گزارشگر: آذر
برای هزاران مهاجر اهل افغانستان که از فقر و بیکاری راهی ایران میشوند و ناگزیر اند از راه قاچاقی وارد آن کشور شوند، اکنون گروه جندالله به یکی از بزرگترین و خطرناکترین چالشها در مسیر قاچاق بدل شده است. این گروه با استفاده از بستهبودن راههای قانونی، مهاجران را به گروگان میگیرد و پس از تهدید و آزار، در ازای دریافت مبالغ هنگفت رها میکند.
فرید که پس از حدود ۴۰ روز از بند آزاد شده و به افغانستان بازگشته است، میگوید که اعضای جندالله او و پنج نفر از همراهانش را پس از گرفتن دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان آزاد کردهاند. او چند ماه قبل با برادرش از ایران به افغانستان اخراج شده بود. او اما بهدلیل بیکاری در افغانستان و عدم دسترسی به ویزا، بار دیگر برای رسیدن به ایران مسیر قاچاق را در پیش گرفت.
ایران از آغاز سال گذشتهی خورشیدی، همزمان با اخراج بیش از دو میلیون مهاجر، روند صدور ویزا را برای شهروندان افغانستان بهشدت محدود کرده است. این محدودیت، با تداوم بحران فقر و بیکاری در افغانستان، باعث رونق قاچاق انسان شده است. برخی از کسانی که از ایران به افغانستان ردمرز میشوند، قاچاقی برمیگردند.
راه قاچاق، مسیری خطرناک و مرگبار است. تعداد زیادی از شهروندان افغانستان که تلاش داشتند از راه قاچاق وارد ایران شوند، براثر حوادث ترافیکی، تیراندازی مرزبانان ایرانی، گرسنگی و سرمازدگی جان باختهاند.
شهروندان افغانستان عمدتا از طریق خاک پاکستان وارد ایران میشوند. گروگانگیری و افتادن به چنگ راهزنان از دیگر مخاطرات این راهها است.
فرید میگوید که او و همراهانش در نوار مرزی افغانستان و پاکستان توسط اعضای جندالله گروگان گرفته شدند. بهگفتهی او، این گروه تنها مسافران هزاره و شیعه را از روی چهره و پرسشهای اعتقادی شناسایی و گروگان میگیرد. او میافزاید که اعضای جندالله با مسافران سنی کاری ندارند.
جندالله، گروه مسلح سنیمذهب عمدتا متشکل از جنگجویان بلوچ است که در ولایت سیستان و بلوچستان ایران و در ایالت بلوچستان پاکستان نفوذ دارد. دولت ایران این گروه را تروریستی میداند. بهگفتهی مقامهای ایرانی، جندالله سالها است که در حملات مرگبار و گروگانگیری در سیستان و بلوچستان دست دارد.
شکنجه و کار اجباری در بند جندالله
فرید میگوید زمانی که او در بند جندالله بود، شمار گروگانها به ۴۰ تا ۵۰ نفر میرسید. بهگفتهی او، گروگانها در بیابانهای پاکستان در خیمهها نگهداری میشوند و از طرف شب پاهایشان با یکدیگر در زنجیر است.
او میافزاید که گروگانها به غذا و آب مناسب دسترسی ندارند و اعضای جندالله برای آنان مقدار ناچیزی آرد و مواد غذایی میدادند تا خود گروگانها بپزند. او میگوید: «نه آب برای شستن دست بود، نه برای حمام. اگر کسی دست خود را با آب میشست و اعضای جندالله میدیدند، آن فرد را شلاق میزدند. فقط کمی آب برای آشامیدن و آشپزی میدادند. ظرفها را با ریگ پاک میکردیم.»
فرید میگوید که اکثریت گروگانها بهدلیل غذای نامناسب و عدم دسترسی به لوازم بهداشتی بیمار میشوند، اما به دارو و امکانات درمانی دسترسی ندارند. او گفت: «نه دارو بود، نه درمان. میگفتند هرکس مرد، آن طرف زیر خاک میکنیم.»
بهگفتهی او، اعضای جندالله از گروگانها کار اجباری نیز میکشند؛ «آنها (اعضای جندالله) ظرفها و لباسهایشان را سر ما میشستند. گاهی میگفتند که خردهچوب را جمعآوری کنید. وقتی جمعآوری میکردیم، دوباره آن را پراکنده میکردند، میگفتند که دوباره جمعآوری کنید. گاهی میگفتند که سنگ از کوه پایین بیاورید. وقتی پایین میآوردیم، میگفتند پس بالا ببرید.»
«بیپول کسی را آزاد نمیکند»
اعضای جندالله از فرید و همراهانش از هر نفر ۴۰۰ میلیون تومان ایرانی پول گرفتهاند. فرید میگوید که این پول را از بستگانش قرض گرفته تا خودش را از بند جندالله آزاد کند.
او میافزاید که این گروه در ازای رهایی شش نفر، دو میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان (حدود ۹۰۰ هزار افغانی) پول دریافت کرده است. بهگفتهی او، این مقدار پول به یک حساب بانکی در ایران واریز شده است.
او میگوید کسانی که توانایی پرداخت پول را ندارند، در بند میمانند و اعضای جندالله از آنان کار اجباری میکشند یا مجبور به انجام کار قاچاق مواد مخدر میکنند. فرید گفت: «فردی بود که بهخاطر ۲۰۰ میلیون تومان، یک سال و چهار ماه گروگان بود. بدون پول کسی را آزاد نمیکند.»
بهگفتهی او، با تداوم مهاجرت قاچاقی شهروندان افغانستان به ایران، روند گروگانگیری جندالله نیز ادامه دارد؛ روندی که سالها قبل نیز در جریان بوده است.
