[su_label]شریف حضوری[/su_label]
هشتمین نشست بریکس (BRICS) با شرکت کشورهای روسیه، هند، چین، برزیل و افریقای جنوبی به تاریخ 24 میزان 1395 در شهر گوای هند پایان یافت. ویلادمیر پوتین، نرندرا مودی، شی جین پینگ، میشل تیمر و جکوب زوما به ترتیب رهبرانی بودند که ریاست عالیترین هیأت کشور خود را در این نشست به عهده داشتند. در روز اول نشست، جلسه دوجانبه میان روسها و هندوستان انجام شد که امضای چهارده تفاهمنامه در عرصههای مختلف را به همراه داشت و فروش و تحویلدهی موشک اس 400 روسی تا سال 2020 و قرارداد ساخت مشترک هلیکوپتر با سهم 50-50، مبادلاتی بود که از همه برجستهتر مینمود. خرید تجهیزات نظامی- دفاعی از روسها تا سقف ده میلیارد دالر توسط هندیها مهمترین خبری بود که مورد توجه رسانهها و تحلیلگران قرار گرفت و تا حدی که تاثیر آن بر اجلاس بریکس سایه افگند. نشست دو جانبه صدراعظم مودی و رییس جمهور پینگ نیز باعث شد، هندیها یکبار دیگر نبض چینیها را بیازماید تا حمایت آن کشور را در انزوای دیپلماتیک پاکستان و نیز عضویت هند در گروه عرضهکنندگان انرژی اتمی (NSG) را بهدست آورد که صد البته این تقلای هند راه به جایی نبرد. برگزاری همزمان اجلاس همکاریهای اقتصادی و تخنیکی سکتورهای مختلف کشورهای حوزه خلیج بنگال (BIMSTEC) شامل کشورهای هند، بنگلادش، میانمار، سریلانکا، تایلند و همچنان نپال و بوتان خلاقیت دیگری بود که هندیها از خود نشان دادند تا بتوانند با وصل نمودن منطقهی جنوب آسیا با شرق آسیا و همکاری آن با کشورهای بزرگی نظیر بریکس سعادت و رفاه اقتصادی را فراهم آورده و همکاریها را در عرصههای مختلف اقتصادی و سیاسی برای این منطقه توسعه ببخشند. اعلامیه پایانی بریکس با تاکید بر چند جانبهگرایی در نظام تجاری، مبارزه با تروریسم و داعش، تلاش برای ایجاد نظم نوین جهانی مبتنی بر عدالت، نقد نظام جهانی مابعد جنگ جهانی دوم، انتقاد از ساختار سازمان بریتون وودز و سعی برای اصلاح ساختار جهانی مانند سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی اقتصادی توسط آقای مودی قرائت گردید و بر اجلاس دو روزه بریکس خاتمه داد.
آقای جیم او نیل که خیلیها او را بنیانگذار ایدهی بریکس مینامند، در کتاب خودش، «نقشه رشد: فرصتهای اقتصادی در کشورهای بریکس و فراتر» عنوان میکند که این طیف از کشورهای در حال ظهور با رشد اقتصادی که دارا میباشند در آیندهی بسیار نزدیک خواهند توانست اقتصاد گروه 7، متشکل از آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، کانادا، جاپان و امریکا را پشت سر بگذارند. او با تاکید بر اینکه تا سال 2050 دیگر گروه 7 تنها کشورهای قدرتمند اقتصادی نخواهد بود بلکه بریکس در آن نقش فربهتری بازی خواهد کرد، خواستار اصلاح نظام اقتصادی غرب محور شد تا کشورهای دیگر مانند بریکس نیز بتوانند جا برای خویش باز نمایند. کشورهای بریکس نیز با محوریت اقتصاد بهوجود آمد تا از این رهگذر بتواند همکاریهای سیاسی و امنیتی خود را وسعت ببخشد. بریکس از همان ابتدا، نظام جهانی به رهبری امریکا را به باد انتقاد گرفت و با ظالمانه خواندن قوانین و اصول سازمانهای اقتصادی دنیا مانند صندوق بینالمللی و بانک جهانی خواستار اصلاح آن شد و بر افزایش سهم کشورهای در حال توسعه در این نهادها تاکید کرد. گمانهزنیها بر آن میرفت که همکاری این کشورها تا جایی تعمیق و ادامه یابد که بتواند حریفی بلامنازع برای کشورهای صنعتی غربی تبدیل شود و راه را برای بنیانگذاری نظام نوین جهانی بعد از امریکا باز نماید.
از زمان ظهور بریکس تا اکنون علیرغم مشکلات زیادی در روابط کشورهای عضو، اجلاس آن بهصورت دوامدار ادامه یافته است. با تشکیل بانک جدید توسعه با سرمایه اولیه 50 میلیارد دالر در سال 2014 و افزایش آن تا سقف 100 میلیارد دالر در سالهای واپسین نقش بریکس را بیش از پیش افزایش داد و مورد توجه بیشتر جهان قرار گرفت. اینک که هشت اجلاس از تاسیس آن میگذرد به نظر میرسد بریکس از ایدهی اولیه خود کم کم فاصله میگیرد و پیشبینیهای آقای او نیل نیز خیلی موفق به نظر نمیرسد. ریشهی این گسست و ناکامی را میشود به همان آغاز تشکیل این ائتلاف جستوجو کرد. زمانیکه هند، برزیل و افریقای جنوبی نسبت به ترکیب شورای امنیت مشکوک بودند و خواستار ورود شان به جمع دایمی شورا شدند، خیلی مورد حمایت روسیه و چین که خود از اعضای دایم این شورا اند، قرار نگرفت بلکه انتقاد از نظام جهانی و تلاش برای اصلاح آن بهسوی دیگر هدایت داده شد. در عوض نظام سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که روسها و چینیها خود را در آن متضرر میدیدند، مورد توجه قرار گرفتند و خواستار اصلاح در ساختار آن شدند که بعدها این خواست مورد حمایت اکراهی سه کشور دیگر بریکس نیز قرار گرفت.
در کنار عدم همراهی همدیگر برای منافع مشترک، کشورها با مسایل و مشکلات اقتصادی داخلی متعددی روبروست که روزنهی امید به موفقیت این ائتلاف را با تردید مواجه میکند. امروزه روسیه به دلیل اقدامات تخریبی علیه پدیدهی دولت-ملت و اشغال جزیره کریمه اکراین مورد تحریم غربیها قرار گرفته و اقتصاد آن با رشد منفی اقتصادی 3.727 % مواجه است و با ادامهی تقابل با غرب و دخالت در بحران خاورمیانه بهویژه سوریه بعید به نظر میرسد تا در آیندهی نزدیک اقتصاد خود را به حالت نرمال برگرداند. وضعیت آرام سیاسی برزیل زیر رهبری چپگرایان بر اقتصاد آن تاثیرگذار بود و اکنون که لیبرالها به رهبری میشل تیمر، خانم دیلما روسف ، لولا داسیلوا و سایر رهبران سوسیالیست را کنار زدهاند، وضعیت برزیل خیلی با ثبات به نظر نمیرسد. تظاهرات طرفداران چپیها در سراسر برزیل سیاست را به خیابانهای برزیل کشانده و طبیعی است که پیامد ناآرامیهای سیاسی کاهش رشد اقتصادی و عدم سرمایهگذاری خارجی را در پی خواهد داشت که صد البته رشد منفی اقتصادی 3.847 % را شاید از برکات همین نارامیها دانست. افریقای جنوبی نسبت به سال بحران اقتصادی 2009 که رشد اقتصادی آن منفی شده بود، اکنون وضعیت بهتری دارد اما رشد اقتصادی مثبت 1.283 % خیلیها قناعت بخش به نظر نمیرسد. در این میان رشد اقتصادی 7.6 % هند و 6.9 % چین کمی خوبتر جلوه مینماید و نیز این دو کشور کمتر با بحرانهای ملی و بینالمللی ویرانگر مواجهاند.
عامل دیگری که همکاریها را میان کشورهای عضو با کُندی مواجه میسازد، دید استراتژیک کشورها نسبت به سایر همسایگان و بازیگران منطقهیی و بینالمللی میباشد. در خیلی از موارد رابطهی تنگاتنگ اعضا با کشوری میتواند فرستندهی پیام دشمنی و کینه توزی باشد که حتا بهطور غیرمستقیم این امر، راه خود را بر میز اجلاس سران کشورها باز مینماید و نقطهی عطفی را در ایجاد سوء ظن میان کشورها بهوجود میآورد. همکاری نزدیک چینیها با پاکستانیها و سیاست چینی یک کمربند یک راه، هندیها را دلخون کرده است. تغییر پارادایم در سیاست خارجی هندیها و ایجاد روابط گرم با امریکا با انعقاد تفاهمنامهها، روسها و تا حدی چینیها را از پیامد آن نگران کرده است. از ترس افتادن در دام اژدهای خوابیده و روسهای استعمارگر، اتاق فکر سیاست خارجی و امنیتی کشورهای هند، افریقای جنوبی و برزیل شاید به فکر چارهی دیگر بفتند و آنهم گسست از این ائتلاف و تشکیل ائتلاف جدید بنام بیس (BIS) که بتواند آلام و دردهای آنها را در عرصهی بینالمللی بهتر بیان کند و برای درمان آن خوبتر چانهزنی نماید. گذشت زمان مشخص خواهد نمود که آیندهی بریکس چه خواهد شد.
