رییسجمهور در بیانیهی تلویزیونی یکشنبهشب خود با اشاره بر حوادث اخیر در سراسر کشور و بهویژه اتفاقات ناگوار و تلخ در ولایت قندوز و ولایتهای هلمند و فراه، اظهار داشت که مشکل ناامنیهای اخیر را نمیتوان در حملات طالبان تقلیل داد، بلکه بخش بزرگی از این رخدادهای اسفبار، برمیگردد به سپرده شدن مسئولیتها به افرادی که از شایستگی و تخصص لازم برخوردار نیستند. اشرف غنی همچنان گفت که هیچ فردی حق ندارد بهخاطر توجیه کمکاریها و سهلانگاریهای خود، از باورهای مذهبی سوءاستفاده کنند، که این حرف ایشان ناظر به سخنان اخیر والی قندوز بود.
اینکه مناصب مهم امنیتی در حکومت وحدت ملی توسط اشخاص نالایق و ناآشنا با استلزامات مسئولیتی که به عهده میگیرند اشغال گردیده، امری است روشن و عیان. تشخیص رییسجمهور در اینخصوص نیز بهجا و درست است. حرف مهمتر از آن را اما میتوان در یک زمینهی خیلی بنیادیتر مطرح کرد: عدم شایستهسالاری بر تمام سطوح و نهادهای دولتی حاکم است، از وزارتخانهها گرفته تا ریاستهای مهم، و نهادهای امنیتی نیز جزئی از این حقیقت است. حتا برای مردم زیاد روشن نیست که از بدو شکلگیری این حکومت، معاونان ریاستجمهوری مشغول چهکار و فعالیتهایند و به همینشکل، ریاست اجراییه نیز بهلحاظ کارکرد و مسئولیت در هالهی ابهام و سردرگمی قرار دارد. بارها شنیده شده که معاون اول ریاستجمهوری از نقش پوشالی و صوریاش در حکومت شکایت کرده و گفته که همهی کارهایی را که از لحاظ قانونی باید او انجام میداد، رییسجمهور شخصاً اجرا میکند و آنهم غالباً بهگونهیی که معاونان حتا در جریان کار قرار نمیگیرند. تنشی که چندی قبل میان ریاستجمهوری و ریاست اجراییه بالا گرفته بود نیز بخش اعظمش برمیگردد به همین مسأله.
حالا سخنی که میتوان در این رابطه مطرح کرد، این نیست که چرا تاکنون چنین اتفاقی پیش آمده، هرچند که این امر نیز در موقعیت خود میتواند گره از بسا فروبستگیهای لاینحل حکومت بگشاید. مسأله این است که حکومت وحدت ملی و شخص رییسجمهور که متوجه این مشکل شده است، چگونه باید به حل و رفع آن بپردازد. از اینرو، حالا که مشکل خلط وظایف نهفقط در یک بخش، بلکه در تمام بخشهای دولتی و بهصورت فراگیر بهمشاهده میرسد، سران حکومت وحدت ملی اگر آن صداقت لازم را در امر حکومتداری و در مناسباتشان با مردم دارند، چیزی که تاکنون کمتر مشاهده شده، مبارزهیی سخت و جدی را در پیش رو خواهند داشت.
اما بهنظر میرسد که مشکل خلط وظیفه و یا سپردن وظایف به کسانی که از عهدهی انجام مطلوب آن برآمده نیستند، دامن خود رییسجمهور را نیز میگیرد. در همین شبوروزهایی که چندین ولایت کشور درگیر جنگی شدید و بیوقفهاند، آقای اشرف غنی با خیال آسوده در پایتخت به شفاخانهها رفته و مشغول برکناری کارمندان شفاخانه است. البته که این امر نیز بخشی از کاری است که حکومت در زمینهی پاکسازی نهادها و ادارات از وجود افراد ناشایسته باید انجام بدهد، واقعیت اما این است که در شرایط جنگ و آشوب کنونی، این کار فقط میتواند مصداق روشنی از حرفهای اخیر رییسجمهور باشد.
حکومت وحدت ملی میبایست خیلی قبلتر از آنکه فاجعه بالیدن بگیرد، به برطرف کردن این عارضهی دیرپا میپرداخت. با توجه به تجربیاتی که این حکومت در طی دو سال از این رهگذر کسب کرده است، درک مشکل، امری زیاد سخت نبود. قندوز تجربهی یکبار سقوط را از سر گذرانده است، ولایتهای دیگر نیز با سقوط چندین ولسوالی بهدست طالبان مواجه بودهاند. اما حکومت تا امروز فقط بهقول معروف، کلوخ گذاشته از آب رد شده و هیچگاهی کوشش به حل بنیادین مسأله نکرده است. نمیتوان در اینخصوص از یادآوری پیشآمدهای تلخ در کشور که اغلب جلو اصلاحات و نظامسازی را میگیرد غافل شد، اما دقت در مسأله روشن خواهد کرد که همین پیشآمدها نیز ناشی از آن بوده که حرفی را اکنون رییسجمهور میزند، در طول دو سال حکومتداری خود به آن باور نداشته و یا دستکم آن را اجرایی نکرده است.
حالتی که در آن افراد ناشایسته و نامطلوب امروزه فرصت یافتهاند بهطور وسیعی بر مناصب مهم تکیه بزنند، سبب شده که ناامنیها در کشور همواره رو به افزایش داشته باشد و جنگهای بیوقفه، فقر فزاینده و گسست در مناسبت لازم میان مردم و حکومت شکل یک وضعیت را بهخود بگیرد. تبدیل شدن یک مشکل به یک وضعیت عام، ایجاب یک مبارزهی جدی و بنیادی را میکند. انتظار میرود که رییسجمهور باید ارادهی مبارزه با این وضعیت را داشته باشد، ورنه اقدامات موردی و مقطعی صرف میتواند تعریف دیگری از جابهجایی مهرههای فساد و ناکارآیی باشد.
رییسجمهور نباید کلوخ گذاشته از آب رد شود
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
