بر اساس آنچه که مشاور وزارت امور مهاجرین و عودتکنندگان به بیبیسی گفته است، امسال نزدیک به 800هزار پناهجو از ایران و پاکستان به کشور باز گشته است. بر این اساس، 330هزار پناهجو از پاکستان و باقی آن از ایران به کشورشان بازگشتهاند. در کشوری که از یکسو با قدرتیافتن طالبان و هجوم بیش از هفتهزار تروریست خارجی روبهرو است و از جهتی دیگر درگیر تنشهای بیپایان سیاسی، فقر و کاهش شدید رشد اقتصادی و افزایش بیکاری مواجه است؛ بازگشت نزدیک به یک میلیون پناهجو چه پیامدهایی میتواند در پی داشته باشد؟ به این معنا که آیا دولت قادر به حمایت از بازگشتکنندگان است؟ آیا افغانستان در وضعیتی است که بتواند زمینهی زندگی کمتر از یک میلیون بازگشتکننده را فراهم سازد؟
برای رسیدن به پاسخی نسبتاً مناسب به این پرسشها، لازم است دستکم سه مسأله را مدنظر قرار بدهیم.
اول؛ از نظر امنیتی، پس از سال 2007، افغانستان در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد. پیش از آن، شبهنظامیان مخالف دولت و شبکههای تروریستی قادر به اجرای عملیات کلان نظامی نبودند و نیروهای ضدتروریسم از توان بالایی برای سرکوب طالبان و القاعده برخوردار بودند. پس از آن اما وضعیت رو به وخامت گرایید. 9 سال پس از آن، اکنون طالبان توان سقوط برخی ولایات و ولسوالیها را بازیافتهاند و شبکههای تروریستی بر حملات انتحاری و گروگانگیریشان افزودهاند و تقریباً تمامی شاهراهها ناامن شده است.
دوم؛ همزمان با رشد ناامنی، حکومت وحدت ملی از درون انتخابات پرجنجالی بیرون شد که بیش از پیش بر تنشهای سیاسی افزود. ساختار دولت بهدلیل همین تنشها آسیب دید و تقابل سیاسی-جناحی صورت عریانتر و صریحتری گرفت. حکومت وحدت ملی پس از یک سال توانست اعضای کابینهاش را تکمیل کند. گاهی کشمکش بر سر عزلونصب وزرا و مقامات ارشد حکومتی، زمان زیادی هر دو طرف حکومت وحدت ملی را درگیر میکرد. در آخرین مورد، تعیین نادر نادری بهعنوان رییس کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی، منجر افزایش تنش میان ریاستجمهوری و ریاست اجرائیه شد و تا هنوز این اداره از سوی سرپرست آن اداره میشود. استمرار این وضعیت سبب سرخوردگی و استیصال شهروندان شد.
سوم؛ عوامل اصلی فقر شدید اقتصادی، خروج سرمایه از کشور، خروج بخش بزرگ نیروهای ناتو و بسته شدن نهادهای بینالمللی و مواردی مانند آن بود. رقم دقیق بیکاران در کشور مشخص نیست؛ اما دستکم بر مبنای نرخ بیکاری، بیش از سهونیم میلیون نفر بیکارند. اشتغالزایی به پایینترین سطح خود در چهارده سال اخیر قرار دارد و بهدلیل مشکلات امنیتی و تیرهگی چشمانداز سیاسی آینده، سرمایهگذاری بخش خصوصی سیر نزولی داشته است.
در نتیجه: 1- بهدلیل همین مشکلات، بسیاری از شهروندان به صف پناهجویان پیوستند و افغانستان از این نظر، سومین کشوری است که بیشترین پناهجویان را دارد. در دو سال گذشته، دستکم 120هزار نفر از کشور آواره شدهاند. 2- فقر افزایش یافته است و سطح زندگی مردم بهصورت چشمگیری پایین آمده است. درآمد شهروندان دارای کار نیز در مقایسه با سالهای گذشته تنزل یافته و میزان نارضایتی عمومی زیاد شده است. 3- بیش از یک میلیون نفر در اثر افزایش ناامنیها و سقوط ولسوالیها و ولایاتی مانند قندز، در صف آوارگان داخلی قرار گرفته است. 4- حکومت ناتوان از مدیریت سالم بحران است و حتا در رهبری جنگ در برابر طالبان بنابر گزارشهای فرماندهان نیروهای بینالمللی، ضعیف شده است. با توجه به وضعیت موجود، به نظر نمیرسد که در آیندهی نزدیک وضعیت بهبود یابد.
در چنین وضعیتی، ممکن نیست که دولت توان پذیرایی از 800هزار مهاجر را داشته باشد. آنها با مشکلات بزرگی مانند بیخانمانی و ابتلا به فقر شدید اقتصادی روبهرویند. ورود این اندازه مهاجر با توجه به فقر و ناامنی در کشور، بر وضعیت عمومی نیز تأثیر منفی میگذارد. در درازمدت، وجود فقر شدید و بیکاری میتواند به افزایش ناامنی، بزهکاری و فراگیر شدن نارضایتی عمومی از دولت بینجامد. البته بازگشت پناهجویان به کشور، بیشتر از سرناگزیری است. ایران و پاکستان پناهجویان افغان را در وضعیت بدی قرار دادهاند. در پاکستان با آنها برخورد ناسالم میشود و تحت فشار گذاشته میشوند که به کشورشان بازگردند. قرار است بر اساس تفاهمنامهی حکومت با اتحادیهی اروپا، یک بخش از پناهجویان از اروپا نیز به افغانستان بازگردند. با توجه به اینکه حکومت قادر به تسلط بر بحران کنونی نیست، میتوان تصور کرد که بازگشتکنندگان با سرنوشت غمباری مواجه خواهند شد.
بازگشت به ویرانه
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
