[su_label]محمد عزیزی[/su_label]
حمله بر عزاداران شب عاشورا در کارته سخی شهر کابل و کشته و زخمی کردن دهها مرد و زن و جوان و کودک، اولینبار نیست و آخرینش هم نخواهد بود. قبلا نیز حملهی انتحاری بر دستهی عزاداران عاشورا در مرادخانی کابل صورت گرفته و دهها کشته و زخمی بر جا گذاشته بود!
خشونت، انتحار و رگبار بر مراسم مذهبی از سوی جریانهای افراطی- انحرافی و سازمانهای دینی- مذهبی صورت میگیرد و نشانهی وحشت و شکست سردمداران و اربابان تکفیر و ترور در ایجاد موازنهی مثبت با فرهنگ برتر، و نمایهی زوال اخلاقی و عجز فرهنگی در مواجهه با منطق مدنی رقیب در گفتمان دینی- انسانی دنیای معاصر است!
ردپای افراطیون تکفیری- مذهبی در جهان امروز بهخصوص خاورمیانه و کشورهای منطقه، به عربستان سعودی و شاهان وهابی آن منتهی میشود و نهایتا به اسرائیل و شرکای جهانی- منطقویشان سر میرساند. سیستم سیاسی- وهابی حاکم بر عربستان در هیأت و قامت آل سعود، از دههها بدینسو با هراس از دشمن تاریخی- فرهنگیاش عجم شیعی، تمام سرمایه و برنامهاش را در حذف و نفی شیعه متمرکز کرده و تیرگی روابط ایران با اسرائیل و غرب، فرصت داده تا از لابیهای یهود در بسیج و تهیج افکار جهان علیه اردوگاه شیعی منعطف به عجم و کشورهای اسلامی مخالف با اندیشهی افراطی وهابیت مخصوصا نظامهای متمایل به ایران، استفاده کند و سیلی از جریانهای تکفیری- افراطی را باپول نفت عرب و اسلحهی اسرائیل در جهان جاری نموده با قتل و کشتار دینی- مذهبی، کشورهای آزاد و آباد اسلامى را يکیپىديگرى در خون و خاکستر هستى و دارايىشان ويران و با خاک یکسان سازد!
وهابیهای آل سعود، در شکست سیاسی- فرهنگی با عجم، به اسرائیل پناه برده و در شیعههراسی مغرضانهی غرب، حجاز اسلام را به بازار پرفروش سلاح و مهمات یهود تبدیل کردهاند. اما بلاهت سیاسی و عصبیت کور مذهبیشان اجازه نمیدهد که از تنيدههاى عنکبوتى افکار افراطى-ارتجاعىشان برون شوند و واقعیت ترسناک فردای خود را نیز در آیینهی آمال یهود ببینند و بدانند که غرب و اسرائیل، به ویرانی کشورهای اسلامی منطقه، اکتفا نخواهند کرد و سرانجام برای خشکاندن چشمههای افراطیت و کشیدن ریشههای ترور و وحشت، به سراغ عربستان نیز خواهند آمد و بلد امن رادیکالهای وهابی را با کروزهای افراشته در آبهای اطراف شبهجزیرهی عرب، نشانه خواهند رفت!
این را همه میدانند که دلداریها و دلبریهای اسرائیل با وهابیت آل سعود، نه مبتنی بر مشترکات ایدئولوژیکی- تاریخی، بلکه کاملا ابزاری- استراتژیکی است و وارد کردن عربستان در پروسههای ترور و افراطیت جاری در جهان بهخصوص انجام جنایات جنگی مستقیم در یمن، به این هدف است که زمینه و بهانه برای فردایی با شرایط دلخواه تل ابيب رقم بخورد و باد منافع غرب، در جهت مخالف ریاض وزیدن بگیرد تا نوستالژیهای تاریخی خیبر و بنی مصطلق و بنی قینقاع و بنی نضیر و… در قلب و مغز اورشلیم به شورآید؛ یهودیان افراطی، بتوانند آن خفت و شکست تاریخیشان از یثرب و حجاز اسلام را با تجزیهی مجدد شبهجزیرهی عربستان بگیرند و سرزمینهای آبایی- تاریخی یهودیان را در مکه ومدينه تصاحب کنند!
چنین مامولى نه افسانه است و نه یک ترسيم بدبینانه از دید خصمانه، که بتوان به آسانی و فراموشی از برابر آن گذشت و به دستیاریهای امروز اسرائیل با آل سعود، دل بست و تا ابد در سایهی امن آن نشست. کوبیدن و با خاک یکسان کردن کشورهای عربی، که شمهیی از غیرت و حمیت انسانی و شور و غرور سیاسی داشتند، خاکریز اولى است که اسرائیل با پشتوانهی کشورهای غربی و حمایت مالی و انسانی آل سعود وهابی، بهنام و عنوان جذاب «بهارعربی» از آن عبور کرده است. گام بعدی، گذشتن از سد کشورهای اسلامی غیرعربی در منطقه و خلعسلاح پاکستان اتمی است، که از سالها بدینسو، این کشور را به باشگاه افراطگرایی و پايگاه تروريستى تبدیل کرده تا دستاویزی باشد برای ادعای خطر بلندبالاى افتادن بمباتم بهدست افراطیت جاهل و بیرحمی که با پول عربستان، تجهیز و تمویل میشود و تهدیدی بزرگ برای امنيت جهان و منطقه بهحساب میآید!
«دو نالدترامپ» کاندیدای جنجالی و افراطی ریاستجمهوری آیندهی امریکا، در اولین سخنان مبارزات انتخاباتیاش سال گذشته، افغانستان را «دروازهی ورود به پاکستان» خواند و در اظهاراتی تند و صریحی که بعداً آن را انکار کرد، گفت که «باید مراقب مسایل هستهیی درآنجا(پاکستان) بود.» ترامپ، در گفتههایش، مهمترین توجيه حضور امریکا در افغانستان را «موضوع سلاح هستهیی در پاکستان» خواند و تاکید کرد که «بدون درنظرداشت سلاح هستهیی، تمام این مسایل(حضور امریکا و تلفات نيروها و صرف صدها میلیارد دالر درآنجا)، یک رقابت کاملاً مُفت است» (1).
يکطرفه کردن کار عربستان برای اسرائیل و غرب، بدون خلعسلاح پاکستان ممکن نیست، و ایجاد هزاران مرکز افراطیت در قلمرو پاکستان تحت عنوان دارالحفاظهایی غنی از اندیشهی افراطی و رادیکال با پول عربستان و حمایت و موافقت غرب، مقدمهیی برای خلعسلاح پاکستان و در نهایت رفتن به سراغ سرچشمهی افراطیت و ترور در عربستان سعودی است. اما با وجههی سیاه و تباهی که وهابیت آل سعود از عربستان در جهان ترسیم کرده و با نفرتی که از ویرانی کشورهای اسلامی با حمایت مالی و انسانی عربستان، در دل امت اسلام از آل سعود ایجاد شده است، یقینا هیج انگیزه و زمینهیی برای دفاع از حجاز و رياض، در مسلمانان ایجاد نخواهد شد و شاهان وهابی- سعودی، بر نطع آتشین فتنهها و تنگنظریهای تکفیری- قشریشان بهعنوان آخرین قربانی، زیر ساطور خواهند رفت و در درياى خونى از بيگناهان که در جاىجايى از جهان کارى کردهاند، غرق شده به فراعنه و اکاسرهی تاریخ خواهند پیوست.
و اما آنچه به دولت و سران حکومت وحدت ملی افغانستان برمیگردد اینکه، مبادا در ازای معاملات پنهانی- پولى که احيانا عربستان انجام میدهد و تقویت جریانهای تکفیری- افراطی داعش و طالب را میطلبد، منافع ملی و مصالح بینالوطنی را قربانی مطالبات مغرضانه وسودجویانهی آنها کنند و علیرغم خواست و احساسات ستودهی برابرى و برادرى مردم افغانستان، زمینهی آتشافروزی مذهبی را برای خشنودی خاطر بیگانگان فراهم فرمایند و از تامین امنیت مردم در انجام مظاهرات مدنی و مراسم مذهبیشان، خواسته و دانسته اهمال نمایند.
مايهی نگرانى اينکه عربستان بعد از حمله به یمن در سال گذشته، اعزام دهها هزار کارگر افغانی با ویزای رسمی به این کشور را از حکومت افغانستان تقاضا کرد و حکومت وحدت ملی نیز این خواست را پذیرفت و وزارت کار، معاهدهیی را در زمینه به امضا رساند. اما جریان ثبتنام و اعزام این کارگران به عربستان، همچنان پوشیده و در ابهام مانده و این گمان را تقويت ميکند که مبادا این کارگران در عربستان، به نیروی مذهبی- جنگى استحاله شده در خدمت عربستان درآیند و در اردوگاه وهابیت و افراطیت آموزش دیده، به جنگ در کشورهای اسلامی مورد نظر آل سعود سهم بگيرند.
وقتی مهاجمین بر عزاداران حسینی در کارته سخی، با لباس پولیس وارد میشوند و مردم را به رگبار میبندند و مسئولیت حمله را داعش بر عهده میگیرد، از کجا معلوم که این مهاجمین داعشی، همان هموطنانی نباشند که از سوی دولت افغانستان برای کار در عربستان اعزام شده، اما آموزش افراطيت و دهشت دیده و براى قتل و کشتار در افغانستان فرستاده شدهاند! از کجا معلوم که هزاران طالب صفکشیده در پشت خط دیورند و صدها جنگجوی فعال داعش در کنر و ننگرهار و نقاط دیگر نیز از جمع همین هزاران کارگری نباشند که دولت افغانستان، با موافقتنامهی رسمی، در اختیار آل سعود گذاشته و هیج خبر و اثری از نوع کار و شغل و پیشه و محل و موقعيتشان در سعودی، از سوی عربستان و افغانستان به بیرون درز نکرده است!
(1) Afghanistan and the US Presidential Election

تحلیل تان دقیق است این شبه نیست واقعیت است دایم تاریخ تاوان تفکرات غلط را پرداخته است اما این تاوان برملت های ضعیف خیلی سخت که حتی تا نسل ها جبران نشود