تلاش برای همگرایی منطقه‌یی در گرداب طالبان

اطلاعات روز

نشست وزرای خارجه‌ی کشورهای عضو روند استانبول-قلب آسیا در امریتسر هند پایان یافت. روندی که یگانه ابتکار سیاسی افغانستان در عرصه‌ی مناسبات بین‌المللی است. اعلامیه‌ی پایانی این نشست نشان می‌دهد که در صورت وجود یک استراتژی سیاسی منطقه‌یی برای تعریف منافع مشترک در میان کشورهای منطقه، ناممکن نیست. افغانستان از این منظر، بخت آن را دارد که بتواند مناسباتش را به‌عنوان یکی از کارگزاران سیاست منطقه‌یی و کنشگر سیاسی فعال در این مناسبات، ارتقا بدهد.
کشورهای جنوب آسیا و 13 کشوری که بر محور «قلب آسیا» گرد آمده‌اند، به‌لحاظ روابط مرزی، سیاسی، مذهبی و حتا منافع کلان ملی، از همدیگر اثرپذیرند. افغانستان در این روند، اثرپذیرترین کشوری است که تاکنون از این حیث، هزینه‌ی زیادی را متقبل شده است. به‌دلیل وجود تضاد منافع میان کشورهای منطقه و به‌دلیل فقدان یک دولت قدرتمند و غیبت ثبات سیاسی در افغانستان، این کشور همواره مرکز تصفیه‌حساب‌های کشورهای دیگر از جمله هند، پاکستان، ایران و حتا روسیه و کشورهای دیگر بوده است. فضای بی‌اعتمادی ناشی از تقابل‌های بی‌پایان کشورهای منطقه و عدم ثبات سیاسی در افغانستان سبب شده است که چالش‌های پیش روی این کشورها و افغانستان برای توسعه، تأمین امنیت و انکشاف کشورها، به مرور زمان پیچیده‌تر شود.
از این منظر، روند استانبول می‌تواند فرصتی را خلق کند که افغانستان بتواند به‌عنوان یک بازیگر سیاسی، وارد میدان شود. این فرصت اگر درست استفاده شود، توانایی این را دارد که بتواند بستری برای اعتماد و همکاری به‌وجود آورد و در نتیجه چالش‌های امنیتی و تضاد منافع دست‌کم کاهش دهد. تاکنون به‌رغم وجود فرصت‌ها و ظرفیت زیاد برای همکاری و انکشاف تجارت و در نتیجه توسعه‌ی اقتصادی کشورهای منطقه، دیدگاه مشترکی در این راستا خلق نشده که بتواند کشورهای عضو این روند را متقاعد کند که در آن محور همکاری کنند. این پروسه توانایی این را دارد که به خلق این دیدگاه که موجبات توسعه و همکاری میان کشورها را فراهم خواهد آورد، کمک کند. از جهتی دیگر، افغانستان همواره تا کنون موضوع گفت‌وگو میان کشورها بوده، بی‌آن‌که نقشی در این گفت‌وگوها داشته باشد. پروسه‌ی استانبول برای دستگاه سیاسی کشور فرصتی را مساعد کرده که بتواند به‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی گفت‌وگو در مناسبات منطقه‌یی حاضر شود.
در نتیجه این روند به افغان‌ها کمک می‌کند تا راه‌حلی برای پایان بحران افغانستان جست‌وجو کنند. بحرانی که در آن ناامنی، عدم توسعه و چالش‌های اقتصادی و بی‌اعتمادی سیاسی میان کشورها، نقش دارد. اگر این روند به‌درستی مدیریت شود، می‌توان اجماعی به‌وجود آورد که به‌موجب آن، کشورهای منطقه نیز مانند اعضای ناتو در برابر شبکه‌ی بزرگ تروریسم در جنوب آسیا و آسیای میانه فعال شوند و در همکاری با هم راهی برای پایان بخشیدن به رشد مهارناپذیر شبکه‌های تروریستی پیدا کنند. افزایش مبادلات اقتصادی و اجرای پروژه‌های کلان اقتصادی می‌تواند پیوندی میان کشورهای عضو پروسه‌ی استانبول خلق کند که آن‌ها خود را ملزم به مهار تروریسم نیز بدانند و نبود شبکه‌های تروریستی نف‌شان را بیابند.
با این‌حال پروسه‌ی استانبول موانع جدی‌یی نیز دارد. افغانستان تا زمانی که فاقد قدرت اقتصادی باشد نمی‌تواند در این نشست‌ها اثرگذاری چشم‌گیر داشته باشد. حمایت کشورهای غربی و نیز کشورهای اثرگذار جهان اسلام تاکنون توانسته بر اعتبار این نشست بیفزاید؛ اما این کافی نیست. از طرفی دیگر، ایران و پاکستان به‌دلیل این‌که پروسه‌ی استانبول از حمایت هند و امریکا برخوردار است و مسیری را می‌پیماید که با منافع این دو کشور چه در مناسبات منطقه‌یی و جهانی بر می‌خورد، با علاقه‌ی کمتر در آن حضور دارند. این‌ها برای پیشرفت این پروسه موانع جدی‌اند و رفع آن تمهیداتی را می‌طلبد که بر مبنای آن بتوان به شکل‌گیری منافع و دیدگاه مشترک در مورد مسایل منطقه نزدیک شد.
در کنار این مسایل، عدم وجود تعریف جامع و روشن از تروریسم و پیچیدگی این مسأله سبب شده است تا به‌رغم تأکید مکرر بر مبارزه علیه تروریسم، این بخش از بیانیه‌ی پایانی نشست کشورهای قلب آسیا-روند استانبول، با تردیدهای زیادی مواجه شود. در اعلامیه‌ی پایانی، به استثنای طالبان افغانی، از تمامی گروه‌های رادیکال و تروریستی نام برده شده که باید برای سرکوب آن‌ها کشورهای عضو اقداماتی را به اجرا بگذارند. غیبت طالبان افغانی از این فهرست گرچه به‌دلیل پروسه‌ی قطر و روند آشتی و مصالحه با طالبان حذف شده، اما از جهتی دیگر نشان می‌دهد که اراده‌ی مبارزه با تروریسم با مانع بزرگی روبه‌رو است. این مانع، فقدان اراده‌ی کافی برای سرکوب مجموع شبکه‌ها و گروه‌های بنیادگرا است. واقعیت این است که تروریسم-در عمل-در افغانستان صرفاً با حضور داعش یا گروه‌های بنیادگرای پاکستانی و آسیای میانه‌یی معنا نمی‌یابد. طالبان بیش از تمام این گروه‌ها مسبب وحشت‌آفرینی، کشتار و ناامنی و ترویج رادیکالیسم اسلامی بوده‌اند. به‌لحاظ هدف و ماهیت ایدیولوژیک نمی‌توان میان طالبان پاکستانی و افغان تفاوت قابل اعتنایی قایل شد. از این جهت، نشانه رفتن انتقادها به سمت پاکستان چه در سخنان غنی و چه در سخنرانی مودی و در نهایت تأکید بر سرکوب تروریسم به استثنای طالبان، نمی‌تواند منجر به سرکوب بنیادگرایی و در نهایت ناامنی و کشتار بی‌پایان در افغانستان شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه