[su_label]عرفان مهران [/su_label]
آلودگی هوا در شهرهای افغانستان بهخصوص کابل پایتخت، به بدترین وضع خود رسیده است. استفادهی بیرویهی شهروندان از زعالسنگ برای گرمایش خانهها، افزایش وسایط نقلیه و استفادهی مواد سوختی بیکیفیت در آنان و تراکم کثافات در گوشه و کنار شهر، کابل و برخی از شهرهای دیگر افغانستان را بهشدت آلوده کرده است. فصل زمستان در شهرهای افغانستان بهخصوص کابل، فصل خطرناکی است و تولید قابل توجه کاربندایاکساید توسط بخاریهای زغالی، آلودگی هوا را به بالاترین سطح ممکن میرساند.
این مساله در حال حاضر یکی از نگرانیهای جدی در میان مردم میباشد. روزانه صدها نفر بهدلیل آلودگی شدید هوا در کابل و شهرهای دیگر کشور، روانهی بیمارستانها میشوند. هرچند آمار مشخصی در این زمینه وجود ندارد، اما بیگمان شمار کسانی که بهدلیل آلودگی هوا در کشور گرفتار بیماری میشوند و در نهایت جان میدهند، خیلی زیاد میباشد.
علیرغم اینکه این مساله همگان را در کشور متاثر کرده است، اما هیچکسی توجهی به مسالهی آلودگی هوا در کشور ندارند. در واقع هیچکس به این فکر نیافتاده است که این وضعیت میتواند خطر جدییی را متوجه سلامت خود و خانوادهاش بسازد. مسالهی آلودگی هوا نه نزد مقامها و ادارات مسئول دولتی و نه هم در نزد مردم و افکار عمومی یک مسألهی جدی پنداشته میشود. همه بهنحوی مسالهی آلودگی هوا را یک امر گذرا و مقطعی میدانند، در حالیکه چنین نیست و اثرات مخرب گازهای تولید شده در کشور میتواند برای مدتها باقی بماند و وضعیت صحی افراد را متاثر سازد.
امتناع از مسالهپنداری آلودگی هوا در کشور باعث گردیده که هیچ اقدامی در جهت بهبود وضعیت موجود صورت نگیرد. در حالحاضر نه ادارهی ملی حفاظت از محیط زیست، نه شهرداریها و نه هم هیچ ادارهی دیگری برنامهی مشخصی برای بهبود وضعیت روی دست ندارند. بودجهیی که سالانه برای حفاظت از محیط زیست در کشور اختصاص داده میشود بسیار ناچیز است و همین اندک بودجهی اختصاص دادهشده نیز بهگونهی درست به مصرف نمیرسد و بخش عمدهی آن در سیستم فاسد اداری کشور حیفومیل میگردد. مردم نیز که فکر میکنند آلودگی هوا یک مسالهی مقطعی است، اولویت را به گرمایش خانههایشان میدهند و با بیتوجهی تمام به مسالهی آلودگی هوا، اقدام به گرم کردن خانههایشان میکنند.
این مساله نباید بیش از این مورد بیتوجهی قرار گیرد. حل مسالهی آلودگی هوا یک ضرورت جدی در کشور است و باید هم دولت و هم نهادهای جامعهی مدنی و دیگر نیروهای اجتماعی تلاش کنند راهحلی برای این کار پیدا کنند. همه باید خطرات ناشی از آلودگی هوا را جدی بگیرند. این خطرات نهتنها مربوط به صحت و سلامت انسانها است، بلکه فراتر از آن تداوم این وضع میتواند فشار بیشتری را بر محیط زیست، حیوانات، منابع غذایی، حاصلدهی زمینهای زراعتی و در نهایت با تاثیرات عمیقتر منجر به خشکسالیهای بیشتر نیز گردد.
اقدامات برای حل این مساله باید در دو زمینه انجام شود: از یکطرف باید آگاهی کافی به مردم داده شود تا همه مسالهی آلودگی هوا را بهمثابهی یک مسالهی جدی درک کنند و بپذیرند که مصرف بیرویهی انرژیهای ناپاک میتواند نهتنها بر وضع صحیشان اثرات بد بر جا بگذارد، بلکه میتواند فشارهای زیادی را بر منابع غذایی، آب و هوا و حتا نسلهای آیندهیشان تحمیل کند. از طرف دیگر دولت و بهخصوص نهادهای مسئول باید کارهایی عملی را در این زمینه روی دست گیرند. تلاش برای تامین انرژی پاک مورد نیاز شهروندان، وضع محدودیتهای قانونی بر مصرف انرژیهای ناپاک و آلاینده، گسترش ساحات سبز در مناطق شهری و توزیع مناسب جمعیت در شهرها، میتواند در این زمینه مفید واقع شود. بدیهی است که اگر این اقدامات از حالا انجام نشود، سالهای آینده مشکلات بیشتری بروز خواهد کرد و حل آن هزینههای سنگینتری را نیاز خواهد داشت.
