نهم حوت، «روز ملی نیروهای دفاعی و امنیتی» است. روزی برای یادآوری و ادای احترام به کسانی که جان شان را در پای مسئولیت شان گذاشتهاند. تعهدی که برای بخش زیادی از آنها، مرگ را به دنبال دارد. به دلیل همین تعهد و مسئولیتی که برای دفاع و حفاظت از کشور و ملت دارند، چه مسئولان دولتی و شهروندان، از آنها با احترام و نیکویی یاد میکنند. اگر در بسیاری از موارد اختلاف دیدگاه و عمل داشته باشیم، دستکم در یک مورد، همه همسان عمل میکنیم: تهییج غرور ملی و ستایش نیروهای دفاعی و امنیتی. آنهم به این دلیل که سربازان ملی جان شان را برای تأمین ثبات، دولتداری و حفاظت از جان مردم قربانی میکنند.
رییس جمهور غنی در سخنرانیاش در مراسم فراغت نهمین دورۀ افسران اکادمی ملی نظامی مارشال فهیم، خطاب به آنها گفت که شجاعت و تعهد آنها سبب شد، جامعهی جهانی دوباره به افغانستان اعتماد کند. اخیراً در ویدیویی که به مناسبت همین روز در صفحۀ رسمی ارگ-در فسبوک-نشر شده، رییس جمهور غنی خطاب به نیروهای نظامی میگوید، تاریخ به شما این وظیفه را سپرده است که شهروندان را از شر «باغیان» و «انتحاریان» برای همیشه رهایی بخشید. مردم نیز همواره نظر مساعدی نسبت به نیروهای دفاعی و امنیتی داشتهاند، چهاین که آنها در وضعیتی که سایهی شر طالبان بر فضای زندگی مردم گسترش یافته و همه روزه، شبکههای تروریستی در کار گسترش ترس و ناامنی و ستاندن جان مردم و ویرانسازیاند، یگانه مایهی امید شهرونداناند.
اما در وضعیتی که دولت از بحران قانونمندی رنج میکشد و بخشی از آن عملاً خارج از حیطهی زمان قانونیاش کار میکند، وضعیت سیاسی نیز متشنجتر و پراکندهتر از آن است که بتوان امیدی به رفع آن داشت و سرانجام فساد و قانونشکنی وضعیت و هنجار مسلط بر حکومتداری و خدمات رسانی شده و قانون بیش از هرزمانی غریب و به حاشیه رانده شده است، صرفاً تقدیر از غرور ملی، شجاعت و تعهد سربازان ملی نمیتواند منجر به تغییر وضعیت کنونی شود یا دستکم روزنهیی به سمت امیدواری بگشاید. این وضعیت روند رشد و تقویت نیروهای دفاعی و امنیتی را نیز مختل کرده و در برخی موارد، هزینههای سنگینی را بر دوش سربازان گذاشته است.
به صورت مشخص میتوان به تلفات نظامی در سالیان پس از سقوط طالبان اشاره کرد. سالهای که به رغم حمایت نیروهای بینالمللی و شهادت هزاران سرباز، هنوز شبکههای تروریستی در حال زیادت است و در حال گسترش قلمرو تحت کنترول خود هستند. بر اساس آمار غیر رسمی، از 2001 تا 2013 حداقل 13000 سرباز جان شان را از دست دادهاند. رقم واقعی تلفات میتواند بسیار بیشتر از این باشد. زیرا آنها صرفاً در نبردهای روبهرو آماج مرگ نیستند، در حملات انتحاری، بمبگذاریهای کنار جادهیی و نبردهای مقطعی نیز سربازان زیادی جانهای شان را از دست دادهاند. در گزارشی که «بازرس ویژه ایالات متحده امریکا/سیگار» آمار تلفات نیروهای نظامی را تنها در یک سال اخیر (2016) بالغ بر 6785 نفر محاسبه کرده بود. رقمی که میتواند بر میزان تلفات نیروهای نظامی در یک و نیم دههی اخیر افزایش چشمگیری را وارد آورد.
در حملهی طالبان به پاسگاه پولیس محلی در میدان وردک در سال گذشته و نیز سقوط قندز و مواردی مانند آن، همواره ضعف در حمایت این نیروها در محل نبرد، تأخیر در کمک رسانی، عدم هماهنگی و فقدان امکانات و تجهیزات کافی و نارسایی نهادهای کشفی و استخباراتی، از عوامل مهم سقوط مناطق و مرگ سربازان بوده است. برای مثال، حملهی تروریستی در نزدیکی از ریاستهای مربوط به امنیت ملی در غرب کابل و نیز حملهی مرگبار به «ریاست محافظت از رجال برجسته» و محاصره و دستگیری سربازان اردوی ملی در هلمند، مواردیاند که نشان میدهد، کاستیهای مانند فقدان اطلاعات کافی، هماهنگی نادرست و نبود حمایت قوی از آنها، دامی برای افتادن شان به کام مرگ شده است.
نیروهای دفاعی و امنیتی، سربازانی که در خطوط جنگ حضور دارند و آنهای که با تعهد به «خدا، وطن، وظیفه» زندگی شان را بر پای مسئولیت شان گذاشتهاند، بار اصلی تمامی این مشکلات را بر دوش میکشند. آنها بار دیپلماسی ضعیف، تنشهای بیپایان سیاسی، حکومتداری آغشته به فساد، ضعف رهبری نهادهای امنیتی و فقدان استراتژی این نهادها را با جان دادن و قربانی شدن تحمل میکنند. این مأموریت خونین اما جفاست که با اهمال، سهلانگاری و ناتوانی رهبری حکومت همراهی شود. در روز ملی نیروهای دفاعی و امنیتی، میباید به این مسأله توجه شود که سهم رهبری نهادهای امنیتی و حکومت در افزایش تلفات نظامیان تا چهاندازه است و چهگونه باید آن را رفع کرد. لازم است به موازات تهییج سربازان، به مسئولیتی که ما در قبال آنها داریم نیز فکر کنیم و متعهدانه از خون، جان و ارزشهای آنها که ارزشهای شهروندان نیز است، حمایت کنیم.
یاد سربازان جانباخته گرامی!
مأموریت خونین
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
