[su_label]اسحاق فرهمند[/su_label]
هندوستان کشوری است داری اقتصاد رو به رشد و دارندهی دومین جمعیت بزرگ دنیا. این کشور معضلات داخلی فراوانی دارد، از جمله فقر و بیکاری در هند یک امر ناآشنا نیست. کم نیستند شهروندان هندی که از نداشتن سرپناه و نداشتن غذا شب و روز رنج میبرند. اما با این وجود، هندوستان از جمله کشورهای منطقه است که دست افغانستان را در بازسازی این کشور به گرمی فشرده است. مردم افغانستان به ذهن دارد که از همان اوایل سقوط رژیم طالبان و آغاز حکومت جدید، هندوستان دست دوستی بیشتر از پیش دراز کرد. درست در زمانی که عدهای مکاتب اطفال را میسوزاند و آموزگاران را تهدید به مرگ میکردند. اما هند برعکس، در مکاتب غذا، کیک و کلوچه توزیع میکرد تا اطفال خُرد سال که از راههای دور به مکتب میآیند، در وقفه زنگ تفریح چیزی داشته باشند برای رفع خستگی دماغی و دوباره سر صنف بروند. همان زمان بود که دهلی آماده شد تا برای این شاگردان آموزگاران بیشتری را تربیه کند که دیگر شاگرد صنف دوازده دوباره در مکتب منحیث استاد ایفای وظیفه نکند. گویا که هندوستان بیشتر و بهتر از مسئولان وزارت معارف میدانست که مشکل افغانستان در نبود نیروی انسانی با دانش و کار فهم است. در زمانی که کسی خواب تحصیل به خارج را نمیدید و چند بورس تحصیلی که وجود داشت از مقامات دولتی به مردم عامه نفوذ نمیکرد، هند گام فراتر نهاد و سالانه هزار بورس تحصیلی به متعلمین افغانستان فرستاد.
درست همین نسل که امروز در رسانههای اجتماعی مینویسند و تحلیل میکنند، همینهای که رسانههای چاپی، شنیداری و دیداری را مدیریت میکنند، کسانی که فنآوری اطلاعات را در اختیار دارند، افرادی که انجنیر اند و راه و شاهراه آباد میکنند، اکثریت اینها محصول کمکهای نیروی انسانی دهلی به کابل است. هندوستان خلا نیروی بشری بامهارت در افغانستان را امروز کاهش داده و این یک کمک بزرگ اقتصادی برای کابل است. نسلهای قبل ما گفته بودند که افغانستان بهترین و زیادترین منابع زیر زمینی را دارد، نسل پیش از ما هم این حرف را به ما گوش زد کرده بود ولی هیچ استفاده اقتصادی از آن صورت نگرفت. دلیل عمدهی آن نداشتن نیروی انسانی با دانش و حرفوی بود. اما امروز این مشکل کم و بیش فرو نهاده، افغانستان نیروی انسانی کافی دارد که تاحدی زیاد آن متاثر از کمکهای انسانی هندوستان است. از کمکهای نیروی بشری که بگذریم، هندوستان پروژههای زیربنایی حیاتی برای افغانستان انجام داده است. بند سلما یک پروژه نهایت مهم زیربنایی در غرب افغانستان است که میتواند به خواستهای حوزه غرب چه از لحاظ انرژی و چه از نگاه زراعت، پاسخگو باشد. هند هر پروژهای را که برای افغانستان عملی کرده ریسک سیاسی و منطقوی برای دهلی به همراه داشته است که هردوستی حاضر نیست چنین خطرها را بپذیرد ولی هند این کار را انجام داده است. ایران سنگ اندازی زیادی کرد تا بند سلما ساخته نشود اما اگر هند دوست خوبی نمیبود و منافع دوجانبه خود با ایران را ترجیح میداد، میتوانست شانه خالی کند. همچنان سرک دل آرام- زرنج، دانشگاه زراعت در قندهار و سرد خانه انار برای دهقانان قندهاری از جمله پروژههای است که رگ گردن پاکستانیها را متورم میسازد اما با وجود آن هندوستان این خطر را پذیرفته و همچنان در این میدان استوار ایستاده است. برقی که در این شب و روز خانههای کابلیان را روشن میکند، با زحمت انجنیران هندی از سالنگ عبور کرده است؛ مسیری که دولت ما صرف از حفظ و مراقبت آن عاجز است. اخیراً بهرهبرداری ساختمان شورای ملی افغانستان، یگانه نهاد قانونگذاری در کشور، را میتوان کمک هند به نهادسازی، به دموکراتیک شدن و کمک به خودکفایی نامید.
