نشست وزرای خارجهی کشورهای عضور «قلب آسیا-روند استانبول» دو روز پیش در هند پایان یافت. نشستی که در آن رییسجمهور غنی و نخستوزیر هند، نرندرا مودی، نیز شرکت کرده بودند. مودی و غنی در سخنانشان بهصورت تلویحی بر پاکستان تاختند و این کشور را محکوم به حمایت از تروریسم کردند و البته خواستند که به حمایتش از بنیادگرایان پایان دهد.
در این نشست سرتاج عزیز، مشاور سیاست خارجی نخستوزیر پاکستان و جواد ظریف، وزیر خارجهی ایران نیز شرکت کرده بودند. هر دو کشور نیز به مداخله در امور داخلی افغانستان متهماند. ایران و پاکستان در اندازههای متفاوتی به حمایت از طالبان نیز متهم شدهاند. بر مبنای اسنادی که ویکیلیکس نشر کرده، ایران چه در صدور عاملان انتحاری و چه در کمک تسلیحاتی به طالبان در پارهیی از مواقع نقش داشته است. وضعیت پاکستان اما از بنیاد فرق میکند. پاکستان حامی اصلی امارت طالبان بود و پس از آن، ضمن آنکه نقش برجستهیی در مبارزه علیه شبکههای تروریستی داشته و حامی ایالات متحده در این نبرد بوده است، مأمن امن سران طالبان و القاعده نیز بوده است. طالبان از سوی شورای کویته رهبری میشوند که در کویته، مرکز ایالت بلوچستان پاکستان مستقر است. ملا هیبتالله سومین امیر طالبان در این شهر-درست مانند اخترمحمد منصور-به رهبری امارت طالبان برگزیده شد. سرتاج عزیز نیز بارها در سخنانش به نفوذ پاکستان بر طالبان افغانی و از این رهگذر، نقش این کشور در اعمال فشار بر این گروه برای روی آوردن به صلح تأکید کرده است.
به همین دلیل رییسجمهور غنی با اذعان به جنگ اعلامنشده میان افغانستان و پاکستان، در ابتدای به دست گرفتن قدرت، تلاش کرد با این کشور نزدیک شود و از آنها بخواهد که فرصت دست کشیدن طالبان از جنگ مسلحانه را فراهم آورند. غنی البته یک ماه پیش گفت که «جنگ اعلام نشده، اعلام شده است». رابطهی افغانستان و پاکستان بهدلیل شکست این پروژه، به پایینترین سطح خود رسید و هند دوباره بهعنوان شریک قابل اعتماد کابل عرض اندام کرد.
گرچه هند عملاً سرمایهگذاریاش را در افغانستان افزایش داده و در پروژههایی مانند بندر چابهار و بند برق سلما را بازسازی میکند و در کنار آن به اردوی ملی کشور چرخبال میفروشد، اما بهدلیل حساسیت پاکستان و پیچیدگی مسألهی پاکستان-هند-افغانستان، حکومت کابل ناگزیر است خویشتندارانهتر در برابر پاکستان موضع بگیرد. برای استراتژیستهای نظامی و سیاسی پاکستان، نیت هند در برابر اسلامآباد روشن است. از نظر آنها هند به چیزی کمتر از تجزیهی پاکستان راضی نیست. نارضایتی گروههای آزادیطلب بلوچ و شورشهای طالبان پاکستانی اگر در کنار بیثباتی سیاسی و رشد افراطگرایی در این کشور گذاشته شود، ظرفیتی ایجاد میکند که ممکن است منجر به تجزیهی این کشور یا دستکم جدایی یکی از صوبههای پاکستان از اسلامآباد شود. پاکستان در این مورد حساس است و نمیخواهد تجربهی جدایی بنگلهدیش تکرار شود. منازعهی کشمیر نیز دوباره شعلههای انتقام و نفرت را میان دو کشور برافروخته است. به همین خاطر برای پاکستان متوقف کردن هدف هند در قبال این کشور، غیر قابل تردید است. جنرالان پاکستانی وسیاستمداران این کشور برای انجام این کار از پذیرش هر نوع خطری از جمله درگیری هستهیی ابایی ندارند.
در میانهی این وضعیت، افغانستان شریک اقتصادی و دوست سیاسی هند است و هممرز با پاکستان و تا حدی تحت تأثیر برنامههای این کشور. به همین دلیل، کابل در تنگنای سختی قرار دارد. نفوذ پاکستان در افغانستان و بر گروههای تروریستی و بنیادگرایان مسلح غیر قابل اغماض است. این کشور بهراحتی توان به چالش کشیدن ثبات سیاسی افغانستان را دارد و هماکنون نیز آن را در عمل نشان میدهد. از جهتی دیگر، هند با بستههای اقتصادی و حمایتی، مثلاً اختصاص هزار بورسیهی تحصیلی یا سهم گرفتن در ساخت و بازسازی بند برق سلما و توسعهی تجارت به کابل نزدیک میشود؛ کاری که خشم و ترس پاکستان را بر میانگیزد.
به این ترتیب، حکومت ناگزیر است در راستای تأمین ثبات و توسعهی بنیادهای اقتصادی و نیروی انسانی کشور، توازن را در رابطه با پاکستان و هند حفظ کند. از این جهت، لازم است دیپلماسی منطقهیی در جهتی پیش رانده شود که بتواند فضای اعتماد نسبی میان اسلامآباد و دهلی نو را ایجاد کند. این کار از طریق تأمین اعتماد برای پاکستانیها و تعریف منافع سیاسی و اقتصادی مشترک با دشواریهایی که دارد، ممکن است. کابل اگر پل قابل اعتمادی برای هر دو کشور نباشد، قطعاً در میانهی رقابت بیپایان دو کشور اتمی شبهقاره دچار درد سرها و زیانهای بزرگی خواهد شد.
پل را نشکنیم
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