بااینحال، فرید که اکنون در کنار بیکاری، زیر بار بدهکاری نیز است، انتظار دارد راه قانونی برای مهاجرت به ایران پیدا کند.
تقویت شبکههای قاچاق انسان و گروههای ستیزهجو
ایران و پاکستان تنها در سال گذشته بیش از سه میلیون نفر را به افغانستان زیر کنترل طالبان بازگرداندهاند. در مجموع، از سال ۲۰۲۳ به اینطرف، بیش از پنج میلیون نفر به افغانستان بازگردانده شدهاند. با توجه به تشدید بحران اقتصادی و سیاستهای سرکوبگرانهی طالبان، ادغام این جمعیت در جامعهی افغانستان دشوار به نظر میرسد.
شواهد میدانی نشان میدهد که برخی از کسانی که اخراج شدهاند، دوباره به ایران برگشتهاند یا در تلاش بازگشت بودهاند. اگر راه ورود قانونی بسته باشد، مهاجران راه قاچاق را در پیش میگیرند و به جای پرداخت هزینهی ویزا به دولت ایران، به قاچاقچیان انسان پول میدهند، حتا بیشتر از بهای ویزا.
فاضل (مستعار) که سال گذشته به افغانستان اخراج شده بود، بهتازگی با همسر و دختر هفتسالهاش از راه قاچاق به ایران بازگشته است. او میگوید که برای بازگشت به ایران ماهها تلاش کرد تا بتواند قانونی وارد ایران شود، اما موفق نشد و سرانجام راه قاچاق را در پیش گرفت.
او میافزاید که یکبار از مسیر هرات تلاش کرد، اما موفق نشد و دوباره به افغانستان بازگردانده شد. او میگوید که برای بار دوم از مرز پاکستان راهی ایران شد، اما در خاک پاکستان به دام گروه جندالله افتاد.
فاضل اضافه کرد که گروه جندالله او و خانوادهاش را با ضمانت بستگانش که در جمع گروگانها بودند آزاد کرد، اما او در نهایت مجبور شد برای رهایی بستگانش ۸۰۰ میلیون تومان پرداخت کند.
فاضل پس از آزادی از بند جندالله به راهش ادامه داد و در نهایت پس از یک هفته به مقصد رسید. او میگوید که بیش از ۱۲۰ میلیون تومان به قاچاقچیان بهعنوان پول قاچاقی پرداخت کرده است. فاضل میگوید که اکنون بهدنبال راهی است تا بتواند به زندگی در ایران ادامه دهد.
برخی از مهاجران برای جلوگیری از اخراج به افغانستان، بهدنبال تهیه مدارک اقامتی از طریق پول و رشوه هستند. این وضعیت مهاجران را در برابر کلاهبرداران که مدارک جعلی تهیه میکنند، آسیبپذیر کرده است. همینطور برخی از مهاجران پس از بازداشت توسط مأموران پولیس، برای آزادی از اردوگاهها و کلانتریها مجبور به پرداخت پول میشوند.
آیا این وضعیت راهحلی دارد؟
ایران از بحران مهاجرت شهروندان افغانستان از جوانب مختلف متأثر و آسیبپذیر است، اما مدیریت این بحران و سیاستگذاری مؤثر و مسئولانه میتواند در کنار پیآمدهای منفی، برای ایران مزیتهایی نیز خلق کند. در حالی که سیاست فعلی -طرد و بستن مرزها- باعث تقویت شبکههای قاچاق انسان و گروههای ستیزهجو مانند جندالله میشود که نهتنها امنیت ایران، بلکه امنیت سایر کشورهای منطقه را نیز تهدید میکند. دولت ایران اکنون بهطور ناخواسته اسباب تمویل مالی یکی از سرسختترین گروههای نظامی و سیاسی مخالف خود را فراهم میکند.
بالاخره کسانی که نمیتوانند در کشورشان زندگی کنند، به هر طریقی شده وارد ایران میشوند و به هر نحوی در این کشور میمانند. آیا بهتر نیست پولی که به قاچاقچیان انسان پرداخت میشود، یا هزینهی جعل مدارک و رشوه به مأموران، بهعنوان هزینهی اقامت قانونی به دولت ایران پرداخت شود؟
مهاجرت شهروندان افغانستان به ایران، مانند مهاجرت به کشورهای اروپایی برای اقامت طولانیمدت نیست، بلکه مقصد بخش بزرگی از مهاجران کارگری در ایران است. در اینصورت، حتا مجوز اقامت کوتاهمدت و تسهیل رفتوآمد مهاجران میتواند راهحل بحران ورود و اقامت غیرمجاز شهروندان افغانستان باشد و به این ترتیب از آوارگی انسانها در مرزها و افتادن آنان به دام قاچاقچیان انسان و گروگانگیران جلوگیری شود.
اما رسیدگی به عوامل ریشهای این بحران در خود افغانستان است؛ کشوری که توسط طالبان اداره میشود و خود این گروه و سیاستهای آن یکی از عوامل فرار شهروندان افغانستان است.
حکومت طالبان قاچاق انسان را ممنوع کرده است و تلاش دارد از سفر قاچاقی شهروندان جلوگیری کند. اما تکلیف کسانی که بیکار و بینان هستند چه میشود؟
با توجه به تداوم بحران اقتصادی و دشواری در ادغام مجدد مهاجران اخراجشده، این نگرانی وجود دارد که گروههای ستیزهجوی فعال زیر کنترل طالبان از مجبوریت بازگشتکنندگان سوءاستفاده کرده و آنان را استثمار کنند؛ امری که میتواند امنیت افغانستان و سایر کشورها را تهدید کند.
