نامه‌ی‌ يك خلبان نیروهای هوایی به رييس جمهور

اطلاعات روز

جناب رييس جمهور جمهوري اسلامي افغانستان
اسلام عليكم و رحمت الله و بركاته!
خبر شدم در مراسم «نمايش طياره‌هاي جنگي نيروهاي هوايي» به ميدان نظامي كابل رفته بوديد. راستش من در مراسم نبودم اما شنيدم به هيچ يك از خلبانان و انجينران اجازه داده نشد تا سوال‌هاي‌كه را با زند‌گي و مرگ آن‌ها گره خورده‌اند، با شما مطرح كنند. از همين رو، خواستم از اين طريق با شما در ارتباط شوم. جناب رييس صاحب جمهور، من در گزارش خبري كه از سوي صفحه‌ی ارگ تهيه شده بود، تنها يك جمله را يافتم كه ديد كلي شما را چه در منشور انتخاباتي تان و چه در سخنراني‌هاي گذشته و چه در سخنراني ديروز، نسبت به نيروهاي امنيتي بازتاب مي‌دهد، «قرباني‌هاي نيروهاي امنيتي را كه در ميدان‌هاي نبرد متحمل مي‌شوند، در ميدان سياست معامله نمي‌كنيد!» من از شنيدن اين جمله خوشحال شدم و انرژي گرفتم تا مصمم‌تر در برابر دشمنان اين سرزمين با رشادت بيشتر مبارزه كنم. اما وقتي مي‌بينم به هم‌مسلكانم به دور از وعده‌هاي شما توجه نمي‌شود، مجبور مي‌شوم به شما نامه بنويسم. جناب رييس جمهور، آيا خبر داريد تنها در پنج‌ماه نيروهاي هوايي ١٠ چرخ‌بال شان را از دست دادند؟ يعني در هر ماه دوتا چرخ‌بال با قيمّت مجموعي «بيست مليون دالر»! آيا خبر داريد، سر نشينان چرخ‌بال‌هاي سقوط كرده چه شدند؟ آيا خبر داريد، وحشت از سقوط طياره‌ها و عدم رسيد‌گي به سرنشينان شان، چه پيامدهايی داشته است؟
بگذاريد كوتاه به اين سوال‌ها پاسخ دهم. از دست دادن طياره‌ها عوامل گوناگون دارند. از جمله حملات دشمن، كه دو تا از ده طياره را دشمنان مردم افغانستان سقوط دادند. من از شما نمي‌پرسم كه تروريستان دافع هوا و استينگر از كجا كردند تا چرخ‌بال‌ها را آماج قرار دهند اما بگذاريد بگويم، هشت هليكوپتر ديگر از اثر فشار روحي و رواني كه بر عمله‌هاي پروازي وجود داشت، سقوط كردند. دلايل فشار روحي و رواني را پسان خواهيد خواند. فعلاً بگذاريد بگويم سقوط طياره‌ها و عدم رسيد‌گي به خانواده‌هاي خلبانان و انجينران پروازي پيامدهاي زير را داشته است:
١- ده‌ها خلباني‌كه به كشورهاي مختلف براي تحصيل فرستاده شده بودند، بر نگشتند. هر خلبان را اگر با مصرف دو میليون دالر در نظر بگيريم، اين‌بار بيشتر از سقوط چرخ‌بال‌ها، دولت افغانستان «بالاتر از ١٠٠ میليون دالر» را هدر داده است.
٢- سقوط هليكوپترها و عدم رسيد‌گي به خانواده‌هاي قربانيان، روحیه نيروهاي هوايي را به صفر رسانيده است. نه تنها كه توان جنگ را از آن‌ها گرفته بلكه فشار روحي و رواني را بر آن‌ها بيشتر كرده و شايد عامل سقوط طياره‌هاي بيشتر شوند.
٣- وقتي ما كه هنوز در فصل جنگ قرار نداريم و اين‌همه بدبختي و نابه‌ساماني در نيروهاي هوايي ديده مي‌شود، در فصل جنگ و درگيري چه خواهد شد؟ من از روزهايی مي‌ترسم كه طياره وجود داشته باشد و طياره‌باني دركار نباشد!
جناب رييس جمهور، شايد فشارهاي روحي و رواني‌كه باعث سقوط چرخ‌بال‌ها و فرار خلبانان مي‌شوند را شما درك نمي‌توانيد و مشاوريني هم كه در اين خصوص در كنار شما قرار دارند، به شما از براي خوش‌خدمتي چيزي نمي‌گويند. شايد شما مي‌دانيد، فرار یک خلبان تنها فرار یک انسان عادی کشور نیست، فرار سرمایه هنگفتی است که دولت از تولد وی تا جوانی و از جوانی تا زمانی که خلبان می‌شود به عهده پذیرفته است. فرض می‌گذاریم یک خلبان با مصرف بیشتر از ٢ میلیون دالر صاحب مدرک تحصیلی خلبانی می‌شود، فرار این خلبان نه تنها که نیروی انسانی محدود خلبانان را در کشور کم می‌کند بلکه باعث فرار ٢ میلیون دالر سرمایه از کشور شده و هم‌چنان به کشور میزبان ٢ میلیون دالر کمک کرده و به آن کشور نیروی تازه با مزد کم را نیز ارزانی داشته است. حال این رقم را ضرب در ده سال و همین‌گونه ضرب صد در ده سال بکنید و حدس بزنید که در صورت عدم توجه شما به خلبانان، نیروی‌های امنیتی به چه مشکلی مواجه خواهند شد. خلبانان با مدرک تحصیلی از کشور‌های مختلف بسیار به آسانی و به‌زودی جذب کشور‌های اروپایی، آسيايي و ساير كشورها می‌شوند و اگر شما در قبال خلبانان توجه نکنيد رقم فرار خلبانان از کشور به بهانه‌های مختلف روز افزون خواهد بود. حالا نياز است كمي اين بحث را بشكافيم و بسط دهيم تا ديده شود كه چه چيزهایي عامل فشارهاي روحي و رواني هستند و باعث فرار خلبانان و سقوط بيش از حد هليكوپترها مي‌شوند؟
من يك خلبان در ميدان نبردم و جز خودم خانواده‌ي هفت نفري ما نان آور ديگري ندارد. اين موارد براي من خيلي مهم هستند:
1- نبود سرپناه
2- نبود معاش ماهوار كافي
3- نبود بيمه‌ي حياتي
4- نبود بيمه‌ي صحي
5- نبود امتيازات پروازي
6- نبود ترانسپورت زميني
7- نبود غذاي درست قبل و بعد از پرواز
8- نبود جاي استراحت در ميدان‌هاي نبرد
9- كمبود خلبانان ويژه
جناب رييس جمهور، آيا شما مي‌دانيد، اكثريت خلبانان خانه ندارند؟ من خودم بيشتر از ٣٥ سال در اين مملكت خدمت كرده‌ام و هنوز در بگرامي، شهر كابل، در يك خانه‌ي گِلي و كرايي زندگي مي‌كنم. رتبه‌ي من دگروال است و حقوق ماهوار من ٢٤٠٠٠ افغاني است. فرض كنيد، در يك حادثه‌ي هوايي من به گفته‌ي شما «قرباني» شوم، روزگار بر سر زن و فرزند من چگونه خواهد بود؟ فكر نمي‌كنيد گدايان كنار جاده را افزايش دهند؟ وقتي بچه‌هايم مريض مي‌شوند و من در ميدان نبرد مي‌باشم، با دوستانم تماس مي‌گيرم تا آن‌ها را به شفاخانه انتقال دهند. يك‌بار يكي از دوستانم دختر چهارده ساله‌ام را به شفاخانه‌ي چهارصد بستر انتقال داده بود، نه تنها كه آن‌ها را نپذيرفته بودند بَل‌كه محافظان دم دروازه به دخترم چشم بد دوخته بودند و دوستم را هتك حرمت كرده بودند. جناب رييس جمهور، امتيازات پروازي را به‌صورت مقايسه‌اي در رژيم‌هاي گذشته و اكنون و كشورهاي همسايه و كشور خود مان اگر شارژ مبايلم ياري كرد، بعدتر خواهيد خواند، حالا بايد بگويم، قبل از آمدن به ماموريت در قندوز، از دكاندار همسايه مواد غذايي قرض گرفته بودم، خانم‌ام را گفته‌ام پس از اتمام ماموريتم در قندوز، همين كه خانه رسيدم غذاي مكلف تهيه كند، اما براي خوردن اين غذا، بايد در دل شب، مسير ميدان هوايي تا بگرامي را پياده طَي كنم. آخ، چقدر دلم هوايي شده براي استراحت ٨ ساعته در كنار خانواده‌ام، پس از خوابيدن ماه‌ها در اغوش سردِ قول اردوي قندوز!
جناب رييس جمهور، گاهي شده كه مشاوران تان براي شما از امتيازات خلبانان در رژيم‌هاي كمونيستي گفته باشند؟ زماني كه حقوق ماهوار يك خلبان برابر با هشتاد هزار افغاني در زمان حاضر بود. زماني‌كه كوپون ما‌هوار خلبانان دم دروازه‌ي شان مي‌رسيد. زماني‌كه هر خلبان موتر داشت و در بلاك‌هاي هوايي براي شان دولت خانه توزيع كرده بود (خانه‌هايی‌كه حالا زورمندان غصب كرده‌اند). زماني‌كه تمامي اعضاي خانواده‌ي يك خلبان مي‌توانستند از كارت صحي وي استفاده كنند.
جناب رييس صاحب!
