آیا حضور 10 هزار سرباز آمریکایی در عراق، مانع از شکل‌گیری داعش می‌شد؟

اطلاعات روز

[su_label]نشنال اینترست/ دنیل ال.دیویس[/su_label]
[su_label]مترجم: معصومه عرفانی[/su_label]

از آن‌جا که دولت اسلامی (داعش) در سال 2014 به شهرت رسید و بخش‌های عظیمی از قلمرو سوریه و عراق را به‌تصرف درآورد، باور عمومی در واشنگتن بر این است که «شکست» رییس‌جمهور اوباما در حفظ 10000 سرباز آمریکایی در عراق پس از سال 2011، به ظهور این گروه کمک کرده است. این روایت، بر پایه‌ی احساسات و حدس و گمان‌هایی بنا نهاده شده است که واقعیت‌های نظامی و سیاسی موجود در عراق در سال 2011 را نادیده می‌گیرند. این باور که حضور 10 هزار نیروی آمریکایی برای آموزش و پشتیبانی عراقی‌ها می‌توانست از سقوط شهرهای عراق در برابر چند هزار نیروی نامنظم داعش جلوگیری کند، هرگز واقع‌بینانه نبوده است. اما احتمالا برای توضیح این‌که چرا این نیروها نمی‌توانستند مانع از ظهور داعش شوند، باید نگاهی بیندازیم بر آن‌چه سربازان مستقر در افغانستان، قادر به انجام آن نیستند.

درحال‌حاضر، حدود 13 هزار نیروی نظامی ایالات متحده و ناتو در افغانستان حضور دارند. در ماه اکتوبر سال گذشته، هنوز بیش از 34 هزار نیرو در آن‌جا مستقر بودند. بااین ‌وجود، حتا حضور همین ده‌ها هزار سرباز نیز تأثیری بر (جلوگیری از) تجدید حیات طالبان نداشتند. ظهور داعش و طالبان، هر دو تا حد زیادی در طبیعت فاسد و کاملاً بی‌کفایت دولت‌های بغداد و کابل ریشه دارد. ولی ما باید مدت‌ها پیش این حقیقت را درک می‌کردیم و می‌پذیرفتیم که بخشی از بار تقصیر در رابطه با ظهور این گروه‌های شورشی، نه محدود بودن نیروهایی که در آن منطقه حفظ کرده‌ایم، بلکه در اعتماد و اتکای گاه کورکورانه‌ی ما بر راه‌حل‌های نظامی برای حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و تاریخی پیچیده بوده است. مورد تجدید حیات طالبان، می‌تواند درس‌های زیادی داشته باشد.

اغلب به ما چنین گفته شده است که طالبان پس از خاکسترهای 11 سپتامبر رشد کردند، چرا که جورج دبلیو بوش با انتقال منابع از افغانستان برای حمله به عراق در مارچ 2003، نسبت به حوادثی که جریان داشت بی‌توجهی نشان داده بود. بااین‌حال، تفسیرهای مرتبط با این حوادث نیز نتوانستند شرایط را در آن زمان به‌درستی مورد بررسی قرار بدهند. مشکل این نبود که رییس‌جمهور منابع را برای حمله به عراق استفاده کرد (که مطمئناً یک تصمیم احمقانه بود)، بلکه این بود که ما اجازه دادیم نیروهای نظامی ما حتا پس از حذف تهدید نیز در افغانستان باقی بمانند.

در تابستان سال 2001، طالبان خنثا شدند. آن‌ها شکست نخوردند اما به‌عنوان یک سازمان از بین رفتند. در آن زمان، دیگر هیچ دلیلی برای این وجود نداشت که ایالات متحده یا نیروهای ناتو هم‌چنان در منطقه باقی بمانند. ما باید نیروهای نظامی مستقر در افغانستان را خارج کرده و تلاش‌ها را بر یک ماموریت دیپلماتیک با تمرکز بر بازسازی زیرساخت‌ها و اقتصاد این کشور منتقل می‌کردیم. ما باید در صورت لزوم در بازسازی ساختار دولت به آن‌ها کمک می‌کردیم اما تعیین آن را به‌طور کامل به مردم افغانستان می‌سپردیم.

ولی ما افغانستان را ترک نکردیم. ما تصمیم گرفتیم بر جای خود بمانیم. حتا تا اواخر سال 2006، زمانی که من برای نخستین بار به افغانستان اعزام شدم، وضعیت امنیتی آن‌قدر خوب بود که من قادر بودم برای شرکت در مراسم فارغ‌التحصیلی نیروهای افغانستان در شهر شمالی مزار شریف، بدون زره و در یک وانت عادی سفر کنم –در آن‌جا من توسط امام محلی، برای بازدید از حیاط داخلی مسجد معروف «آبی» دعوت شده بودم.

افزایش ناگهانی نیروها در افغانستان در سال‌های 2009 تا 2010، دقیقاً همان تأثیری را بر طالبان داشت که ریختن نفت بر آتش دارد. بیش از صد هزار نیروی جنگی آمریکا و ناتو در این کشور مستقر شده بودند و ظاهراً هدف آن‌ها سرکوب شورش‌های روبه‌افزایش بود؛ اما تنها کاری که آن‌ها موفق به انجام آن شدند، تماشای خشونت‌هایی بود که در سطحی بی‌سابقه انجام می‌شدند. درحال‌حاضر، هنوز 13000 نیرو در افغانستان حضور دارند، بااین‌وجود، این نیروهای هیچ‌کاری برای جلوگیری از تقویت مداوم طالبان انجام نداده‌اند. 100000 سرباز برای شکست نظامی طالبان و تهدیدات تروریستی کافی نبوده‌اند. چه دلیل و منطق احتمالی می‌تواند این طرح را که حضور یک دهم آن تعداد توانایی این کار را دارند توجیه کند؟

شواهد موجود و ویرانی‌های ناشی از شکست سیاست متمرکز نظامی در افغانستان، آشکار و قاطع هستند: طالبان اکنون قوی‌تر از هر زمان دیگر پس از 2011 شده‌اند، نرخ تلفات نیروهای امنیتی افغانستان به‌طرز تکان‌دهنده‌ای بالا رفته است، تجارت مواد مخدر –که پیش از حمله‌ی آمریکا به‌این شکل وجود نداشت- گسترده و غیرقابل‌کنترل شده است، تلاش‌های ناتو در بازسازی ناکام مانده‌اند، و دولت کابل اکنون در میان 175 کشور، با رتبه‌ی 172 از جمله‌ی فاسدترین کشورهای جهان است.

اما باوجود این شواهد واضح، بدون ابهام و مقاومت‌ناپذیر از شکست استراتژیک، هنوز طرفداران سیاست متمرکز نظامی هم‌چنان افزایش می‌یابند و تمام گزینه‌های دیگر غیرواقعی خوانده شده و به سخره گرفته می‌شوند. تا زمانی که رهبران سیاست خارجی و دفاعی آمریکا شکست واضح فلسفه‌های راهنمایی که آن‌ها دنبال کرده‌اند را نپذیرفته‌اند، ایالات متحده به‌احتمال زیاد هم‌چنان ادامه می‌دهد به بدترساختن شرایط بد، آسیب رساندن به منافع آمریکا در خارج از کشور، و صدمه به متحدان ما.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه