[su_label]منبع: دیپلمات/عارف رفیق[/su_label] +
[su_label]ترجمه: حمید مهدوی[/su_label]
بخش اول
ولایت خراسان دولت اسلامی که شامل افغانستان و پاکستان میشود، یک سال پس از تشکیلش، نهادی در حد تصور و خیال باقی مانده است. این گروه عمدتاً از جداشدگان طالبان افغانستان و پاکستان تشکیل شده است که با جنبش اسلامی ازبکستان یکجا شدند و در بخشهای دورافتاده شمال شرقی افغانستان هم مرز با پاکستان تجمع کردهاند.
در حالیکه ولایت خراسان داعش در جریان سال گذشته در حملات کلانی دست داشته است، این گروه روزنهی استراتژیک فرصت جذب شبکههای جهادی محلی را در جریان گذار رهبری به دنبال اعلان مرگ ملا عمر، بنیانگذار [گروه] طالبان افغانستان، از دست داده است. دلیل از دست رفتن این فرصت، انعطاف ناپذیری ایدیولوژیکی ولایت خراسان داعش و همچنین یک «کنسرسیوم» سست ایالات متحده، حکومتهای افغانستان و پاکستان و طالبان افغانستان، القاعده، طالبان پاکستان و لشکر طیبه برای ممانعت از ظهور آنست.
دستاوردها
در حال حاضر، ولایت خراسان روی بخشهای دورافتاده اما استراتژیک ولایت ننگرهار که جلال آباد، مرکز آن، در امتداد مستقیمترین مسیر میان پیشاور و کابل واقع شده است، متمرکز است. جاده پیشاور –جلالآباد– کابل مسیر حیاتی اکمالات نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا در افغانستان بود و شاهرگ کلان تجارت این کشور محصور به خشکه با جهان است.
ولایت خراسان در ماه جنوری توانایی فراتر رفتن از مناطق دورافتاده ننگرهار را به نمایش گذاشت و بر جلالآباد حمله کرد. ولایت خراسان مسئولیت حمله 13 جنوری 2016 بر قنسولگری پاکستان در جلالآباد را پذیرفت. چند روز بعد، یک بمبگذار انتحاری خانهی یکی از رهبران قومی محلی ضد ولایت خراسان را در شهر جلالآباد آماج حمله قرار داد و بیش از ده نفر را کشت. یک سخنگوی طالبان گفت که این گروه در این انفجار دست نداشت، چیزی که ظن دست داشتن ولایت خراسان را قویتر میکند.
ولایت خراسان قصد دارد حضورش را در ولایت ننگرهار قویتر ساخته و گسترش بدهد و وارد [ولایتهای] همجوار کنر و نورستان شود. ملیشههای وفادار به این گروه در بخشهای دیگری از کشور، از قبیل ولایت زابل، فعالیت دارند؛ جاییکه اعضای جنبش اسلامی ازبکستان که اکنون با ولایت خراسان داعش ارتباط دارند بارها هزارههای شیعه را ربودهاند. در حالیکه رهبران ولایت خراسان داعش عمدتاً از پاکستان میآیند، این گروه در افغانستان یک پناهگاه امن ندارد. حکومت ملکی و ارتش پاکستان اراده و توانایی مواجهه با این گروه تروریستی را دارند. ولایت خراسان داعش همزمان با کاهش عمومی خشونت جهادیها در پاکستان ظهور کرد، جهادیهایی که با آغاز حملات جامعتر و قویتر علیه ستیزهجویان و تروریستها در اواخر 2013 [از پاکستان] بیرون رانده شدند. در نتیجه، پاکستان شاهد افت شتابناک خشونتهای تروریستی بوده است. تلفات ناشی از حملات تروریستی غیرنظامیان از اوج 3001 تن در سال 2013، به 1781 تن در سال 2014 و 940 تن در سال 2015 کاهش یافت که تقریباً 70 درصد کاهش از اوج آن و کمترین تعداد از سال 2006 را نشان میدهد.
