[su_label]فِرست پست/ پراکاش ناندا[/su_label]
[su_label]ترجمه: معصومه عرفانی[/su_label]
کاربرد «قدرت نرم» در افغانستان، بار دیگر برای هند انعکاس خوبی در پی داشت. در تاریخ 3 جون، صدراعظم هند نارندرا مودی، با همراهی رییسجمهور افغانستان اشرفغنی، بند دوستی افغانستان-هند را که در گذشته با نام بند سلما شناخته میشد افتتاح کردند. این بند با هزینهی تقریبی 1700 کرور روپیه و کار 1500 نفر مهندس و متخصصان دیگر ساخته شده است.
این دومین دیدار مودی از افغانستان در طی شش ماه گذشته بود. صدراعظم هند، ماه دسامبر گذشته برای افتتاح ساختمان جدید پارلمان افغانستان که به هزینهی 115 میلیون دالر توسط هند ساخته شده بود به کابل سفر کرد.
سیاست هند در قبال افغانستان، که استفاده از قدرت نرم برجستهترین جنبهی آن است، از دوران واجپایی تاکنون بدون تغییر باقی مانده است. این سیاست در دوران حکومت منموهان سینگ برجستهتر شد. اکنون نیز مودی دنبالهرو این میراث است. فرض اساسی چنین سیاستی این است که کشورهای غربی بهرهبری ایالات متحده، با کمک پاکستان (که در واقع علامت سوال بزرگی در این رابطه وجود دارد) برای تبدیل افغانستان به یک دموکراسی مدرن و تقویت و ایجاد ثبات در این کشور، با بنیادگرایان طالبان و القاعده میجنگند، و در همینحال، هند تلاشهای خود را بر توسعهی اقتصادی و اجتماعی این کشور متمرکز میسازد. این سیاست چهار حوزهی گسترده را مورد پوشش قرار داده است: پروژههای زیربنایی، کمکهای بشردوستانه، پروژههای کوچک توسعهیی، برنامههای آموزشی و ظرفیتسازی.
هند در این چارچوب تاکنون 11 میلیارد دالر در افغانستان سرمایهگذاری کرده است. همچنین این کشور وعده داده است که 2 میلیارد دالر دیگر را در پروژههای جدیدی مانند معادن سنگ آهن، کارخانهی فولاد، کارخانهی برق 800 میگاوات، پروژههای نیروگاههای برق، خطوط انتقال انرژی، جاده و موارد دیگر سرمایهگذاری کند. علاوه بر این موارد، توافقی میان ایران و هند برای حملونقل کالاها به افغانستان که کشوری محصور در خشکی است صورت گرفته است (مودی بهتازگی برای نهاییکردن پروژهی بندر چابهار با سرمایهگذاری بیش از 100 میلیون دالر از سوی هند به ایران سفر کرده بود. این بندر بهعنوان مرکزی برای حملونقل کالاهای تجاری به افغانستان و آسیای مرکزی مورداستفاده قرار خواهد گرفت). همچنین مردم افغانستان کمکهای زیادی ازسوی مردم و سازمانهای خصوصی هند دریافت کردهاند، ازجمله اتوبوسهای شهری تاتا برای شهرهای بزرگ و بسیاری کمکهای بشردوستانهی دیگر.
افغانستان اکنون پس از بوتان دومین کشوری است که بیشترین کمکها را از هند دریافت میکند. این مساله نشان میدهد که افغانستان برای هند اهمیت ویژهیی دارد. هند حتا نسبت به بنگلادش و سریلانکا که از گذشته برای توسعهی خود وابسته به کمکهای این کشور بودهاند، پول بیشتری به افغانستان اختصاص میدهد. در حقیت، هند پس از ایالات متحده، انگلستان، جاپان و آلمان، پنجمین اهداکنندهی بزرگ کمک به افغانستان است.
