منبع: دویچه ویله
نویسنده: شمیل شمس
برگردان: حمید مهدوی
چه چیزی مسلمانهای اویغور را تحریک میکند تا به طور فزایندهای به صفوف طالبان و القاعده در افغانستان بپیوندند؟ زیگفرید ولف به دویچه ویله میگوید چرا مسئله اویغور از مرزهای چین فراتر رفته است.
مسلمانان اویغور، اقلیت ترک زبان ایالت شمال غربی سین کیانگ چین، از دیرهنگام بدینسو توسط مقامهای کمونیست این کشور آزار و اذیت شده اند. آنها جماعت متمایز و عمدتا مسلمانان سنی مذهب و یکی از 55 اقلیت قومیای است که در چین به رسمیت شناخته شده اند. با این حال، اویغورها احساس میکنند به طور فزایندهای سرکوب میشوند و پکن را یک «قدرت استعماری» میدانند که تلاش دارد هویت فرهنگی، حقوق سیاسی و دین آنها را تضعیف کند و از منابع طبیعی آنها بهره برداری کند.
در چند سال گذشته، حکومت چین علیه این جدایی طلبان سین کیانگ اقدامات جدی کرده است. این امر اویغورهای بسیاری را وادار کرده است به افراط گرایی و ستیزه جویی رو بیاروند. هم چنین اوضاع با توجه به این واقعیت جدی میشود که جدایی طلبی اویغورها تنها یک جنبش قومی نیست؛ بلکه بعد دینی نیز دارد.
موضوع اویغورها به طور کلی به عنوان یک مشکل امنیت داخلی چین مطرح بوده است؛ اما برخی از کارشناسان استدلال میکنند که این موضوع باید در چهارچوب رشد جهاد جهانی و بنیادگرایی اسلامی بررسی شود. این تحلیلگران میگویند نکته مهم این است که جنبشهای جهادی، به ویژه در افغانستان، جایی که قرار گزارشها تعدادی از شبه نظامیان اویغور در کنار طالبان و القاعده میجنگند، از مسئله اویغورها به شکل فزایندهای به نفع خودشان استفاده میکنند.
زیگفرید ولف، مدیر تحقیقات انجمن دموکراتیک جنوب آسیا در بروکسل و محقق در موسسه آسیای جنوبی دانشگاههایدلبرگ، در مصاحبهای با دویچه ویله، این مسئله را توضیح میدهد که چه عاملی باعث میشود اویغورها به اسلام گرایان در افغانستان بپیوندند و چهگونه میتوان از آن جلوگیری کرد.
در مورد پیوند جدایی طالبان اویغور و جهاد جهانی چه میتوانید بگویید؟
– تصمیم گیرندگان نیز باید جنگ اویغورها را در چهارچوب جهاد و بنیادگرایی اسلامی بررسی کنند. مهم است بررسی شود که پناهندگان اویغور و مهاجران غیرقانونی تا چه حدی در شبکههای جهادی در داخل و خارج از آسیای جنوبی دخیل اند و توسط سازمانهای تروریستی به عنوان سربازان بالقوه استفاده میشوند.
نظر به گفته منابع چینی، شبه نظامیان اویغور با استفاده از پاسپورتهای جعلی ترکی وارد افغانستان و پاکستان میشوند تا به گروههای تندرو بپیوندند. اویغورها در اردوگاههای افغانستان و پاکستان که به شدت توسط عربستان سعودی تامین مالی میشوند آموزش ایدیولوژیکی و نظامی میبینند.
بسیاری از جنگجویان اویغور زیر چتر جنبش اسلامی ترکستان شرقی سازماندهی شده اند. جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سال 2002 توسط ایالات متحده امریکا در فهرست «گروههای جدایی طلب افراطیتر» قرار داده شده و یک سازمان تروریستی خوانده شده بود.
نظر به گزارش سازمان ملل متحد، جنبش اسلامی ترکستان شرقی با القاعده همدست است و باورها برآن است که جنگجویان آن در کنار آنها و طالبان در افغانستان علیه ناتو جنگیده اند. علاوه برآن، اویغورها در چچن آموزش نظامی دیده اند و در فعالیتهای تروریستی در قرقیزستان دست داشته اند. بر اساس گزارشها، جنبش اسلامی ترکستان شرقی اعضایش را به سوریه نیز فرستاده است که برای «دولت اسلامی» بجنگند.
دولت اسلامی علیه چین در جاهایی اعلان جهاد کرده است که پکن با جماعت مسلمان اویغور بدرفتاری میکند. این تبلیغات سنتی جهادیهای سنی که اساس آن را آزار و اذیت اویغورها تشکیل میدهد در ویدیوها و دیگر موادی جهادیها، که در آن دولت اسلامی خواهان جهاد جهادی و قیام در چین شده است، آشکار است.
چه باعث میشود اویغورها از چین فرار کند و به صفوف جهادیها بپیوندند؟
– اویغورها خودشان را ساکنان اصلی سین کیانگ میدانند و آن را «ترکستان شرقی» میخوانند. بسیاری از اویغورهای ترک زبان خود را به کشوهای آسیای مرکزی نزدیک احساس میکنند و طرفدار جدایی از چین یا کسب خودمختاری بیشتر هستند. بنابراین جای تعجب ندارد که مقامهای امنیتی چین با آنها بسیار شدید برخورد میکنند و میخواهند آنها را به دلایل اقتصادی و جیواستراتیژیکی تحت کنترول شدید خود داشته باشد.
پکن مقررات سخت گیرانهتری را علیه اویغورها به اجرا درآورده است و بودجه امنیتی سین کیانگ را افزایش داده است. در نتیجه، تنشها میان اویغورها و اکثریتهان جمعیت چین به طور چشمگیری افزایش یافته است. در ماه جولای سال 2009، درگیریها و شورشهای خشونت آمیز بین این دو جماعت رخ داد که منجر به کشته شدن حداقل 197 تن گردید. موج دیگری از خشونتها در سال 2012 رخ داد. این امر باعث شده است اویغورهای زیادی به شکل قانونی یا غیر قانونی از چین به کشورهای دیگر فرار کنند.
حدود 100 تن از اویغورها به تازگی توسط تایلند به چین برگردانده شدند. مقامهای چین به صورت عموم با اویغورهای بازگشته به چین چهگونه رفتار میکنند؟
شکی وجود ندارد که «عودت کنندگان اجباری» با آزار و اذیت شدید، شکنجه و حتا ناپدیدشدن در چین مواجه خواهند شد. مقامهای چین در گذشته چندین تن از آنها را اعدام کرده اند.
شما گفتید که شبه نظامیان اویغور در افغانستان در کنار طالبان میجنگند. آیا چین میتواند پاکستان را متقاعد سازد که از نفوذش بر طالبان استفاده کند و این گروه را وادار کند علیه افراط گرایان اویغور اقدام کند؟
درگذشته، اسلام آباد در برابر گروههای شبه نظامیای که فعالیتهای ضد چینی انجام داده اند، اقدام کرده است. با این حال، این امر در خاک پاکستان روی داد و افغانستان یا طالبان افغانستانی را شامل نبود. وقتی مسئله افغانستان مطرح میشود، ظاهرا پاکستان و چین توافق نظر ندارند.
دستیابی به صلح در افغانستان هدف یا نگرانی اصلی اسلام آباد نیست. اساس سیاست پاکستان در قبال افغانستان را رقابت با هند تشکیل میدهد که هدف آن به حداقل رساندن نفوذ دهلی جدید در کشور همسایه غربی پاکستان است تا از این طریق اطمینان حاصل شود که حکومت دوست پاکستان در کابل قدرت دارد. حتا اگر اسلام آباد تصمیم بگیرد از نفوذش برای محافظت از منافع چین در برابر شبه نظامیان اویغور استفاده کند، مطمیئن نیستم این کشور بتواند جناحهای مختلف طالبان افغانستان و گروههای وابسته به آنها را متقاعد سازد استراتیژیهای شان را تغییر بدهند.
اویغورها تا چه حدی میتوانند تهدیدی برای روابط چین و پاکستان باشند؟
در منطقه افغانستان و پاکستان، اویغورهای چین ثابت کرده اند که نه تنها یک منبع غیر معمول اصطکاک در روابط چین و پاکستان و روابط افغانستان و پاکستان هستند؛ بلکه به بیثباتی در منطقه نیز افزوده اند. در این زمینه، مهم است بخاطر داشته باشیم که تا اوایل دهه 1990 حکومتهای پاکستان یک نگرش بسیار ملایمتری نسبت به حضور اویغورها در مناطقه قبایلی شمال غربی این کشور داشت و عمدتا نسبت به انگیزه جدایی طلبی آنها در چین بی تفاوت ماند. این سیاست در اواخر دهه 1990 به منظور آرام کردن پکن تغییر کرد که به طور روز افزونی نسبت به این حقیقت چین احساس ناراحتی میکرد چون منطقه قبایلی بدون قانون پاکستان در مرز با افغانستان به پناهگاهی برای افراط گرایان اویغور تبدیل شده است.
همچنان نگرانی اصلی پکن این است که اویغورها از خاک پاکستان به منظور ایجاد ناآرامی در غرب چین استفاده میکنند. به این ترتیب، چین انتظار دارد که پاکستان علیه این شورشیان تهاجمیتر عمل کند.