با این حال، چنانچه که حملات نسبت داده شده به این گروه و همچنین دستگیریهای متعدد افرادی که ادعا میشود اعضای این گروه باشند نشان میدهد، ولایت خراسان داعش ظاهراً در مناطق شهری پاکستان شبکه سازی میکند. آنچه که مشخص نیست این است که آیا این شبکهی جدید محصول جانبی سربازگیری فعالانه توسط چهرههای مرتبط با رهبری اصلی داعش در سوریه است یا این ستیزهجویان خود به سمت داعش میروند.
ولایت خراسان داعش هنوز نشان نداده است که آیا میتواند حملاتی را به مقیاس، نظم و پیچیدگی [حملات] گروههای ستیزهجوی رقیبش راه اندازی کند یا خیر. ماه گذشته، این گروه مسئولیت یک حمله با نارنجک بر «اری نیوز»، شبکه خبری خصوصی پاکستانی که در سالهای اخیر به شدت موقف طرفداری از ارتش را اختیار کرده است، را پذیرفت. مرگبارترین حملهای که به ولایت خراسان داعش نسبت داده شده است، تیراندازی گستردهای در کراچی بود که یک اتوبوس حامل شیعیان اسماعیلیه را هدف داد. روی هم رفته، 46 تن در حمله 13 ماه می2015 کشته شدند. حفیظ سعید خان، رهبر ولایت خراسان، در مصاحبهای که در ماه جنوری در دابق، مجله این گروه، نشر شد، مسئولیت این حمله را برعهده گرفت.
مقامهای امنیتی پاکستانی یکی در میان، این آدم کشان را با القاعده یا داعش ارتباط دادهاند. یک مقام پولیس در ماه اکتوبر در کراچی گفت که این گروه از یک چهرهی داعشی در سوریه هدایت میگیرد که ظاهراً پاکستانی است. با این حال، مقام دیگری که بعداً از او نقل و قول شد این شبکه را مرتبط با القاعده دانست، هرچند این گروه مسئولیت این حمله را برعهده نگرفت. ممکن است به این دلیل بوده باشد که آنها خودگردان بودند یا در یک منطقهی خاکستری میان القاعده و داعش فعالیت داشتند یا وفاداری شان را از اولی به دومی تغییر دادهاند. اگر داعش میخواهد در پاکستان تاثیرگذار باشد، احتمالاً راه کم هزینه و موثرتر تروریسم شهری را در پیش خواهد گرفت نه جنگ فرسایشی برسر کنترل مناطق دورافتاده را. متاسفانه، داعش پاکستانیهای طبقه متوسط، تحصیل کرده و شهری را جذب میکند، هرچند تعداد آنها اندک است.
سعد عزیز، عامل اصلی تیراندازی گسترده بر شیعیان اسماعیلی، از یکی از معتبرترین دانشگاههای پاکستان فارغ شده بود. عدیل مسعود که قرار ادعاها این حمله را تامین مالی کرده بود، عضو پیشین گروه اسلامگرای تنظیم اسلامی بود که در دانشگاه اندیانا تحصیل کرده بود و با عوامل پاکستانی القاعده، مانند اکمل وحید، ارتباط داشت. نیروهای امنیتی پاکستان دهها تن دیگر را که ظن عضویت آنها در داعش میرفت، به شمول اعضای پیشین جماعت الدعوه که گروه پیشتاز لشکر طیبه است، در دیگر مناطق این کشور دستگیر کرده است و تعداد اندکی از پاکستانیها، به شمول زنان، به سوریه رفتهاند تا داعش را حمایت کنند. این که این دستگیریها چه معنا میدهد، مشخص نیست. به احتمال زیاد، این دستگیریها هوشیاری پاکستان در سرکوب یک شبکه تازه تاسیس را انعکاس میدهد نه جریان در حال رشد داعش در این کشور.