باید یادآور شد که هر کشور در بدل این چنین فعالیتها، منافع و علاقهمندیهای خودش را نیز دارد. نگاه هند به افغانستان یک نگاه دراز مدت و استراتژیک اقتصادی و سیاسی است. هند علاقهمندی چند جانبه به افغانستان دارد. دهلی میخواهد که افغانستان مسیری باشد برای عبور به آسیای میانه تا هند بتواند به نیازمندیهای اقتصادی خود دسترسی پیدا کند. هند مشتاق سهمگیری و سرمایهگذاری بالای معادن افغانستان است لذا دهلی خیلی بدش نمیآید تا در معادن افغانستان که تازگی کشف شده، سرمایهگذاری نماید. از جمله در کنسرسیوم استخراج معدن آهن حاجی گگ، هندوستان عملاً سهم دارد. در این قسمت هند بیصبرانه منتظر بهتر شدن اوضاع امنیتی است تا کار عملی آن را روی دست گیرد. از طرفی هم تلاش میکند تا مسیر چابهار فعال شود و با داشتن بندر چابهار هم هند و هم افغانستان میتوانند بدیلی برای بندر کراچی پیدا کنند و مشکلات ترانزیتی کمتر نسبت به حال را شاهد باشند.
دهلی خیلی خرسند خواهد بود اگر روزی نفوذ بیشتر در منطقه داشته باشد. داشتن افغانستان، دهلی را در این امر کمک میکند و همچنان داشتن دهلی میتواند ارزش کابل را در منطقه افزایش دهد.

اگر پاکستان در سیاست خود راجع به افغانستان حقیقتأ تغیر داده باید به خاطر صداقت خود در عمل و باور کردن افغانستان و جهان سه کار را پیش از پیش انجام دهد.
۱- رهبر های نام نهاد طالبان را همرای قوماندان های سر شناس طالبان همه شان تحت نظر اسخبارات پاکستان تربیه شده در حضور خبرنگاران ملی و بین المللی رسمأ بدولت افغانستان تسلیم کند
۲- تمام گمپ های تروریستان خارجی عربهای کثیف نجس ازبکستانی ها چیچن ها همه دزد یاغی و باغی که از سراسر جهان در پاکستان جمع شده از طرف سعودی قطر چند کشور تروریست عرب به خاطر تخریب افغانستان تمویل میشود پاکستان ازین مدرک پول های هنگفت را در جیب میزند بشمول کمپ های طالبان و حقانی تروریست شناخته شده بین المللی رادر لست سیاه امریکا هم قرار دارد ببندد
۳- پاکستان دیکر صادقانه خصوصأ استخبارات آن از تربیه و بسته کردن صدها مدارس تروریستی مغز شوی اطفال خورد سال تروریستان تجیهز تروریستان پنجاب و سایر گرو ها تروریستی کاملا دست بر دارد
در صورت این سه کار را پنجابی ها انجام داد میشود بیک فیصدی به سخنان نظامی پنجابی باور کرد در غیر آن تلف کردن وقت است این چنین مجالس و رفت آمدها بهیوده است چنانچه چهارده سال این شورا نام نهاد صلح افغانستان با مصرف هشتصد ملیون دالر پول بیت المال کوچکترین دست آورد به ملت نداشت تنها جیب های خود را پر کردن باز هم مانند گرگ ها در پی جیب پر کرن سفر به خارج مهمای خوردن هستند همه دور از خرد و منطق است ما با پاکستان کار نداریم پاکستان مشکل ساز با ماست پاکستان سه کار را همه در توان واختیار دارد و زاده آن خود پاکستان انجام دهددیکر مسایل تجارت همه مسایل با صداقت و اعتماد طرفین با در نظر داشت منافع هر دو کشور انجام میشود منطقه خود بخود آرام میشود اگر پاکستان چنین کاری را نمیکند مردم و دولت افغانستان از پاکستان دست بر دار شود تمام ارتباطات خود را با پاکستان قطع کند به نفع افغانستان است اگر قطع نکند مانند مار آستین است پاکستان این را هم بداندخیال پلو که میزدی آن ارمان را بگور خواهی بردحال فرد فرد افغان اصیل چهره کثیف پلید پنجابی پاکستان را شناخته با خون خود از وجب وجب خاک مقدس خود دفاع میکند. حاجی صبور