تخریب و کشتار اند، در پاکستان است. این بدگمانی وجود دارد که پاکستان با تعمد به حمایت از گروههای بنیادگرا میپردازد و از طریق آنها به دنبال اعمال فشار بر افغانستان و دنبال کردن «عمق استراتژیک»اش است. مجموع اطلاعاتی که در این زمینه وجود دارد نیز این گمان را تأیید و تقویت میکند. سران القاعده و طالبان و گروههای تروریستی مانند داعش شاخهی خراسان در پاکستان بودند. اسامه بنلادن در ایبتآباد کشته شد، خبر مرگ ملا عمر در کویته نشر شد، اختر منصور در راه بازگشت به پاکستان مورد حمله قرار گرفت، ملا برادر تحت نظارت دولت پاکستان قرار گرفت و سرانجام نشستهای سران طالبان برای تعیین رهبری این گروه در کویته و پشاور برگزار شد. رهبر گروه داعش، حافظ سعید، یک پاکستانی بود.
ترس و بدگمانی پاکستان نسبت به کابل ریشه در دو مسأله دارد. یکی، مسایل امنیتی و استخباراتی که تصور میشود، مبتنی بر آن، چهرههای تحت پیگرد پاکستان به افغانستان انتقال داده شده یا دستکم برای آنها پناهگاه فراهم شده است و از آنها به هدف اعمال فشار به پاکستان استفاده میشود و دو دیگر، حضور نیرومند هند در افغانستان مایهی نگرانی پاکستان را فراهم کرده است و به این تصور دامن میزند که این کشور از طریق افغانستان به دنبال تقویت شبکههای هرسافگن در پاکستان و گسترش بیثباتی در این کشور است.
به این ترتیب، افغانستان و پاکستان وارد تقابل خصمانه و جدییی شدهاند. اقدامات اخیر پاکستان معنای آشکاری در مورد تمایل این کشور به تنبیه افغانستان دارد. پاکستان مرزهایش را در یک ماه اخیر صرفاً دو روز باز گذاشت تا سیلی از افغانهایی که در آن سوی مرز مانده بودند، به کشورشان بازگردند. نقل و انتقال بازرگانی به تعلیق در آمده و بازرگانان در پی یافتن راههای بدیل پاکستان برای تجارتاند. پاکستان به حملات توپخانهییاش در داخل خاک کشور کماکان ادامه داده، تا آنجا که از قول نمایندهی افغانستان در سازمان ملل متحد، عدد آن به 1375 مورد رسیده است. در اثر این حملات شماری جان باخته و عدهیی دیگر نیز متواری شدهاند.
دیروز نمایندگی کشور در سازمان ملل متحد رسماً از پاکستان شکایت کرد. شکایتی که میتواند آغاز تقابلهای بیشتر در عرصهی سیاسی میان دو کشور تلقی شود. بهرغم اجماع جهانی آشکاری که دربارهی پاکستان و نقشاش در حمایت از تروریسم به میان آمده، بعید است که افغانستان بتواند از این طریق به تحرکات خصمانهی پاکستان پایان دهد. پاکستان از ترس عمیق و بنیادییی رنج میکشد. این ترس، وضعیت اجتماعی-سیاسی پاکستان و نقش دخالتورزانهی هند است. ترس از تکرار تجربهی تجزیهی پاکستان و بنگلادیش و نارضایتی و شکاف عمیق سیاسی و اجتماعی بلوچستان و سند و پنجاب و نیز آسیبپذیری سیاسی اسلامآباد از آن از دلایل این ترس است. هند پس از تجزیهی پاکستان در 1947، تاکنون در عمل برای لحظهیی از دخالت مخرب در پاکستان دست برنداشته و از هر امکانی برای تضعیف این کشور استفاده کرده است و پروایی از تجزیهی دوبارهی این کشور نیز ندارد. این تقابل خصمانه تا آنجا جدی است که ترس از تقابل هستهیی هر دو کشور همیشه وجود دارد. پاکستان با این ترس، و درست به همین دلیل تلاش میکند تا همواره کنترلش بر افغانستان را حفظ کند. این ترس، مایهی اصلی خصومت پاکستان و افغانستان است. تا زمانی که کابل نتواند صورت مسألهی مرزی و تنشهای سیاسیاش را با اسلامآباد رفع کند، انتظار بازگشت پاکستان به دیپلماسی معطوف به آشتی و همکاری، تصور سادهلوحانهیی باقی میماند.
ترس و تنبیه
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