از سوی دیگر، هند اولین شریک استراتژیک افغانستان است. این دو کشور در سال 2011 یک موافقتنامهی همکاری استراتژیک برای تعیین خطوط کلی روابط خود امضا کردند. در میان مسایل دیگر، این توافقنامه «زمینهی کمکهایی برای بازسازی نهادها و زیرساختهای افغانستان، بخش آموزشی و تحصیلات، کمکهای تکنیکی برای بازسازی ظرفیت بومی افغانستان در حوزههای مختلف، تشویق سرمایهگذاری در بخش منابع طبیعی افغانستان، امکان دسترسی آزاد تاجران به مارکتهای هند برای حمایت از صادرات افغانستان، و تلاش در جهت فرایند صلح فراگیر متعلق و بهرهبری مردم افغانستان، و حمایت از نیاز به تعهدی پایدار و بلندمدت به افغانستان توسط جامعهی بینالمللی» فراهم میآورد.
تنها بخش نظامی این توافقنامهی استراتژیک، تعهد دهلی نو برای افزایش برنامههای آموزشی برای سربازان و پولیس افغانستان در هند است. این توافقنامه شامل استقرار نیروهای نظامی هند در افغانستان نمیشود.
موفقیت رویکرد قدرت نرم هند در قبال افغانستان، روایتی است که در نظرسنجی گالوپ که در سال 2010 انجام شده است بهروشنی مشهود است. در این نظرسنجی نتیجهگیری شده است که اکثریت مردم افغانستان، هندیها را به امریکاییها و پاکستانیها ترجیح میدهند. 71 درصد مردم افغانستان گفتهاند که هند مثبتترین نقش را در کشورشان ایفا میکند. یکی از نظرسنجیهای بی.بی.سی نیز نشان داده است که هند محبوبترین کشور درمیان مردم افغانستان است.
تا اینجا همهچیز خیلی خوب بوده است. اما اکنون سوال بزرگتری مطرح میشود: آیا رویکرد قدرت نرم بهتنهایی میتواند دستیابی هند به اهدافش در سیاست خارجی در افغانستان را امکانپذیر سازد؟ رویکرد قدرت نرم دهلی نو نسبت به افغانستان بر این بنیاد شکل گرفته است که هند «بیش از آنکه ذینفع باشد، فراهمکنندهی خدمات باشد». اما هند نمیتواند بیش از این از قدرت نرم در افغانستان استفاده کند، چراکه تقریبا تمام پروژههای بزرگ افغانستان که با کمک هند پیش میروند، تقریبا نزدیک به تکمیل هستند.
منافع اساسی هند در افغانستان را میتوان در سه بخش مطرح کرد. مورد اول، «ایجاد دولتی امن، قدرتمند و دموکراتیک در افغانستان، برای پیشگیری از سقوط این کشور به دست افراطگرایان است که میتواند به نوبهی خود به رشد تروریسم در منطقه منجر شود». دومین مورد این است که افغانستان ناچار نشود در مناقشات آینده میان پاکستان و هند، علیه این کشور موضع بگیرد. مورد سوم تضمین این است که افغانستان ازطریق بندر چابهار ایران، میان هند و جمهوریهای آسیای مرکزی «اتصال» برقرار کند. از دیگر مسایل مهم میتوان رقابت هند با چین در استخراج منابع طبیعی گستردهی افغانستان (مواد معدنی در کل، نفت و گاز بهطور خاص) را ذکر کرد.
بااینحال، فعالیتهای روبهرشد هند در افغانستان، برای پاکستان خوشایند نبوده است. پس از آنکه کنسولگری هند در شهرهای هرات، مزار شریف، جلالآباد و قندهار باز شد، پاکستان این کنسولگریها را متهم کرده است که پوششی برای سازمانهای استخباراتی هند برای اجرای عملیاتهای مخفی علیه پاکستان و دامنزدن به جنگهای جداییطلبانه در ولایت پاکستان بلوچستان فراهم میکند. پاکستان بر این باور است که هند تلاش دارد این کشور را از طریق افغانستان مورد محاصره قرار دهد. البته که بر هیچکسی پوشیده نیست پاکستان از طریق سیستم استخباراتی خود برای حمله بر فعالیتهای توسعهیی هند در افغانستان استفاده کرده است.
محقق امریکایی، استفان کوهن، چنین استدلال میکند که افغانستان تنها در صورتی واقعا باثبات و امن خواهد بود که پاکستان و هند در یکسو، و ایالات متحده و ایران در سوی دیگر، رویکرد مشترکی نسبت به کابل روی دست بگیرند. اما سوال این است که آیا چنین رویکردی واقعبینانه است؟ به گفتهی کوهن، این مساله دشوار اما مطلوب است و میافزاید که یکی از دلایل رودررویی هند و پاکستان در مقابل یکدیگر در شبهقاره، این است که آنها میراث مشترک استراتژیکی از دوران استعمار هند توسط بریتانیا دارند. بنابراین، هر دو بر سر یک قلمرو، افغانستان، رقابت میکنند.
کوهن میگوید: «هند و پاکستان میراث بریتانیا در افغانستان را به اشتراک دارند. هر دو کشور هند و پاکستان، افغانستان را بهعنوان قلمرو استراتژیک خود میبینند. این بدان معناست که آنها درحال رقابت با یکدیگر هستند. اما تاکنون کسی پیشنهاد نکرده است –احتمالا امریکا باید این کار را میکرد- که هر دو کشور توافقنامهیی برای همکاری امضا کنند… تلاشی باید در جهت اتحاد آنها در افغانستان صورت بگیرد. هر دو میتوانند برای آموزش سربازان و پولیس افغانستان به یکدیگر بپیوندند. هند کار بزرگی در کمک به بازسازی اقتصادی، اجتماعی و آموزش نیروهای امنیتی افغانستان انجام داده است. اما با آموزش نیروهای امنیتی، هند در حال رقابت با پاکستان است که از طالبان حمایت میکند».
کوهن بر این نکته تاکید میکند که اگر هند و پاکستان راهی برای همکاری در افغانستان بیابند، این مساله برای تمام ذینفعان، شامل ایالات متحده و ایران، وضعیت برنده-برنده خواهد بود. او توضیح میدهد که باتوجه به عدم محبوبیت روبهافزایش نقش نظامی امریکا در منطقه در ایالات متحده، امریکا از عهدهی طولانیکردن مدتزمان حضور نظامی خود در افغانستان، یا هر بخش از غرب آسیا، برنمیآید.
بااینحال، در فرضیهی کوهن یک مشکل وجود دارد. هند خواستار یک افغانستان باثبات و مرفه است. اما نمیتوان گفت که پاکستان نیز در این رویکرد اشتراک دارد. چراکه با قدرتمند، امن و باثباتشدن افغانستان، این کشور خواستار بازگشت قلمروهای خود (مناطق پشتوننشین) خواهد شد که در حالحاضر، بهدلیل خط دیورند که خودسرانه توسط سر هنری مورتیمور دیورند، وزیر خارجهی دولت استعماری هند بریتانیا در آن زمان، جزو پاکستان هستند. دیورند در تاریخ 12 نوامبر 1893، سندی با پادشاه افغانستان عبدالرحمن خان امضا کرد که مربوط به تعیین مرزهای میان افغانستان و هند آن زمان بود. بااینحال، هیچکدام از بدنههای قانونگذاری در افغانستان تاکنون این سند را تصویب نکردهاند و مشکل مرزی همچنان به ایجاد مشاجراتی میان پاکستان و افغانستان ادامه میدهد.
باتوجه به این وضعیت، حقیقت بر جای خود باقی است: استفادهی هند از قدرت نرم در افغانستان، به مرز نهایی خود رسیده است. اکنون زمان آن رسیده است که هند با دیگر ذینفعان در افغانستان، رویکرد هوشمندانهیی را توسعه بدهد. این امکان وجود دارد که مودی در ملاقات با رییسجمهور امریکا باراک اوباما در چند روز آینده، گفتوگو در این رابطه را آغاز کند.
