گزارشگر: حمید نعمان
شامگاه (چهارشنبه، ۹ ثور)، جلیل، پس از پایان درس از یک مرکز آموزشی کمپیوتر در دشت برچی، منطقهای پرنفوس در غرب کابل، همراه با چهار همصنفیاش از صنف بیرون میشود. هنوز چند قدمی از دروازهی مرکز دور نشدهاند که دو فرد ناشناس، با معرفی خود بهعنوان کارمندان استخبارات طالبان، راهشان را میگیرند. آنان یکییکی پنج دانشجو را تلاشی میکنند؛ به فارسی با لهجهی غلیظ حرف میزنند، موهای چربشده و دراز دارند و تنبانهایشان را بالا کشیدهاند. چند دقیقه بعد، بیهیچ توضیحی، اجازهی رفتن میدهند.
جلیل، که روزها در یک صرافی کار میکند و شامها برای یادگیری مهارت طراحی گرافیک به کورس میآید، به راهش ادامه میدهد. از همصنفیهایش جدا میشود و وارد کوچهای خلوت در نزدیکی خانهاش میگردد. وقتی برای لحظهای به عقب نگاه میکند، همان دو فرد ناشناس را میبیند که اینبار با شتاب در تعقیب او هستند. قدمهایشان تندتر و فاصله کمتر میشود.
جلیل دستپاچه میشود. هر بار که برمیگردد، آنان نزدیکتر شدهاند. در همین لحظه، دروازهی باز مسجدی در سمت راست در کوچهی دیگر به چشمش میخورد. بیدرنگ میدود و دو فرد ناشناس هم از دنبالش میدوند. صدایی از پشت سرش شنیده میشود: «ایستاد شو، تو مشکوک استی.» اما جلیل خود را به داخل مسجد میاندازد. در مسجد شش نفر حضور دارند. جلیل با نفس بریده ماجرا را تعریف میکند. آن دو فرد که خود را کارمند استخبارات طالبان معرفی کرده بودند، در چند قدمی دروازه ایستادهاند و داخل را زیر نظر دارند. وقتی چند نفر از داخل مسجد میخواهند به آنان نزدیک شوند، یکی از آنان تفنگچهاش را نشان میدهد.
جلیل و اهالی مسجد با نیروهای طالبان تماس میگیرند. دو مرد به محض شنیدن صدای تماس از محل ناپدید میشوند. آن شب، پس از دو ساعت معطلی، هیچ نیرویی از طالبان به محل نمیرسد. حالا جلیل میگوید که او و همصنفیهایش از آن شب به اینسو، بهدلیل نگرانیهای امنیتی، صنفهایشان را به تعویق انداختهاند. بهگفتهی او، آنچه برایش روشن شده این است که این دو نفر از همان ابتدا قصد سرقت داشتند. جلیل آن شب یک کمپیوتر و مقداری پول همراهش داشت. آن دو فرد هم این را هنگام تلاشی فهمیده بودند. جلیل میگوید: «کابل امن نیست. اوضاع شبیه روزهای آخر نظام جمهوریت شده است. فساد و رشوهگرفتن زیاد شده و اقتصاد هم خراب است. خیلیها هستند که برای هزار افغانی حاضر اند آدم هم بکشند.»
شلیک برای یک موبایل ساده
الگوی ناامنی در غرب کابل در ماههای اخیر بهطور محسوسی تغییر کرده است. پیشتر، قتلهای هدفمند با انگیزههای سیاسی یا خصومتهای دیرینه، بخش عمدهی رویدادهای امنیتی را تشکیل میداد. اما اکنون، سرقتهای مسلحانه با استفاده از تفنگچههای کمری و چاقو، به تهدید اصلی باشندگان این مناطق تبدیل شده است. برای بسیاری از شهروندان، این وضعیت یادآور سالهای پایانی نظام جمهوریت است؛ زمانی که با تاریکشدن هوا، ترس از سرقت در کوچهها و سرکها افزایش مییافت.
مهدی، یکی از فارغان دانشگاه بامیان که اکنون در کابل زندگی میکند، یکی از قربانیان این موج تازهی ناامنی است. حدود یک ماه پیش، در تاریکی هوا، زمانی که او پس از تماشای یک مسابقهی فوتسال از «مجتمع ورزشی توحید» بهسوی خانهاش در حرکت بود، در مسیر راه با دو سارق روبهرو شد. بهگفتهی او، این دو نفر ظاهرا کمسنوسال بودند و در یک نقطه کمین کرده بودند.
مهدی در آن لحظه تنها یک گوشی ساده همراه دارد و پول قابل توجهی نیز در اختیارش نیست. دزدان بدون مطالبه حمله میکنند و مهدی تلاش میکند مقاومت کند، اما در جریان درگیری چند ضربه چاقو به بازوانش وارد میشود و یکی از سارقان بهسوی او شلیک میکند. مرمی به کمرش اصابت میکند. شدت جراحات باعث میشود مهدی بر زمین بیفتد و مهاجمان محل را ترک کنند.
رهگذران او را به شفاخانه منتقل میکنند. مهدی تحت یک عملیات سنگین برای بیرونکشیدن مرمی از کمرش قرار میگیرد. با گذشت چند هفته از این رویداد، او هنوز در بستر بیماری است و وضعیت صحیاش بهطور کامل بهبود نیافته است. مهدی روایت آن شب را اینگونه بیان میکند:
«دزدان بهخاطر یک موبایل ساده مرا تا دم مرگ بردند. آن شب ۲۰ افغانی دیگر در جیبم بود. وقتی به آنان گفتم پول ندارم و فقط یک گوشی ساده دارم، جیغ میزدند که چرا نداری. من خونریزی داشتم، دستم پر از خون بود. وقتی خواستم فرار کنم، مرمی به کمرم خورد.»
دزدی در روز روشن
افزایش ناامنی و سرقتهای مسلحانه در غرب کابل، بهگفتهی برخی باشندگان، تنها به حضور سارقان محدود نمیشود، بلکه نشانههایی از همکاری یا چشمپوشی برخی مسئولان ردهپایین طالبان نیز در آن دیده میشود. صبح سهشنبه (۲۵ حمل)، مردان مسلح به یک کارگاه خیاطی در دشت برچی غرب کابل حمله کردند؛ کارگاهی که زمینهی کار را برای بیش از ۱۰۰ کارمند زن و مرد فراهم کرده بود. بهگفتهی یکی از شاهدان عینی در گفتوگو با اطلاعات روز، مهاجمان وارد کارگاه شده و یکی از کارگران را که مقاومت کرده بود، بهشدت لتوکوب کردند؛ بهگونهای که چند استخوان صورت و دندان این شخص شکسته است. این رویداد، فضای کار را به کلی مختل کرده و فعالیت این کارگاه را تا کنون متوقف ساخته است.
ویدیوی دوربینهای مداربسته که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، لحظهی حمله را ثبت کرده است: پنج مرد، یک نفر را در میان گرفته و با مشتولگد بهگونهی پیدرپی مورد ضربوشتم قرار میدهند؛ صحنهای که واکنشهای گستردهای را در میان کاربران برانگیخته است.

صاحبان این کارگاه هنوز در شوک این رویداد قرار دارند و با گذشت چند هفته، دروازهی خیاطی همچنان بسته مانده است. یکی از نزدیکان این کارگاه که دکانش در همان مارکت موقعیت دارد، میگوید که پس از این رویداد، طالبان به آنان هشدار دادهاند که با رسانهها صحبت نکنند. او میافزاید: «دلیل دقیق درگیری را نمیدانم. احتمال زیاد پول کارگاه را دزدی کردند. وقتی این افراد دستگیر شدند، رفتارشان نشان میداد که زور میگویند و کسی در پشتشان است. به هزارهها فحشهای جنسی میدادند و درگیری چهره قومیـمذهبی داشت. افراد امارت (طالبان) آنان را با خود بردند، اما گفته میشود که بعدا آزاد شدهاند.»
«کابل امن نیست»
پس از نشر گزارشهایی دربارهی افزایش ناامنی و سرقتهای مسلحانه در غرب کابل، موجی از واکنشها و روایتهای تازه در شبکههای اجتماعی شکل گرفت. کاربران این پلتفرمها بهطور گسترده این وضعیت را بازتاب داده و خواستار توجه جدی نهادهای امنیتی طالبان به تأمین امنیت پایتخت و جلوگیری از جرایم مشابه شدهاند.
