سیاست در نگاه ترامپ و نوستالژی برخورد تمدن‌ها

اطلاعات روز

[su_label]شریف حضوری – دانشجوی دکترای دیپلماسی و خلع سلاح[/su_label]


دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده، قانونی را زیر عنوان «منع ورود تروریست‌های خارجی به ایالات متحده جهت محافظت از ملت امریکا» به‌تاریخ 8 دلو 1395 به امضا رسانید. این قانون، شهروندان 7 کشور عمدتا مسلمان نظیر ایران، سوریه،عراق، یمن، لیبیا، سودان و سومالیا را از سفر به امریکا باز می‌دارد. وضع این قانون شهروندان این کشور ها را با مشکلات گسترده‌یی مواجه نموده و بسیاری از آنان در فرودگاه‌های کشورهای مختلف، از سفر به ایالات متحده علی‌رغم دارا بودن ویزای قانونی جهت سفر به آن کشور باز داشته شده‌اند. در همین حال بسیاری از سازمان‌ها و فعالین حقوق بشر در داخل و خارج امریکا دست به تظاهرات زده‌اند و بر ظالمانه و نژادپرستانه بودن این قانون انگشت گذارده‌اند. این امر تا جایی پیش رفته که حقوق‌دانان امریکایی با تاسی از قانون تابعیت و مهاجرت امریکا مصوب سال 1965 که «هرگونه تبعیض با توجه به نژاد، جنس، ملیت، محل تولد و سکونت» را نکوهش کرده، علیه اداره و شخص آقای ترامپ اقامه‌ی دعوا نموده و دادگاه‌های چند ایالت را مجبور کرده است، هرچند به‌طور موقت از حکم ریاست‌جمهوری طفره بروند. باید دید برخورد این‌گونه و پیگیری اقدامات این‌چنینی برگشت به گفتمان تبعیض بر بنیاد تمدن نیست و بر طبل دشمنی میان تمدن‌ها و ملل دنیا نخواهد کوبید؟
زمانی که جهان دوقطبی به پایان رسید و فردگرایی ایالات متحده به ظهور خود نزدیک می‌شد، فرانسیس فوکویاما از پایان تاریخ سخن راند و با حتمی خواندن پایان جنگ ایدولوژی، لیبرالیسم را پیروز تاریخ خواند. در اواسط دهه‌ی نود میلادی، ساموئل هانتینگتون تز دیگری را مطرح نمود و از «برخورد تمدن‌ها» حرف زد. او با تقسیم‌بندی دنیا به حوزه‌های تمدنی خاص، از هفت و احتمالا هشت تمدن نام برد. هانتینگتون، تمدن اسلامی را دارای پتانسیل خشونت خواند و با ترسیم مرزهای این تمدن با تمدن‌های دیگر، گسل‌های برخورد را خونین بیان کرد. ساموئل نزاع و یا احتمالا جنگ سوم با مقیاس جهانی را برخلاف جنگ جهانی اول و دوم (ایدولوژیکی) جنگ تمدنی خواند. با اقتباس از این نظریه، بسیاری از رخدادهای جهان، قرائت تمدنی شد تاجایی‌که حمله‌ی تروریستی به امریکا و لشکرکشی بعدی آن کشور به قلمروهای اسلامی مانند افغانستان و عراق نیز از این دید مورد بررسی قرار گرفت. باید دید که سیاست خارجی و امنیتی رییس‌جمهور ترامپ که بر اساسات ذیل استوار می‌باشد گویای چیست؟ مخالفت ایدولوژیکی امریکا (تمدن غربی یهودی-مسیحیت) با اسلام که از آن به‌عنوان «تروریسم اسلام افراطی» یاد می‌کند، نزدیکی با روسیه (حوزه‌ی تمدنی مسحیت ارتدوکس) و مخالفت همه‌جانبه با چین ( تمدن چینی کنفوسیوس) بیان‌کننده‌ی رونمایی سیاست جدیدی است که نوستالژی برخورد تمدن‌های هانتیگتون را در اذهان تداعی می‌کند.
باید اذعان نمود که آقای ترامپ با شعارهای انتخاباتی ایجاد دیوار میان امریکا و مکزیک، مقابله با اسلام افراطی، تقابل با چین و مقابله با کشورهای دارای رژیم اسلامی، وارد کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری شد و کسی فکر نمی‌کرد فردی با این نگاه تندروانه بتواند سکان رهبری قدرتمندترین کشور دنیا را در اختیار بگیرد. آقای ترامپ با طرح چنین شعارها و تاکید و پافشاری بر آن‌ها بعد از روی کار آمدن، دو بعد شخصیتی و بنیاد فکری خود را به‌نمایش گذاشت: اول، دید تجاری (بده‌وبستان) داشتن نسبت به ملل‌های دنیا و نادیده گرفتن مفاهیمی چون تقویت دموکراسی، حقوق بشر و رشد بازار آزاد که دهه‌ها سیاست خارجی امریکا را به خود اختصاص داده بود. دوم، آقای ترامپ دید ایدولوژیکی و برقراری ارتباط با ملل دنیا از این دریچه را، در خطرناک دانستن اسلام برای یکپارچگی دنیا و به‌ویژه تمدن یهودی-مسیحی به‌نمایش گذاشت. برآیند این نوع نگاه‌ها به سیاست خارجی، در قدم نخست همانا همراهی با کشورهایی را به‌دنبال خواهد داشت که بیشترین نفع مادی را برای امریکا داشته باشند و ثانیا، ایجاد ائتلاف با کشورهای هم‌پیمان در مقابله با اسلام و سایر تمدن‌های غیرمسیحی و غیرغربی که ترامپ آنان را ممکن نیروهای اهریمنی بنامند را در پی خواهد داشت.
قابل یادآوری است که گمانه‌زنی‌ها بعد از پیروزی آقای ترامپ بر سه پایه استوار بود: نخست، ترامپ بر طبل ناسیونالیسم امریکایی (سفیدپوست‌خواه) نخواهد کوبید و با انعطاف‌پذیری‌یی که از خود نشان خواهد داد، ریاست‌جمهوری خویش را همانند همتایان پیشین‌اش به پایان خواهد برد و یا اینکه با سیاست ریاضتی به پیش خواهد رفت و رویکرد ملی‌گرایی در مقابل پدیده‌ی جهانی شدن را رهبری خواهد نمود که سرانجام آن استیضاح و برکنار شدن‌اش را در پی خواهد داشت. در نهایت با روی دست گرفتن راهبرد نرمش و کرنش، دوران ریاست‌جمهوری خود را، بدون بر جا گذاشتن میراث ارزشمند به اتمام خواهد رساند. اما از ظواهر پیداست که آقای ترامپ بر همان شعارهای انتخاباتی خود محکم ایستاده است و عملا شعارها را کم‌کم تبدیل به پالیسی می‌کند که به‌صورت عینی منع ورود مهاجران از 7 کشور عمدتا مسلمان، دستور ساخت دیوار در امتداد مرز مکزیک، لغو قرارداد تجاری فراپاسیفیک، صحبت با مقامات تایوان و تحریک نمودن چین و وضع تحریم‌های بیشتر بر ایران آن‌هم خلاف مواد توافق‌نامه‌ی برجام را می‌توان از مصادیق آن نام خواند.
حال این‌که آقای ترامپ رییس‌جمهور امریکا خواهد ماند و یا خیر را مردم امریکا تعیین خواهند کرد اما آنچه که حایز اهمیت می‌باشد برایند تصامیم اداره‌ی آقای ترامپ خواهد بود که نه‌تنها امریکا بلکه همه‌ی جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اول، همان‌طور که آقای رناس جانو عضو کمیته‌ی روابط خارجی پارلمان عراق گفته است که «این کار سبب خواهد شد عراق نیز به شهروندان امریکا ویزا صادر نکند» تقابل میان کشورها را بیش از پیش رقم خواهد زد و اتحاد نامیمونی را میان قدرت‌های اهریمنی کشورها برای تخریب همدیگر به‌وجود خواهد آورد و در یک کلام سیاست تخریبی جایگزین سیاست همکاری در سطح بین‌الملل خواهد شد. دوم، مطابق گفته‌ی جواد ظریف، وزیر خارجه‌ی ایران، «این کار (منع ورود مهاجران از 7 کشور مسلمان) به‌عنوان بهترین هدیه به تندروها در تاریخ ثبت خواهد شد»، داعیه‌ی مسلمانان افراطی مبنی بر اینکه امریکا دشمن اسلام می‌باشد را به حقیقت مبدل خواهد کرد و به آن‌ها اجازه خواهد داد تا با دست بازتری افکار رادیکالی را در میان جوامع‌شان بسط و گسترش داده و برای دفاع از حقانیت این ادعا شروع به جلب‌وجذب افراد کنند. سوم، تصمیم آقای ترامپ آزاداندیشان آزادی‌خواه و نیروهای میانه‌رو را در بسیاری از کشورها به حاشیه خواهد راند و موجب خواهد شد تا افراطی‌های محافظه‌کار رئوس کار را در دست بگیرند که نمونه‌ی آن اصلاح‌طلبان ایرانی است که اینک نتیجه‌ی سال‌ها دیپلماسی و یافتن راه‌حل خود را ضرب در صفر می‌بینند. چهارم، تاثیر این تصامیم بر پدیده‌ی مهاجرت، مخرب‌تر از آن است که به نظر می‌رسد، زیرا با پیروی از امریکا، خیلی از کشورهای دیگر نیز دنباله‌رو این سیاست خواهند شد که بدون شک جان انسان‌های زیادی را که تلاش دارند خود را از مهلکه‌ی جنگ نجات دهند به مخاطره خواهد انداخت. و در اخیر این‌که با تقسیم دنیا به تمدن‌های مختلف و اهریمنی خواندن یک تمدن و برتر دانستن دیگری، امنیت دنیا به مخاطره خواهد افتاد و نفرت و بدبینی در سراسر عالم اشاعه خواهد یافت.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه