[su_label]رحمتالله ارشاد [/su_label]
تقریباً سه سال بعد از آنکه چهرههای معروف و تأثیرگذار تاجیکها در یک تیم انتخاباتی از عبدالله عبدالله بهعنوان نامزد حزب جمعیت درانتخابات ریاستجمهوری 93 اعلام حمایت کردند، اختلافنظرهای بیپیشینه در مورد حزب جمعیت اسلامی میان اعضا و رهبران آن در سطح رسانهها درزکرده است.
در پایان سال 92 زمانی که تیمهای انتخاباتی مشخص میشد، تاجیکها در آرایش متحدانه از داکترعبدالله عبدالله که نامزد حزب جمعیت بود، برای دومینبار در انتخابات ریاستجمهوری حمایت کردند. چهرههای سرشناس سیاسی قوم تاجیک با حمایت از داکترعبدالله عبدالله محور اصلی تیم اصلاحات و همگرایی را بهعنوان یکی از تکتهای انتخاباتی قدرتمند تشکیل دادند و سرانجام با تیم اصلاحات و همگرایی در یک توافقنامهی سیاسی برای تشکیل حکومت وحدت ملی پنجاهدرصد قدرت را بر اساس یک سند سیاسی برایشان تسجیل کردند.
هرچند که تیم اصلاحات و همگرایی در سند مکتوب نصف قدرت و کرسیهای مهم حکومتی را در یک توافق سیاسی بهدست آورده بود، اما در عمل این تیم بهدلیل سنتهای محکم سیاسی نتوانست اختیارات قانونی رییسجمهور را در ساختار قدرت به 50درصد بر اساس توافقنامهی سیاسی محدود کند. با این وجود شماری از چهرههای مهم حزب جمعیت بر اساس توافق جدید و با معرفی رییس اجراییه در ساختار قدرت جابهجا شدند و یا در پستهایشان باقی ماندند.
همزمان با دوسالگی حکومت وحدت ملی و ادامهی سال سوم کاری آن متحدان انتخاباتی و سیاسی عبدالله عبدالله بهعنوان نامزد حزب جمعیت و رییس اجراییهی افغانستان، کمکم از تأثیرگذاری او قطع امید کردهاند و شماری از چهرههای تأثیرگذار این حزب حالا در تلاش آن است که شخصاً برای تأمین منافع فردی و جمعی دست به کار شوند.
عطامحمد نور والی بلخ که بهدلیل صراحت در موضعگیریها و ایستادگیهای پیدرپی در کنار عبدالله عبدالله در دو سال کاری حکومت وحدت ملی مناسبات پرتنشی با رییسجمهور غنی داشته است، اینک چندین بار با رییسجمهور دیدار کرده است و در پی این دیدارها دو چهرهی وفادار به آقای نور در این اواخر در نمایندگیهای سیاسی افغانستان مقرر شدهاند. افزون بر این دیدارها و گفتوگوهای عطامحمد نور که از تشکیل حکومت وحدت ملی تا هنوز بهعنوان سرپرست ولایت بلخ انجام وظیفه کرده، پس از افتتاح بندر آقینه میزبان رییسجمهور غنی در بلخ شد و رییسجمهوری که بیشتر از دو سال حکم ولایت او بر بلخ را امضا نکرد، مجبور شد در بلخ از او بهعنوان والی محترم بلخ نام بگیرد.
گفتوگوهای عطامحمد نور بهعنوان رییس اجراییوی حزب جمعیت با رییسجمهور تا قبل از سفر غنی به بلخ بدون حساسیت و با استقبالهای مردمی مواجه بود. اما سفر غنی به بلخ و افشای بخشهایی از توافقات دوطرف باعث شد که شماری از فرماندهان و مقامات حزب جمعیت به دوام این گفتوگوها واکنش نشان دهند و اعلام کنند که هیچ فردی حق ندارد به نام حزب جمعیت در راستای منافع فردی با نهادهای قدرت گفتوگو و مذاکره کند.
همزمان با واکنش شماری از چهرههای مهم حزب جمعیت در قبال گفتوگوها و مذاکرات عطامحمد نور و رییسجمهور غنی، مشاور ریاست اجراییه با اعلام این سخن که گفتوگوهای عطامحمد نور با رییسجمهور از آدرس شخصیاش صورت میگیرد نه ریاست اجراییه، اختلافنظر اعضای حزب جمعیت و فعالان این حزب به نقطهی حساسی رسیده است و این درگیریها و اختلافنظرها در سطوح پایینتر نیز در حال گسترش است.
در حالیکه اختلافنظر و تنش میان مقامات بلندپایهی حزب جمعیت در حال افزایش است، واقعیت اما این است که تمامی این اختلافنظرها تحت نام حزب جمعیت و منافع این حزب؛ بهمثابهی بهرهبرداری فردی از آدرسهای تاریخی و جمعی است. حزب جمعیت محصول یک دورهی تاریخی است که نیازها و ویژگیهای تاریخی خودش را داشته است. حزب جمعیت مانند بسیاری از احزاب قومی دیگر در یک بستر خاص ایدئولوژیک و قومی تولد یافت. چندین سال با قدرت و حمایت مردم دوام یافت و بر مناسبات قدرت و جهتدهی مردم تأثیرگذار بود. اما مانند سایر احزاب قومی با تحولات پس از 2001 به فراموشی سپرده شد و تأثیرگذاریاش را از دست داد.
آنچه که از تمامی احزاب قومی باقی مانده است نامها، آدرسها، چهرهها و عملکردهای گذشته است نه تأثیرگذاری بر امروز و برنامهریزی برای فردا. بنابراین، درگیریهای سیاسی بر سر اینکه چه کسی با چه معیاری از یک آدرس جمعی با نهاد قدرت و دولت در پی گفتوگو باشد، صرفاً تلاشی است در پی تأمین منافع فردی. عبدالله عبدالله از آدرس و با حمایت جمعیت به قدرت رسید. اما در پایان چند فرد صاحبنام از حزب جمعیت صاحب قدرت شدند و جمعی دیگر بیرون ماندند. عطامحمد نور اگر تلاشی به نام جمعیت انجام میدهد و یا مذاکراتی را روی دست گرفته است، صرفاً بهخاطر منافع فردی و تیمی خودش است و برنامههای سیاسی آیندهاش نه تأمین منافع جمعیت و آنانی که با قربانی دادن این حزب را در سکوی قدرت رساندهاند.
همینطور تلاشهای شماری از چهرههای تأثیرگذار دیگر جمعیت برای بلند کردن علم مخالفت با مذاکرات و اقدامات عطا تحت نام حزب جمعیت نیز بهمنظور امتیازگیری و تأمین منافع فردی است نه دغدغهی یک تشکل سیاسی بهنام جمعیت.
مرور زمان نه از سالهای بسیار دور بلکه در سالهای اخیر و حتا تشکیل حکومت وحدت ملی نشان میدهد که چهرههای کلیدی سیاسی تاجیکها به نام حزب جمعیت و منافع هواداران جمعیت چه خوشبینیهایی را که نفروختهاند و چه تعهداتی را که نشکستاندهاند. توقع اینکه یکی از رهبران سیاسی برحال یک گروه قومی در پی تأمین منافع یک تشکل سیاسی است، بیجا و غیرواقعبینانه است. تمامی این افراد بهدلیل درک اینکه در هواداران و پایگاه اجتماعی حزب جمعیت تحولات بزرگی رخ داده است، حتا نتوانستهاند در چند سال گذشته کنگرهی حزب جمعیت را برگزار کنند چه برسد به اینکه داعیهداران حزب جمعیت در پی این باشند که برای احیای حزب جمعیت و نوسازی آن با توجه به تغییرات فرهنگی و فکری دست بهکار شوند.
از اینرو درگیری افراد بر سر نام جمعیت در حقیقت درگیری و تنش بر سر نان جمعیت است. آدرسهای حزبی و جمعی که در گذشتههای نهچندان دور با اقتدار و کاریزما بر تحولات سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار بودهاند، اکنون نیز منبع درآمد و قدرتاند. توجه ویژهی سیاستمدارانی که بهصورت فردی از محراق قدرت دورماندهاند به این آدرسها صرفاً بهمنظور بهرهبرداریهای موقتی و زودگذر است. این بازی و بازارسازی پس از تحولات 2001 در تمامی احزاب و آدرسهای قومی در سراسر افغانستان جریان دارد و حزب جمعیت و چهرههای تأثیرگذار آن نیز درگیر و فروشندگان این بازار بیرحم و فرصت طلباند که نامها را بفروشند و خیر جمعی را فدای منافع فردی کنند.
