چرا ثقافت اسلامی خشونت می‌پرورد؟

اطلاعات روز

[su_label]یحیی عمار [/su_label]

اخیرا حفیظ منصور گفته است که مضمون ثقافت اسلامی منبع زایش خشونت است. این سخن جدال‌های زیادی را در میان موافقان و مخالفان خود دامن زد. مخالفان این سخن، به لعن و نفرین و توهین دست یازیدند. موافقان علم تحسین و پشتیبانی برافراشتند. در این میان اما آنچه به ندرت مطرح شد، بحث مستدل و منطقی در دفاع و رد این سخن است. از این‌رو، در این یادداشت، به‌عنوان فتح باب مباحث بیشتر در این‌خصوص، سعی بر آن است تا با پشتوانه‌ی استدلال علمی نشان داده شود که چرا ثقافت اسلامی منجر به تولید و پرورش خشونت می‌گردد. پیش از همه باید خشونت را تعریف نمود. البته پدیده‌ی خشونت دستخوش تعریف‌های زیادی گردیده است که طرح آن‌ها در این نوشته نمی‌گنجد. لذا بحث را با تعریف سیمون وی از خشونت طرح می‌کنیم. از نظر سیمون وی، خشونت عبارت از پاس نداشتن عقلانیت کسی در مقام نظر و یا محترم نشمردن آزادی وی در مقام عمل است. به این اعتبار، محترم نشمردن آزادی گفتار و یا آزادی رفتار کس/کسانی به‌معنای اعمال خشونت در حق او/آن‌ها است. از این منظر، اینک پرسش این است که ثقافت اسلامی چرا و چگونه موجد باورهای خشونت‌زا در دانشجویان می‌گردد. یک نکته در همین‌جا باید ایضاح شود که آموزه‌های ثقافت اسلامی منبع تولید باور و عقاید مذهبی‌اند، و عقاید مذهبی برخلاف سایر باورهای انسان، ویژگی قدسی دارند. یعنی این باورها در نزد اهل ایمان از تقدس و مرتبت والایی برخوردار‌اند. انسان‌های مومن به این باورها و عقاید حاضراند حتا جان خود را نثار پاسداری از آن‌ها نمایند.
به پرسش اصلی بازمی‌گردیم که ثقافت اسلامی چرا و چگونه مولد خشونت است. به گمان منی که دانشجوی دانشگاه کابل بودم و طی هشت سمستر برای گذراندن امتحان، مضمون ثقافت اسلامی را فرا می‌گرفتم، سه دلیل مبنی بر خشونت‌آفرین بودن آموزه‌های مضمون ثقافت اسلامی وجود دارد.
دلیل اول؛ نفی پلورالیزم معرفتی: تعالیم مضمون ثقافت اسلامی چنان متصلبانه و انعطاف‌ناپذیر تدوین گردیده که جایی برای اختلاف‌نظر باقی نگذاشته است. اختلاف‌نظر با آموزه‌های اسلامی تحت عنوان «جنگ فکری» به دانشجویان تدریس می‌گردد. جنگی که غربی‌ها علیه اسلام به راه انداخته‌اند. در کتاب جنگ فکری که به‌عنوان ثقافت اسلامی تدریس می‌گردد، به جز از گوستاولوبون سایر شرق‌شناسان به‌عنوان دشمن اسلام معرفی گردیده‌اند. به دشمنی غرب علیه اسلام بسنده نشده است بلکه دگراندیشی‌های روشنفکران دینی نیز بدعت و چاکری غرب خوانده می‌شود. خلاصه هیچ اختلاف‌نظر، مجال مطرح شدن ندارد. آنچه در این مضمون تدریس می‌گردد، حق‌اند و تمام آرای مخالف، درون‌دینی باشد یا برون‌دینی، همه باطل تلقی گردیده‌اند. اما برگردیم به این‌که چرا نفی پلورالیزم معرفتی سر از خشونت در می‌آورد. پاسخ تا جایی روشن است، وقتی کسی به کثرت‌گرایی قایل نباشد، آرای مخالف را حاوی میزانی از حقیقت نداند، قهرا علیه مخالفین خود دست به خشونت می‌زند. یعنی زمانی که کسی باورهای خود را حقیقت مطلق بداند، اظهار رأی مخالف احساس کینه و عداوت در او ایجاد می‌کند. این احساس خواهی‌نخواهی منجر به تولید خشونت می‌گردد. در حالی‌که، اگر کسی قایل به کثرت‌گرایی باشد، با قرار گرفتن در برابر رأی مخالف احساس کینه و نفرت نمی‌کند زیرا رأی مخالف را نیز محمل میزانی از حقیقت می‌داند و علیه صاحب آن رأی دست به خشونت و پرخاش نمی‌زند. اما مضمون ثقافت اسلامی از ظرفیت پذیرش آرای مخالف برخوردار نیست. مضمونی که معرفت دینی تولید می‌کند و این معرفت بنیان‌ باورهای مذهبی، که مقدس‌اند، قرار می‌گیرد، اگر پلورالیزم معرفتی را به دانشجویان القا نکند، بدیهی است که سنگ‌بنای خشونت را در ساخت باورهای دانشجو کارگذاری می‌نماید.
دلیل دوم؛ ناسازگاری با جهان مدرن: آموزه‌های مضمون ثقافت اسلامی با جهان مدرن سر سازگاری ندارند. نظام سیاسی، نظام اقتصادی، نظام اجتماعی و… که در این مضمون تدریس می‌گردد هیچ سنخیتی با مقتضیات جهان جدید ندارد. در این مضمون، بحث از سازگاری اسلام با حقوق بشر، دموکراسی، اقتصاد لیبرال و بانکداری و… نیست بلکه تعیین حاکم از طریق شورای حل‌وعقد بهترین مدل حکومت معرفی می‌شود. دموکراسی به‌عنوان جهالت و حقوق بشر وسیله‌ی استعمار جدید خوانده می‌شود. اما بحث این است که چرا ناسازگاری تعالیم ثقافت اسلامی با جهان مدرن منجر به تولید خشونت می‌گردد. در پاسخ باید گفت این تعالیم باورهایی را به‌وجود می‌آورد که پیاده کردن آن باورها در جهان کنونی ناممکن است. همین عدم امکان، شعله‌ی خشونت را برمی‌افروزد. هرگاه کسی یا گروهی به مدل حکومت اسلامی (مثلا بیعت یا تعیین حاکم از طریق شورای حل‌وعقد) باورمند باشد و پیاده کردن این مدل حکومتداری ناممکن، ناگزیر است برای فراهم ساختن زمینه‌ی اجتماعی و فرهنگی آن مدل حکومتداری، دست به خشونت بزند. طرح‌ها و باورهای ناممکن خواهی‌نخواهی دارندگان آن طرح و باور را به سوی خشونت می‌کشاند. دلیل این‌که رژیم‌های سوسیالیسی و نظام‌های اسلامی جوی‌های خون را جاری کردند، همین امر است. استالین و مائو برای ساختن بهشت کمونیسم انسان‌های زیادی را از دم تیغ گذراندند زیرا بازگرداندن جامعه‌ی سرمایه‌داری یا فئودالی به قالب کمون اولیه ناممکن بود/است. ثقافت اسلامی نیز باور احیای عصر پیامبر و خلفای راشدین را القا می‌کند. احیا کردن ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی عصر پیامبر گرامی اسلام و خلفای وی ناممکن است و تلاش در این راستا جز خشونت ارمغانی دیگری در پی ندارد.
دلیل سوم؛ احساس ناتوانی: مضمون ثقافت اسلامی تهی از استدلال علمی است. این مضمون فاقد دلایل اثبات حقانیت باورهای دینی می‌باشد. این‌که چرا سازوکار بیعت یا تعیین حاکم از مجرای شورای حل‌وعقد، بهترین مدل حکومت است و این مدل در برابر مدل دموکراسی چه حرفی برای گفتن دارد، هیچ دلیلی اقامه نمی‌شود. از دانشجویان خواسته می‌شود که به‌عنوان مسلمان تعبدا این باورها را بپذیرند و برای اثبات آن تلاش عملی نمایند. از این‌رو، زمانی که دانشجو یا هر مسلمانی در برابر دموکراسی که مبناهای محکم فلسفی دارد، یا در برابر نظام اقتصادی بازار که ریشه در استدلال‌های علمی دارد و… قرار گیرد، احساس ناتوانی می‌کند. موضع خود را در برابر نظام سیاسی و اقتصادی مدرن، ضعیف و پایین می‌یابد. و این احساس ناتوانی، به خشونت‌ورزی دامن می‌زند زیرا خشونت بیشتر ریشه در ناتوانی دارد. از نظر روان‌شناسی کسی که در برابر حریف احساس ناتوانی کند دست به خشونت می‌زند. یعنی هرگاه کسی برای به کرسی نشاندن سخن خود یا به اثبات رساندن باور خود دلیل نداشته باشد، ناگزیر است خشونت بورزد. وقتی پای باور مذهبی در میان باشد و صاحب باور نه به پلورالیزم قایل باشد و نه دلیل بر حقانیت باور خود داشته باشد، بدیهی است که با هر باور مخالف دشمنی و خشونت می‌ورزد.
بنا بر دلایل مذکور مضمون ثقافت اسلامی نه خود ثقافت اسلامی، باورهای خشونت‌زا تولید می‌کند. از این‌رو، باید این مضمون اصلاح گردیده و بحث‌های نواندیشان دینی در آن گنجانیده شود. وارد کردن مباحث کلامی و فلسفی جدید در مضمون ثقافت اسلامی می‌تواند به بهتر شدن وضع فرهنگی کشور کمک به سزا کند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه