بازی ایران و عربستان سعودی در افغانستان

اطلاعات روز

بازی ایران و عربستان سعودی در افغانستان

افغانستان، جبهه‌ای دیگری از جنگ بر سر نفوذ برای رقبای مذهبی
دیپلمات/ رستم علی سیرت
ترجمه: معصومه عرفانی


در ماه آگست گذشته در کنفرانسی در کشمیر شرکت کرده بودم. در مسیرم به سرینگر، در یکی از مناطق ناهموار دره‌ی کشمیر، تابلوهایی از رهبران برجسته‌ی ایران -آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای- در خیابان‌ها به چشمم خورد. به‌عنوان یک شیعه از افغانستان، دیدن این تابلوها خاطراتی را از سال‌ها پیش که من کودکی خردسال بودم، به یادم آورد.تصویری از روح‌الله خمینی به دیوار خانه‌ی ما نصب شده‌بود، و عموی من که در کارخانه‌ی ساخت آجر در شهر اصفهان ایران کار می‌کرد، همیشه سخنان خمینی و اشعارش را می‌خواند. من در منطقه‌ای با اکثریت شیعه در غرب کابل بزرگ شده‌ام؛ جایی که در روزهای عید، جاده‌های کابل از تصاویر، تابلوها، پرچم‌ها و متون مذهبی شیعه که بیشتر چاپ ایران هستند، پوشیده می‌شوند.
در دوران پس از سقوط طالبان در سال 2001، خشونت‌ها علیه جمعیت شیعه‌ی افغانستان کاهش یافته بود و این روند تا روز عاشورای 2011 که بیش از 63 تن از مردم شیعه در دو بمب‌گذاری انتحاری در شهرهای کابل و مزارشریف کشته شدند، ادامه داشت. درحال‌حاضر، نگرانی‌ها درمورد افزایش خشونت‌های فرقه‌ای با گسترش حضور دولت اسلامی (داعش) و رشته‌ای از آدم‌ربایی‌ها و قتل‌ها که جامعه‌ی شیعه‌ی هزاره را هدف قرار می‌دهند، بار دیگر بیشتر شده است.
تنش‌های مذهبی در خاورمیانه، پس از آن‌که عربستان سعودی یک روحانی برجسته‌ی شیعه را به همراه 46 زندانی سیاسی دیگر اعدام کرد، اوج گرفت. پس از این اعدام‌ها، جمیعت‌های خشمگین در ایران به قنسول‌گری عربستان در شهر مشهد و سفارت این کشور در تهران حمله کردند. در واکنش به این حملات، دولت عربستان سعودی روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و چندین متحد عربستان نیز همین رویه را دنبال کردند.
بسیاری از افغان‌ها دررابطه با تاثیرات احتمالی این رویدادها بر جامعه‌ی افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند. بااین‌حال، دولت وحدت ملی افغانستان در واکنش خود نسبت به افزایش این تنش‌ها محتاط بوده است. رییس اجراییه‌ی حکومت افغانستان، عبدالله عبدالله، یکی از مقاماتی بود که از ایران بازدید کرده است.
درمیان تمام تغییراتی که در سیاست تهران نسبت به افغانستان به‌وجود آمده است، می‌توان دو انگیزه را شناسایی کرد: اول، تمایل به نشان‌دادن نفوذ و قدرت به‌عنوان مدافع اصلی امور شیعیان، و دوم، درنظرداشت منافع ملی این کشور. درواقع، تهران چتر حمایتی قدرتمندی برای آن دسته از شیعیان افغانستان فراهم کرده است که تحت تاثیر ایدئولوژی‌های این کشور قرار داشته و از منافع ایران نمایندگی می‌کنند. درعین‌حال، منافع ملی ایران را می‌توان هم صادرات ایدئولوژی سیاسی آن –حکومت افراد مذهبی- به افغانستان دانست و هم مهار سلفی‌گری و افراط‌گرایی سنی درون قلمروهای خود این کشور ازطریق درگیری‌های مذهبی و استفاده از جوامع شیعه به‌عنوان نمایندگان و مدافعانش. در افغانستان، خریداران تبلیغات و اقدامات تحریک‌آمیز برای شکاف شیعه-سنی، رهبران و اشخاص مذهبی هستند که از نارضایتی مذهبی جامعه برای افراطی‌ساختن جوامع شیعه‌ی میانه‌رو در کشوری با اکثریت سنی استفاده می‌کنند.