در بسیاری از این واکنشها، نهادهای امنیتی طالبان به سهلانگاری در انجام وظایف امنیتی متهم شدهاند. شماری از کاربران حتا ادعا کردهاند که در برخی موارد، احتمال همکاری یا تبانی میان افراد وابسته به طالبان و شبکههای سارقان مسلح وجود دارد؛ ادعایی که از سوی منابع رسمی تأیید نشده، اما در فضای مجازی بازتاب گستردهای یافته است.
در یکی از این موارد، کاربری بهنام «خدایار بودا» در شبکههای اجتماعی با اشاره به وضعیت امنیتی کابل نوشته است: «کابل امن نیست.» او در ادامه تجربهی شخصی خود را شرح داده است:

در کنار این روایت، حیاتالله محمدی، یکی دیگر از کاربران، در واکنش به وضعیت امنیتی در کابل گفته است که حوالی ساعت ۲:۰۰ بامداد خانهی یکی از همسایههایشان مورد سرقت قرار گرفته و بهباور او، وضعیت امنیتی در منطقه رو به وخامت گذاشته است. او تأکید کرده است: «ناامنی زیاد شده است.»

چرا غرب کابل امن نیست؟
یک استاد دانشگاه در کابل -که نمیخواهد اسمش در گزارش ذکر شود- در مورد ناامنی در غرب کابل به اطلاعات روز میگوید: «میتوان گفت جرایم جنایی در هر جامعهای وجود دارد. اما در کابل مسأله تنها وجود جرم نیست، بلکه نحوه توزیع و مدیریت امنیت است که بحثبرانگیز شده است. در نگاه بسیاری از باشندگان، بهویژه در غرب کابل، نوعی احساس نابرابری در تأمین امنیت شکل گرفته است. حسی که این مناطق را در اولویت پایینتر واکنشهای امنیتی قرار میدهد و باعث شده رویدادهای مشابه بیشتر تکرار شود و کمتر به موقع مهار گردد.»
او اضافه میکند: «در کنار این برداشت، باید به بعد سیاسی ماجرا نیز اشاره کنیم. در برخی مقاطع، گراف ناامنیها در غرب کابل همزمان با تنشهای سیاسی یا موضعگیریهای جریانهای مخالف طالبان در خارج، به سمت افزایش حرکت میکند. هرچند این ارتباط بهطور رسمی ثابت نشده، اما در افکار عمومی به شکل یک روایت پررنگ حضور دارد.»
بهباور این استاد دانشگاه، عامل اصلیتر در شکلگیری موج جرایم، وضعیت اقتصادی و بیکاری گسترده است؛ «در سالهای اخیر، کاهش فرصتهای کاری، نبود پروژههای توسعهای و فشار معیشتی، بخش بزرگی از جوانان را در وضعیت بیثبات اقتصادی قرار داده است. این فقر و بیپولی، در کنار ضعف ساختارهای حمایتی، زمینهای ایجاد کرده که برخی افراد به سمت جرایم خرد و سرقت سوق داده شوند.»
این استاد دانشگاه به تهدیدهای گروهی و نقش ایدئولوژیهای افراطی در بازتولید ناامنی نیز اشاره میکند. بهگفتهی او، گروههایی مثل شاخه خراسان داعش در موارد متعدد حملاتی را علیه غیرنظامیان، بهویژه شیعیان و هزارهها، انجام داده است؛ حملاتی که ریشهی آن در یک ایدئولوژی تکفیری قرار دارد که اساس آن کشتن هزارهها بهدلیل مذهب و قومیتشان را مشروع میداند.
او در ادامه توضیح میدهد که این نوع نگاه تکفیری، در فضای فکری برخی جریانهای افراطی منطقهای مثل طالبان نیز بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم بازتولید میشود و همین موضوع، خطر هدفگیری هویتی را افزایش میدهد. از این منظر، بهباور او، باشندگان غرب کابل نهتنها در معرض جرایم جنایی معمول قرار دارند، بلکه بهدلیل مذهب، قومیت و پیشینهی پرتنش در جنگهای داخلی، در یک لایه آسیبپذیری تاریخی و هویتی نیز قرار گرفتهاند. در این حالت، ناامنی میتواند هم جنبهی جنایی داشته باشد و هم در مواردی رنگوبوی ایدئولوژیک و هدفمند به خود بگیرد.