آيا مي‌دانيد كه حتا در رژيم طالبان خلبانان همان امتيازهايی را داشتند كه در رژيم‌هاي كمونيستي؟ آيا مي‌دانيد، حقوق و امتيازات خلبانان، از كدام كشور در آن زمان‌ها الگو برداري شده بود؟ از روسيه؟ از ايالات متحده‌ي آمريكا؟ نه از كشور پاكستان! كشور پاكستان هنوز همين معيارها را حفظ كرده است در ضمني‌كه خط آهن و بس‌هاي شهري براي خلبانان و خانواده‌هاي شان ٪٥٠ تخفيف در نظر گرفته است! جناب رييس صاحب جمهور، مي‌دانيد حقوق ماهوار يك خلبان نيروهاي امنيتي هند چه مقدار است؟ ١٦٥٠٠٠ كلدار هندي، جمع بيمه‌ي حياتي و صحي و كوپون‌ ماهوار. آيا مي‌دانيد در ايران براي خلبانان نظامي چه امتيازهايی مي‌دهند؟ ٣٠٠٠ دالر در ماه جمع ساير امتيازاتي‌كه تمامي نيروهاي امنيتي دريافت مي‌كنند. اين درحالي است كه اين كشورها از كمبود افراد مسلكي در نيروهاي هوايي رنج نمي‌برند. چيزي‌كه باعث شده اكثر خلبانان افغان را در معرض آزمايش روحي و رواني قرار دهد. اين‌جا كار صد خلبان را از ده خلبان مي‌كَشند و اما امتياز و ترفيع و مدال را شما محترمانه به گردن كساني كشال مي‌كنيد كه بويي هم از پروازهاي شب و پرواز بدون مهتاب، نمي‌برند. تكنالوژي جديد هوايي را با استاندارد بين‌المللي خلبانان محدودي بلد هستند و فشار پروازي كل افغانستان بر دوش اين‌ها گذاشته شده و اما شما در تمامي مراسم‌ها يادي از آن‌ها نكرديد! اگر امروز من افغانستان را با كشورهاي همسايه مقايسه مي‌كنم، دستاورد همين خلبانان گُم‌نام، اين جسارت را به من داده است. نيروهاي قول اردو (آن‌هايي‌كه شما تا كنون تقدير و تشويق كرده‌ايد) حداقل چهار سال تعليم و تمرين نياز دارند، تا به سطح خلبانان ويژه خودكفا و سرپا شوند.
با اين حساب، جناب رييس جمهور، معاش ماهوار يك خلبان افغاني در مجموع از ٢٤٠٠٠ افغاني تجاوز نمي‌كند. هيچ‌گونه ضمانتي از سوي دولت براي خانواده‌ي خلبانان وجود ندارد. خلبانان بي‌سرپناه كه همه روزه در ميدان‌هاي نبرد «قرباني ميدان سياست» مي‌شوند، ترجيح نخواهند داد تا در روستايي در هلمند بروند و در بازار سياه مواد مخدر، بيشتر از ٥٠٠٠ دالر در ماه درآمد داشته باشند؟ ترجيح نخواهند داد تا تجارب شان را در خدمت گروه‌هاي تروريستي كه ١٠٠٠ دالر در ماه براي شان امتياز مي‌دهند، قرار دهند؟ ترجيح نخواهند داد تا در خارج از كشور به گفته‌ي شما «قاب‌شويي» كنند و اما آبروي شان همه روزه با خون پاك شان در اين خراب كده شسته نشود؟ جناب رييس جمهور، مبايل من ساده است و خوب هم نمي‌نويسد، شايد منظور خودم را آن‌طور كه بايد براي شما انتقال داده نتوانسته باشم، چون در چنين مواردي اكثراً سياست‌مدارانِ ما يا كور مي‌شوند یا كر يا هم لال. به هرحال، غلام محي‌الدين غوري، جنرال يك ستاره به تاز‌گي فرمانده فرقه قندوز شده است. با آمدن اين جنرال برق جنراتوري كه مصارفش از سوي نيروهاي خارجي پرداخت مي‌شود، در فرقه تنها در اتاق‌هاي جنرالان و فرماندهان مي‌رسد. در كاغوش‌هاي ما، هوا سرد است و بدون بخاري و بدون مركز گرمي به سر مي‌بريم. ماه‌ها مي‌گذرد از ترس سردي هوا نمي‌توانيم، شاور بگيريم. ساعت‌ها در برج‌ها در تاريكي و سردي از براي حراست از طياره‌ها، پهره‌داري مي‌كنيم. غذاي سرد چند روزه را مي‌خوريم و مواد اوليه‌ي حياتي براي ما نمي‌رسد. از لباس گرم زمستاني خبري نيست و ماه‌ها براي ما رخصت داده نمي‌شود تا به خانه‌هاي مان در كنار خانواده لحظه‌هاي شاد باشیم و با آب گرم حمام بگيريم و غذاي كافي بخوريم. بسيار بعيد است كه سران وزارت دفاع از وضعيت تأسف‌بار ما در قندوز آگاهي نداشته باشند. به هرحال، جناب رييس جمهور، از بي‌برقي رفته بودم شهر قندوز و در يك سلماني كه از ما حالت‌اش بهتر بود و يك جنراتور ديزلي تايگر داشت، مبايلم را شارژ كردم تا بتوانم براي شما نامه بنويسم، اكنون مبايلم شارژ تمام كرده‌است، اما در فرصت مناسب بازهم شما را زحمت خواهم داد تا نامه‌هاي ديگري را نيز بخوانيد و از دردهاي ما آگاه شويد!
خلبان گُم‌نام از قندوز
زمستان سردِ ١٣٩٤

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
8 دیدگاه