فارین پالیسی/ جین ماری گهنو
ترجمه: معصومه عرفانی[su_divider top=”no” text=”رفتن به بالای صفحه” style=”dotted” size=”2″ margin=”0″]
بخش دوم
ترکیه
عکسهای اخیر از شهر جنوبشرقی دیاربکر، شبهنظامیان جوان مسلحی را نشان میدهند که درحال ساخت موانع جادهای با کیسههای شن و درگیرشدن در جنگهای خونین هستند. این تصاویر، تشدید خطرناک درگیریهای طولانیمدت حزب کارگر کردستان (PKK) ترکیه را ثبت کرده است -جنگی که منجر به کشتهشدن بیش از 30000 تن شد. عوامل بسیاری در افزایش ناگهانی خشونتها پس از پایان مذاکرات صلح در بهار گذشته و شکست آتشبس در ماه جولای تاثیرگذار بوده است. جنبش کردهای ترکیه از شعبهی سوریهی حزب کارگر کردستان، حزب اتحاد دموکراتیک، که دستآوردهایی در جنگ علیه دولت اسلامی داشته است حمایت میکند. آنکارا نگران است اتحاد فرامرزی کردستان میتواند به تقویت بیشتر تقاضاها برای تشکیل دولتی مستقل بینجامد. نگرانی از این تهدید، تمرکز ترکیه در مبارزه علیه دولت اسلامی را تضعیف کرده و منجر به این شده است که بسیاری از کردهای ترکیه به این نتیجه برسند که آنکارا از این گروه تروریستی که بهظاهر دشمن مشترک آنهاست حمایت میکند.
در طی شش ماه گذشته، خشونتها به بالاترین حد در دو دههی اخیر درگیریها رسیده است. هر دو طرف میدانند که هیچ راهحل نظامی برای این وضعیت وجود ندارد؛ بااینحال، هرکدام میخواهند دیگری را تا حد امکان تضعیف کنند و همزمان منتظر حلوفصل بحران در سوریه بمانند. برای جلوگیری از گسترش بیشتر خشونتهای قومی-فرقهای خاورمیانه به ترکیه، هر دو طرف باید فوراً درگیری را پایان دهند، بر سر یک آتشبس به توافق برسند، و مذاکرات صلح را از سر بگیرند. علاوه بر فشارهای انتخاباتی برای چهار سال، حزب عدالت و توسعهی جدید (AKP) که حکومت را بهدست دارند، باید یک دستورکار قابلاجرا و کارآمد اصلاحات برای رسیدگی به درخواستهای کردها برای دستیابی به حقوقشان تنظیم کند –شامل تمرکززدایی و آموزش به زبان مادری- که بتواند درون یک چارچوب دموکراتیک توسعه یابد.
یمن
جنگ در یمن به رهبری عربستان –با حمایت ایالات متحده، بریتانیا، و متحدان آنها در خلیج فارس- از ماه مارچ 2015 تاکنون ادامه داشته است، و چشماندازی برای پایان آن نیز وجود ندارد.تنها بازده گفتوگوهای صلح با حمایت سازمان ملل در سویس در اواسط ماه دسامبر، توافق بر سر آغاز دوبارهی مذاکرات در 14 جنوری بوده است. براساس گزارشها، نزدیک به 6000 نفر کشته شدهاند، که تقریباً نیمی از آنها را غیرنظامیان تشکیل میدهند. بیش از 2 میلیون نفر از خانههایشان آواره شدهاند و 120 هزار نفر دیگر از کشور گریختهاند. این جنگ منجر به تخریب زیرساختهای ضعیف این کشور، تقسیمبندیهای سیاسی پیچیدهتر، و معرفی روایتی از فرقهگرایی شده است که پیش از آن یا اصلاً وجود نداشت یا درصورت وجود جدی نبود. این درگیری، با تسریع رشد شبکههای تروریستی مانند القاعده و دولت اسلامی، امنیت شبهجزیرهی عربستان، بهویژه خود عربستان سعودی را با تهدید مواجه کرده است.
این خشونت در یک انتقال سیاسی نافرجام پس از خروج رییسجمهور علی عبدالله صالح پس از مدتها حکومت بر این کشور ریشه دارد. صالح با تظاهراتهای سال 2001 وادار به ترک کشور شد. پس از سالها تردید و ابهام در رابطه با آیندهی سیاسی این کشور، شبهنظامیان حوثی امور را بهدست گرفته و در سپتامبر 2014 پایتخت کشور شهر صنعا را اشغال کردند. حوثیها –جنبشی با اکثریت شیعیان زیدی که در شمال ریشه دارند- در اتحاد با نیروهای وفادار به صالح آغاز به حرکت به سمت جنوب کردند. در 25 مارچ 2015، آنها یک پایگاه نظامی استراتژیک را در نزدیک عدن تصرف کردند و وزیر دفاع را گروگان گرفتند. روز بعد، عربستان سعودی یک عملیات نظامی بزرگ برای عقبراندن حوثیها و بازگرداندن رییسجمهور عبد ربه منصور هادی بر قدرت راهاندازی کردند. بخش عمدهی بار تقصیر جنگ بر عهدهی حوثیها است، اما جنگ به رهبری عربستان سعودی نیز تنها باعث تشدید خشونتها شده و درنتیجه تاحد زیادی نتایج معکوس داشته است.
