شورای امنیت سازمان ملل متحد اخیرا در گزارشی گفته است که حدود 45 هزار جنگجوی مسلح در افغانستان حضور دارند و علیه دولت میجنگند. این گزارش توسط گروهی از کارشناسان سازمان ملل متحد که مسئول نظارت بر تحریمهای طالبان است، تهیه شده است. بر اساس این گزارش، حدود یک چهارم این جنگجویان خارجیاند و القاعده نقش مهمی را در حمایت از این ستیزهجویان ایفا میکند.
در حالیکه یکونیم دهه است جنگ علیه تروریزم در افغانستان جریان دارد، موجودیت این شمار بزرگ ستیزهجویان در افغانستان، برای مردم شوکآور است. پس از یکونیم دهه جنگ با تروریزم و مصرف میلیاردها دالر در این کشور، هیچکسی نمیتواند باور کند که این پدیده نهتنها نابود نگردیده است، بلکه با گذشت هر روز قدرتمندتر شده است. از اینرو، چند نکته در این زمینه قابل طرح است:
اول، حضور این شمار بزرگ جنگجویان خارجی در افغانستان نشانهی واضح ناکامی سیاستهای مبارزه علیه تروریزم میباشد. سالها مبارزه علیه تروریزم به آن نتیجهیی که در آغاز برای آن مطرح شده بود، نرسیده است. این شمار تروریستان در افغانستان نهتنها امنیت این کشور را به چالش مواجه کرده، بلکه میتوانند افغانستان را به یک تهدید جدی علیه امنیت منطقه و جهان مبدل سازد. این تهدید در قدم اول متوجه کشورهای همجوار افغانستان میشود و در نهایت این امکان بهشکل بالقوه وجود دارد که تروریزم با شکلدهی پایگاههای دائمی خود در افغانستان و برقراری ارتباط با عناصر تندرو در کشورهای دیگر جهان، اقدامات تروریستی را در کشورهای امن جهان انجام دهند. بنابراین، برخلاف شعارهای اولیه که «افغانستان دیگر تهدیدی برای امنیت جهان نخواهد بود»، این تهدید کماکان باقی است و سیاستهای جامعهی بینالمللی در قبال تروریزم در افغانستان با دستآورد زیادی به همراه نبوده است.
دوم، ناکامی در قبال تروریزم محصول عملکرد دولت افغانستان و جامعهی جهانی میباشد. دولت افغانستان با اتخاذ سیاستهای غیرشفاف در مقابل گروههای تروریستی، حمایتهای ضمنی برخی از مقامهای دولتی از طالبان، اصرار یکجانبه بر صلح و آشتی با گروههای تروریستی، مخالفت با برخی برنامههای نظامی جامعهی جهانی بهخصوص منع عملیات شبانه، عدم جلوگیری از منابع تمویل گروههای تروریستی، ارائهی خدمات ضعیف به شهروندان و گسترش فساد و بازار سیاه در کشور به تقویت تروریزم در افغانستان کمک کرده است. این اقدامات نادرست تاکنون بعضاً خواسته و بعضاً هم ناخواسته انجام شده و همه بهنحوی آن را درک میکنند. چهبسا اشتباهات و برنامههای سیستماتیک دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشند که به سود گروههای تروریستی و مخالفان مسلح دولت انجام شده باشند و کسی از آن اطلاع ندارند. سیاستهای جامعهی جهانی نیز در قبال طالبان، القاعده و دیگر گروههای تروریستی نوسانات زیادی داشته است. عدم سرکوب کامل تروریستان در آغاز جنگ با تروریزم در افغانستان، بیتوجهی به خواستگاهها و منابع تمویل و تجهیز تروریزم و برخورد دوگانه با گروههای تروریستی، از اشتباهات مهم جامعهی جهانی در افغانستان بود. همین اشتباهات بزرگ و سیاستهای نامشخص در قبال تروریزم، زمینه را برای فربه شدن هرچه بیشتر تروریزم فراهم کرده و افغانستان را یکبار دیگر تبدیل به بستر مناسبی برای فعالیتهای تروریستی کرده است.
سوم، تروریزم دارای خواستگاهها و پایگاههای مطمئنی در منطقه است. گروههای مختلف تروریستی بهمثابهی ابزار جنگهای نیابتی از حمایت کشورها و سازمانهای مختلف استخباراتی برخوردار میباشند. وجود شمار بزرگ جنگجویان وابسته به گروههای تروریستی در افغانستان موید این ادعا است. این گروهها بدون حمایتهای خارجی و منابع تمویل مالی قوی نمیتوانند در سنگرهای نبرد مقاومت کنند. هزینههای هنگفتی فراتر از منابع موجود داخلی نظیر مواد مخدر، درآمدهای معادن و فعالیتهای مافیایی، وجود دارند که توانستهاند این جنگجویان را در میدانهای جنگ حفظ کنند. بدون شک این بازی تحت تاثیر مناسبات موجود در نظام بینالملل و همچنین تحولات جاری در منطقه و جهان میباشد. با توجه به وضع موجود و آشفتگی روابط میان کشورهای قدرتمند جهان، این نگرانی وجود دارد که پدیدهی تروریزم بیشتر از این گسترش یابد.
سایهی سنگین تروریزم بر افغانستان
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
