[su_label]نشنل انترست/آدام گالاگر[/su_label]
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
میراث حامد کرزی، بهعنوان نخستین رییسجمهور افغانستان پس از سقوط طالبان، آشکارا ناهمسان است. کرزی که در چربزبانی مشهور است، سیاست سنتی قبیلهیی افغانستان را استادانه هدایت کرد، اما احتمالا اساس بخش بزرگی از فساد و حکومتداری ضعیف را گذاشت که امروزه حکومت افغانستان را به ستوه آورده است. کرزی، در دوران تصدیاش [بهعنوان رییسجمهور افغانستان]، اغلب با انتقاد پیوسته از پاکستان بهخاطر پناه دادن به طالبان افغانستان و تلاش در راستای حکومت بر کابل با استفاده از گروه نیابتی [طالبان] به سرخط خبرها تبدیل شد. وقتی اشرف غنی، مقام پیشین بانک جهانی و کارشناس [مسایل] توسعه، در سال 2014 به قدرت رسید، تلاش کرد روابط با اسلامآباد را از سر بگیرد – حتا درخواست کمک نظامی از هند، رقیب اصلی پاکستان، را به بعد موکول کرد. زمان زیادی نگذشت تا [این رویکردش] را بازبینی کرد.
کمتر از یک سال از تصدی ریاستجمهوری غنی گذشته بود که او راه وارونه را رفت و گفت باور دارد پاکستان در افغانستان «جنگ اعلان نشده» را انجام میدهد. به دنبال بمبگذاری طالبان در ماه اپریل در کابل که بیش از شصت تن را کشت، غنی پاکستان را بهخاطر پناه دادن به این گروه بهشدت نکوهش کرد و به پارلمان افغانستان گفت که اگر اسلامآباد اقدامی نکند، به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت خواهد کرد. او گفت: «از پاکستان انتظار نداریم که طالبان را به میز گفتوگوها بیاورد، اما از پاکستانیها میخواهیم که به قولهایی که دادهاند عمل کنند… و علیه کسانی که در پاکستان پناهگاه دارند، عملیات راهاندازی کنند». مسلما سرخوردگی غنی از اقدام نکردن پاکستان با این حقیقت که از زمان خروج نیروهای امریکایی در پایان سال 2014 طالبان قویتر شدهاند و اکنون بیش از هر زمانی از تهاجم سال 2001 مناطق بیشتری را در کنترلشان دارند و تلفات ملکی همچنان در حال افزایش است و به میزان هشداردهندهیی رسیده است، بیشتر شده است.
در ماه جون، وقتی ملا منصور، رهبر اخیر طالبان در نتیجهی حملهی یک هواپیمای بدون سرنشین امریکایی کشته شد، او داشت از طریق بلوچستان، ایالت غربی بلوچستان و هم مرز با ایران، با یک پاسپورت پاکستانی سفر میکرد. بسیار واضح است که کویته، مرکز ایالت بلوچستان، خانهی شورای کویته، رهبری طالبان افغانستان، است. مثالهای برجستهی دیگری نیز وجود دارد که نشان میهد رهبران طالبان در پاکستان فعالیت داشتهاند. وقتی مقامهای افغان در دیدارگاه موری در ماه جولای 2015 با هیات طالبان دیدار کردند، بسیار واضح بود که آنها از داخل این کشور میآمدند. سال گذشته، حکومت افغانستان فاش ساخت که ملا عمر، رهبر طالبان، در سال 2013 در شفاخانهیی در کراچی پاکستان مرده است. اگر کسی در مورد توانایی و تمایل سازمان استخبارات و ارتش پاکستان در کمک و تحریک بنیادگرایان تردید دارد، فراموش نکند که اسامه بنلادن سرانجام در ابوتآباد پاکستان، نزدیک به یک اردوگاه ارتش، پیدا شد. در حالیکه اسلامآباد از دیر زمان بدینسو پناه دادن و حمایت از گروههای شورشی را رد کرده است، گزارشی از متیو والدمن برای London School of Economics فاش کرد که همکاری بیشتر از همکاری صرف مخفیانه است. والدمن گفت که در واقع، «این [همکاریها] از حمایت گهگاهی و محدود بسیار فراتر میرود. حمایتی که آی.اس.آی [از طالبان] میکند در حدود بسیار قابل توجه است. ما نیز میگوییم که این سیاست رسمی این اداره [آی.اس.آی] است و میگوییم که این [حمایت] بسیار گسترده است».
اما واقعیت این است که این حمایت یک راز آشکار است. سرتاج عزیز، مشاور سیاست خارجی نخستوزیر پاکستان، در جمعی در شورای روابط خارجی در واشنگتن گفت: «ما تا حدودی بر آنها [طالبان افغانستان] نفوذ داریم چون رهبران آنها در پاکستان هستند، به تسهیلات پزشکی دسترسی دارند و خانوادههای آنها اینجا هستند».
در عین حال، گروه هماهنگی چهارجانبه (متشکل از پاکستان، ایالات متحده، افغانستان و پاکستان) در سال جاری در جریان چندین دور گفتوگوها طالبان را به میز گفتوگوها بیاورد. در 12 ماه جولای، هارون چخانسوری، سخنگوی رییسجمهور، به اسوشتیدپرس گفت که کابل برنامهیی برای از سرگیری روند صلح ندارد. بهطور همزمان، جاوید فیصل، سخنگوی رییس اجراییه، پاکستان به ناکامی در عمل به وعدههایش و متوقف ساختن حمایت از طالبان و آوردن این گروه به میز مذاکره متهم کرد. او گفت پاکستان «هنوز شورشیان را حمایت میکند، [برای آنها] تسهیلات پزشکی فراهم میکند، آموزش میدهد و آنها را تامین مالی میکند و اینها نشان میدهد که آنها به وعدههایشان مبنی بر وادار کردن طالبان به پیوستن به روند صلح عمل نکردهاند».
در ماههای اخیر، واشنگتن سیاست ویرانگر پاکستان در قبال افغانستان را شدیدا مورد انتقاد قرار داده است. زلمی خلیلزاد، سفیر پیشین امریکا در افغانستان، به کمیتهی امور خارجهی مجلس [امریکا] گواهی داد که بین سیاست اعلان شده و واقعی تمام کشورها خلایی وجود دارد، در مورد پاکستان، این خلا بزرگ است». این فرستادهی پیشین استدلال کرد که در واقع، «سیاست و عمل فعلی پاکستان شایستگی بهتری دارد تا این کشور را در فهرست کشورهای کمککننده به تروریسم وزارت خارجهی امریکا شامل سازد». در حالی که طالبان در حالت تهاجمی قرار دارند، خلیلزاد استدلال کرد که «انعطافپذیری طالبان را میتوان بیش از هرچیز دیگری به تصمیم استراتژیک ارتش و استخبارات پاکستان مبنی بر فراهم کردن پناهگاه ها و حمایت از این گروهها نسبت داد».
در حالیکه بسیاریها در کانگرس طرفدار توقف کمکهای امریکا به پاکستان هستند، خلیلزاد نیز به قانون گذاران گفت که حملهی هواپیماهای بدون سرنشین علیه منصور «فرصت طلایییی را برای مواجهه با پاکستان» و وادار کردن این کشور به انتخاب بین کمک به طالبان و شبکهی حقانی یا روابط با ایالات متحده و کمک اقتصادی و بینالمللی همراه آن به اسلامآباد ایجاد کرده است.
اعتراف شگفتآور عزیز و شرایطی که مرگ منصور را احاطه کرده است – چه رسد به شواهد جرمی زیاد دیگر – بهترین فرصت را برای ایالات متحده فراهم میکند تا فشار بر پاکستان را افزایش بدهد، از پنهانکاریهای اسلامآباد چشمپوشی کند و بر پایان دادن به حمایت از طالبان تاکید کند. پس از همه، همانطوری که خلیلزاد میگوید، «سیاست پاکستانیها علت اصلی درگیریهای جاری در افغانستان است».
جنگ در افغانستان اکنون طولانیترین [جنگ] امریکا است و در مقایسه با پلان مارشال، این کشور پول بیشتری، با تعدیل تورم، به مصرف رسانده است. رییسجمهور اوباما به دنبال تصمیم اخیرش در حالی ریاستجمهوری را ترک خواهد کرد که 8400 سرباز امریکایی در این کشور خواهند ماند و «باتون» را به رییسجمهور بعدی خواهد سپرد. در جریان پانزده سال گذشته، تلاشهای جنگی بهطور مداوم توسط سیاست دوگانهی اسلامآباد در قبال افغانستان تضعیف شده است. با در نظرداشت خطرناک بودن فزایندهی شاخهی دولت اسلامی که اخیرا بزرگترین حمله در سالهای اخیر را در کابل انجام داد، تداوم حضور القاعده و طالبان سرکوب نشده، واشنگتن خود با چشمپوشی از حمایت پاکستان از گروههای افراطی هیچ لطف و مرحمتی به خرچ نمیدهد.
مدتها قبل اسلامآباد حتا میپذیرفت که طالبان افغانستان ساکن پاکستان هستند و کرزی بهطور متقاعدکنندهیی جنگ افغانستان را تحلیل کرد و دلیل مهمی برای سختی آن آورد، البته بدون تدبیر دیپلماتیک مرسوم. اگر رییسجمهور بعدی امیدوار است که به جنگ در افغانستان پایان بدهد و این کشور را در مسیر پایا و ماندنییی برای شگوفایی و امنیت قرار بدهد، او باید بر پاکستان فشار بیاورد تا روشش را تغییر بدهد. از حامد کرزی بپرسد؛ او سالهاست که این حرف را میزند.