عربستان سعودی حوثیها را نمایندگان ایران میبیند. درحالیکه نقش ایران در این میان حداقل بوده است، تهران برای بهرهبرداری سیاسی از موفقیتهای حوثیها درنگ نکرده است، و درنتیجه سهم خود در بیثباتساختن منطقه را بالا برده است. این تصور که ایران درحال مداخله است، عربستان سعودی را که ایران را دارای جاهطلبیهای برتریجویانه میداند نگران کرده است. یک راهحل مسالمتآمیز برای جنگ یمن احتمالاً در مرحلهی نخست نیازمند سازش میان این دو قدرت بزرگ منطقهای باشد.
لیبی
دولت اسلامی ظاهراً پایگاه خود را در اطراف شهر سرت، در ساحل دریای مدیترانه در لیبی، مستحکم کرده است و این امر فوریتی تازه برای تلاشهای بینالمللی بهمنظور پایان دادن به بحران سیاسی این کشور بهوجود آورده است.
پس از مداخلهی نظامی ناتو و سقوط دیکتاتوری طولانیمدت معمر قذافی در سال 2011، احزاب سیاسی مختلف، قبایل، و گروههای شبهنظامی، برای بهدستگرفتن قدرت و کنترل ثروتهای نفت و گاز فراوان این کشور با هم میجنگند. از نیمهی سال 2014، این کشور توسط دو جناح رقیب اداره میشود –شیوهای دیگر برای بیان اینکه درواقع هیچکس قدرت را در دست ندارد. با تلاشهای ایالات متحده و ایتالیا، توافقنامهای با میانجیگری سازمان ملل متحد برای تشکیل یک دولت وحدت ملی در ماه دسامبر مطرح شد. اعضای هر دو جناح آن را امضا کردند، اما بسیاری از گروههای قدرتمند هنوز مخالف این موافقتنامه هستند. این دولت وحدت ملی ممکن است قادر نباشد بهطورکامل اعمال حاکمیت کند، بهخصوص اگر مخالفان اجازه ندهند قدرت را در ترابلس بهدست بگیرد.
در همین حال، بیقانونی و آشفتگی همچنان منجر به تلفات سنگینی میشود. هزاران نفر بدون رسیدگیهای قضایی مناسب در زندانها گرفتارند، درحالیکه آدمرباییها و قتلهای هدفمند در این کشور شایع هستند. همچنین لیبی یکی از مراکز اصلی ترانزیت برای پناهندگان و مهاجرانی از دیگر بخشهای خاورمیانه و آفریقا برای رسیدن به اروپا است. جریان غیرقابلکنترل جنگجویان و سلاحها ازطریق لیبی، به درگیریها در سراسر ساحل، ازجمله در مالی و حوزهی دریاچهی چاد، دامن زده است. مقامات استخباراتی غربی میگویند که منطقهی فقیر فزان در جنوب، بهسرعت درحال تبدیلشدن به پناهگاهی برای شبکههای جنایتکار و گروههای افراطگرا است. و بالاتر از تمام اینها، اگر تولید نفت افزایش نیابد و مقامات برای حفظ یکپارچگی نهادهای مالی در لیبی اقدامی نکنند، فروپاشی اقتصادی نیز در راه است. اما دو گروه حاکم بر لیبی بر سر این مسایل با هم توافق ندارند.
اولین گام دولت جدید لیبی و شرکای بینالمللی آن، باید جلب رضایت و موافقت آن بخش از مردم لیبی باشد که درحالحاضر با آن مخالفت میکنند. در بهترین حالت، موافقتنامهای که بهتازگی امضا شده است باید بهعنوان آغازی برای یک روند صلح در نظر گرفته شود، و نه پایان.
حوزهی دریاچهی چاد
نیجریه، نیجر، چاد، و کامرون، با تهدیدهایی جدی ازسوی گروه شبهنظامی جهادی بوکوحرام روبهرو هستند. درطی شش سال گذشته، این گروه از یک جنبش اعتراضی کوچک در شمال نیجریه، به نیروی قدرتمند تبدیل شده است که قادر به راهاندازی حملات ویرانگر در سراسر حوزهی دریاچهی چاد است. در ماه مارچ گذشته، این گروه با دولت اسلامی بیعت کرد –بهنظر میآید این وابستگی، فراتر از پیشرفت در حضور آنلاین بوکوحرام، تاثیر چندان دیگری نداشته است.
تابستان گذشته، بیشترین افزایش حملات بوکوحرام در کامرون اتفاق افتاد و نیجر و چاد پس از آن و در فاصلهای نزدیک قرار داشتند. بااینحال، نیجریه همچنان کانون درگیری باقی مانده است. رییسجمهور نیجریه محمدو بوهاری که در ماه می گذشته قدرت را بهدست گرفت، با نگاهی بلندپروازانه به پایان این شورش در ماه دسامبر تعهد سپرد. اگرچه این هدف بسیار دور به نظر میآید، بوهاری –یک جنرال مهم سابق ارتش- باقیماندهی تشکیلات امنیتی متزلزل کشور خود را دوباره سازماندهی کرده و با نیروهای منطقهای برای بیرونراندن بوکوحرام از مناطق شمالشرقی نیجریه که این گروه مدتی پیش در 2015 آن را اشغال کرده بود، متحد شده است.
بااینهمه، بوکوحرام انعطافپذیر، قابل تغییر، و سیال است. تلاشهای نظامی، تا به امروز، موفقیتهای محدودی در مقایسه با استفادهی این گروه از بمبگذاران انتحاری داشته است که اغلب زنان و دختران جوان هستند. حملات تروریستی بوکوحرام در مناطق دورافتاده و روستاهای بیدفاع –و حتا در پایتختها مانند انجامنا- ادامه دارد. واکنشهای پراکندهی نیروهای امنیتی دولتی و تلاشهای ناکافی برای جلب رضایت جوامع آسیبدیده تنها آتش این جنگ را شعلهورتر ساخته است. دولتهای منطقهای تاکنون در بررسی و رسیدگی به عوامل تاثیرگذار بر افراطگرایی شکست خوردهاند. چند دهه فساد سیاسی، نارضایتیهای رو به افزایش، و دسترسی اندک به خدمات اجتماعی ابتدایی، منجر به پرورش خشمی عمیق و ازبینرفتن همبستگی شده است. تمام این مسایل با رشد سریع جمعیت و تخریب محیطزیستی همراه شدهاند که باعث ایجاد و تحریک تنشهای اجتماعی و مهاجرت میشود.
سودان جنوبی
و پس از اینها، جدیدترین کشور جهان نیز در خطر سقوط به یک جنگ داخلی تمام عیار قرار دارد. توافق صلح میان دولت و بزرگترین گروه مسلح که در ماه اگست و پس از میانجیگری به رهبری آفریقا صورت گرفت، در آستانهی از همپاشیدن است. در همینحال، گروههای مسلح مستقلی که خارج از این تعهد قرار دارند نیز در حال افزایش هستند.
ریشههای این درگیری به رقابت میان جناحهای مختلف در جریان دهههای طولانی مبارزه برای استقلال سودان جنوبی بازمیگردد. بهمحض اینکه سودان جنوبی استقلال خود را در 15 دسامبر 2013 از سودان بهدست آورد، جنگهای داخلی شعلهور شدند. اختلافات درونی جنبش آزادیبخش مردم سودان منجر به جنگ و قتلهای هدفمند قومی در پایتخت جوبا شد. تنها چند ساعت پس از آغاز درگیری، دهها هزار نفر از مردم برای فرار از قتلعامهای قومی و خشونتهای جنسی، به نمایندگیهای سازمان ملل متحد پناهنده شدند. تا امروز، نزدیک به 200000 نفر تحت پوشش مستقیم صلحبانان سازمان ملل زندگی میکنند.
در طی دو سال گذشته، بیش از 2.4 میلیون نفر آواره و دهها هزار نفر دیگر کشته شدهاند. گزارش اتحادیهی آفریقا ماه اکتوبر، جنایات صورتگرفته توسط هردوطرف، شامل کشتارهای جمعی و تجاوزها را با جزئیات به نشر رسانده است. اکنون، با افزایش تعداد گروههای مسلح این کشور به بیش از 24 گروه، که هیچکدام نه با دولت و نه نیروهای اصلی اپوزیسیون همراه نیستند، چشمانداز یک جنگ چند قطبی به واقعیت نزدیک شده است. بازیگران منطقهای، بهویژه اعضای سازمان بین دولتی توسعه (IGAD)، که واسطهی توافقنامه صلح بودند، و قدرتهای بینالمللی، ازجمله شرکای این سازمان، چین، نروژ، ایالات متحده و بریتانیا، باید اقدامات فوری و متحدی برای تحت فشار قراردادن رهبران سودان جنوبی به پایبندی به تعهدات خود در قرارداد صلح و جلوگیری از بازگشتی فاجعهبار به جنگ روی دست بگیرند.
10 درگیری که در سال 2016 باید نگران آنها بود
با دیگران به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه
بدون دیدگاه