اما ایران در توسعه‌ی یک استراتژی منسجم برای تامین منافعش در درازمدت شکست خورده است، و این امر اخیراً فضایی از بی‌اعتمادی برای مدافعانش در افغانستان به‌وجود آورده است. اعضای جوان‌تر جوامع شیعه که از دخالت‌های ایران ازطریق شخصیت‌های مذهبی خسته هستند، آغاز به اعتراض کرده‌اند: «این‌جا کابل است، نه تهران».
ایران و افغانستان 900 کیلومتر مرز مشترک دارند. پس از شعله‌ورشدن درگیری‌ها در افغانستان، میلیون‌ها پناهنده از این مرز عبور کردند، و بیش از 1.5 میلیون افغان درحال‌حاضر در ایران زندگی می‌کنند. بااین‌وجود، حمایت ایران از مدارس و افراد مذهبی در افغانستان، توسط رقیب منطقه‌ای آن عربستان سعودی، نادیده گرفته نشده است. این مسئله با آغاز به ساخت مرکز اسلامی ملک عبدالله در کابل توسط عربستان، که بزرگ‌ترین مدرسه‌ی اسلامی در منطقه است، آشکار شد. این مسئله به‌نوبه‌ی خود بحث‌ها و مشاجرات مذهبی را میان جوانان در رسانه‌های اجتماعی دامن زد. به‌نظر می‌رسد آن‌ها کار بر زیرساخت‌ها را بر ایجاد نمادهای مذهبی ترجیح می‌دهند. یکی از کاربران فیس‌بوک در صفحه‌اش نوشت، «ما به بیمارستان‌ها و جاده‌های بیشتری نیاز داریم و نه مدرسه». رقابت ایران و عربستان بر سر نمادها، -مصداقی از شکاف‌های میان شیعه و سنی- درحال تشدید افراط‌گرایی جوامع مذهبی مختلف در افغانستان است که به‌طور سنتی همزیستی مسالمت‌آمیزی درکنار یکدیگر داشته‌اند.
پیش از این، در ماه می 2009، وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان 25 تُن کتاب را که توسط یک ناشر خصوصی از مرز افغانستان و ایران به کشور منتقل شده بود به دریا انداخت. نهج‌البلاغه –مجموعه‌ی حرف‌ها و سخنرانی‌های علی، خلیفه‌ی چهارم سنی‌ها و اولین امام شیعیان- و اصول کافی –از کتاب‌های معتبر شیعیان- شامل این کتاب‌ها بودند. وزارت، این متون را از لحاظ قومی و مذهبی جدال‌برانگیز خواند. نیازی به گفتن نیست که جریان ورود متون مذهبی شیعه باعث نگرانی برخی افراطیون سنی شده است.
در ماه می 2015، یک سازمان سیاسی به نام «افغان ملی غورزنگ»، اعتراضی را با حضور حدود 100 نفر راه‌اندازی کرد که در مقابل سفارت ایران در کابل خاتمه یافت. معترضان خواستار پایان‌بخشیدن به تهاجم فرهنگی ایران به افغانستان، و هم‌چنین نظارت بر فعالیت‌های سفارت ایران و سفر مقام‌ها بین کابل و افغانستان شدند. درطول این تظاهرات آن‌ها شعارهای «مرگ بر ایران» سر می‌دادند و کشور همسایه‌ی خود را به دخالت در رسانه‌های آموزشی افغانستان متهم می‌کردند. تمدن، یک کانال تلویزیونی که به‌طور منظم برنامه‌های ایران را پخش می‌کند و تعدادی از کانال‌هال دیگر، ازجمله راه فردا که متعلق به رهبر شیعیان هزاره، محمد محقق است، در مرکز حملات معترضان قرار داشتند. بااین‌حال، بسیاری باور دارند که نفوذ اصلی و حقیقی ایران از درون دولت افغانستان برمی‌خیزد.
اتهاماتی مبنی بر تبانی و توطئه، حکومت رییس‌جمهور سابق حامد کرزی را در سال 2010 مورد حمله قرار داده بودند؛ زمانی‌که مشخص شد ریییس دفتر سابق او عمر داوود زی یک کیسه‌ی پلاستیکی پر از اسکناس‌های یورو از سفیر ایران در افغانستان، فدا حسین مالکی، دریافت کرده است. رییس‌جمهور این اتهامات را تایید کرده و آشکارا به دریافت پرداخت‌های نقدی منظم از ایران اعتراف کرد. ادعا شد که داوود زی هماهنگ‌کننده‌ی این معاملات مالی بوده است اما مشخص نیست که آیا خود آقای داوود زی هم سهمی از این پول برای خود برداشته یا تنها مجرایی برای انتقال بوده است.
داوود زی، نزدیک‌ترین دستیار کرزی (که بعدها به‌عنوان وزیر داخله انتخاب شد)، در گذشته عضو گروه شورشی حزب اسلامی بود که رهبر آن، گلبدین حکمتیار، برای مدت زمانی طولانی تحت حمایت دولت ایران زندگی کرده است. این گروه اسلام‌گرای افراطی، در دهه‌ی 1980 با اتحاد جماهیر شوروی مبارزه کرده و درحال‌حاضر نیز درحال جنگیدن با نیروهای ناتو و دولت افغانستان است. داوود زی انجام هر عمل خلاف قانون را رد کرد.
درحالی‌که رییس‌جمهور کرزی روابط دوستانه‌اش را با ایران حفظ کرد، رییس‌جمهور جدید افغانستان اشرف غنی از حملاتی که توسط ائتلافی به رهبری عربستان علیه شورشیان حوثی در یمن انجام شد حمایت کرد، و این به‌معنای تضعیف روابط دو کشور همسایه –ایران و افغانستان- بود. بااین‌وجود، غنی در ماه اپریل در تلاش برای متوازن‌ساختن رقابت ایران و عربستان در افغانستان به تهران سفر کرد.
چشم‌انداز قدرت تهران در افغانستان از طریق نمادسازی شیعه‌گری، جوامع شیعه را در جزیره‌های آسیب‌پذیر مذهبی قرار داده، و آن‌ها را در کشور خودشان تبدیل به بیگانگان می‌کند. شیعیان حدود 20 درصد از کل جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. گروه‌هایی متخاصم با وابستگی‌های مذهبی متفاوت، مانند طالبان، حزب اسلامی، لشکر جنگوی، و درحال‌حاضر داعش، به‌شکلی فزاینده ثبات افغانستان را در معرض خطر قرار می‌دهند. تنها نتیجه‌ی تبلیغات شیعیان مورد حمایت ایران، تشدید این معضل بوده است. ایران، حتا با جنگ‌های تبلیغاتی و حمایت دولت، برای جلب حمایت مردمی موفقیتی نداشته است و شاید بخشی از دلیلش به این برمی‌گردد که مردم این پول‌های نقد را به چشم نمی‌بینند. ایران نشان داده است که علاقه‌ای به توسعه و رفاه اقتصادی جوامع شیعه ندارد. از سال 2000 تاکنون، این کشور تعداد بسیار اندکی از پروژه‌های توسعه‌ای را در مرکز افغانستان روی دست گرفته است؛ منطقه‌ای با اکثریت مسلمانان شیعه‌ی هزاره که نخستین قربانیان خشونت‌های فرقه‌ای هستند. کمک‌های توسعه‌ای ایران عمدتاً متمرکز بر غرب افغانستان است که اکثریت آن مردم فارسی‌زبان سنی‌مذهب هستند. در آن منطقه، ایران بزرگ‌راه هرات-اسلام قلعه را ساخته است که ولایت‌های غربی افغانستان را به شهر مشهد در شرق ایران متصل می‌کند.
دوگانگی آشکار میان نمادسازی و برنامه‌های توسعه در سیاست خارجی ایران درقبال افغانستان وجود دارد: متون، تصاویر، پرچم‌ها و بیلبورهای تبلیغاتی برای شیعیان؛ سلاح و آموزش برای طالبان؛ جاده‌سازی، پروژه‌های برق و آب برای فارسی‌زبانان سنی‌مذهب. زمان ثابت خواهد کرد که آیا این رویکرد می‌تواند دشمنی‌های ضدایران را در کشورهای متخاصم سنی‌نشین که در آن‌ها افراطیت سلفی‌گری و وهابیت درحال رشد است مهار کند یا خیر. بااین‌وجود، برای جوامع شیعه در کشورهایی با اکثریت سنی، این نمادها تضمین می‌کنند آن‌ها همواره به‌عنوان بازیچه‌های دست ایران شناخته شوند و به‌طور مداوم در معرض آزار و خشونت قرار بگیرند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه