عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود؟

بسم‌الله محبت
بسم‌الله محبت
متولد 10 جدی 1369 در روستای الودال ولسوالی جاغوری ولایت غزنی ‌ام. مکتب را در لیسه‌ی نور جاغوری به پایان بردم. در سال 1388 به دانشگاه...

شما اگر جای اشرف غنی می‌بودید، در جنجال میان کوچی‌ها و مردم محل در بهسود ولایت میدان‌وردک، از کدام طرف حمایت می‌کردید؟

در جریان انتخابات ریاست جمهوری بودند کسانی که گول طرح‌ها و برنامه‌های فریبندۀ او را خوردند و در حمایت از او گلو پاره کردند و داد از شکستن زندان سیاسی «افغانستان مرکزی» و «حل بنیادی» مسئله‌ی کوچی‌ها و هزاره‌ها زدند. اما عده‌ای دیگر هم‌چنان بر این‌که اشرف غنی یک فاشیست تمام‌عیار است، پافشاری داشتند و کسانی را که در حمایت از او سخن می‌راندند و می‌نوشتند، محکوم می‌کردند.

اکنون که دوباره فصل تعرض کوچی‌ها بر مناطق هزاره‌ها فرارسیده است، اشرف غنی هم‌چنان به نفع برادران کوچی‌اش حکم می‌راند و کسانی که در حمایت از او گلو پاره کرده بودند، هم‌چنان خاموش اند یا برای رفتن به بامیان و… لحظه‌شماری می‌کنند. نه از طرح حل مسئله‌ی کوچی و ده‌نشین خبری است و نه شکستن زندان سیاسی هزارستان.

از سوی دیگر، عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی به عنوان کسی که بیش از 70 درصد رای مردم هزاره را در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از آن خود کرد، نیز در این باره خاموشی اختیار کرده و دم بر نمی‌آورد. آقای عبدالله تعهداتی به جامعه‌ی هزاره دارد که باید پای آن‌ها بایستد، ورنه روزی خواهد رسید که او باز هم به رای یا حمایت هزاره‌ها نیازمند شود.

در خبرنامه‌ای که روز دوشنبه از سوی ارگ ریاست جمهوری نشر شد، چند نکته درباره‌ی جنجال کوچی‌ها و هزاره‌ها در بهسود میدان‌وردک قابل تأمل است:

یکم: رییس جمهور گفته که گروگان‌گیری برای او قابل تحمل نیست و دستور(!) داده که پنج گروگان کوچی به زودی آزاد شود. گروگان‌گیری از زمستان سال گذشته آغاز شد. 31 مسافر هزاره، فقط به دلیل هویت قومی‌شان، از ولسوالی شاه‌جوی ولایت زابل ربوده شدند. این ربوده‌شده‌ها بیش از دو ماه در بند برادران آقای غنی ماندند و او تا زمان آزادی 19 تن از آن‌ها، هیچ واکنشی از خود نشان نداد و به گفتۀ خودش، سر در لاک «سکوت استراتژیک»ِ مرگ‌بارش برد. آقای غنی هیچ‌وقت دستور نداد که این 31 نفر «باید» آزاد شوند. هم‌چنان او تا هنوز سکوتش را درباره‌ی آن 12 نفر گروگان دیگر نشکسته است.

پس از گروگان‌گیری زابل، چندین مورد گروگان‌گیری دیگر از سوی برادران آقای غنی در مناطق گوناگون، به‌ویژه در غزنی، رخ داده است. دو زن، یک کودک و چندین مرد هزاره هنوز هم در گروگان اند؛ اما تا کنون کسی نشنیده است که جناب رییس جمهور حتا یادی از آن‌ها بکند.

حالا که پنج برادر کوچی آقای غنی به دلیل تعرض بر ملک، مال و ناموس هزاره‌ها در میدان‌وردک گروگان گرفته شده اند، رگ غیرت جناب به جوش آمده و دستور داده تا آن‌ها آزاد شود. آیا برای رهایی از گروگان‌گرفته‌شدن در افغانستان، باید «کوچی» بود تا رییس جمهور فرمان آزادی‌مان را صادر بفرماید؟

دوم: رییس جمهور گفته است که گروگان‌گیری نباید تبدیل به «فرهنگ» شود. محض اطلاع رییس جمهور باید گفت که گروگان‌گیری و دهشت‌افگنی و راه‌گیری در قاموس هزاره‌ها جایی ندارد و این برادران خود آقای غنی اند که همیشه در جهت ترویج چنین فرهنگ خشونت‌بار و وحشیانه‌‌ای تلاش کرده اند. هزاره‌ها هیچ‌گاهی از گروگان‌گیری و تعرض به حیثیت و ناموس دیگران به عنوان ابزار سیاسی یا غیرسیاسی کار نگرفته اند.

اگر رییس جمهور در صدد از میان برداشتن چنین فرهنگی است، باید از برادرانش تقاضا کند یا به آن‌ها دستور بدهد که تمام گروگان‌های هزاره را آزاد کنند و دیگر دست به چنین اقدام وحشیانه‌ای نزنند.

سوم: در اعلامیه‌ی ارگ ریاست جمهوری آمده است که اشرف غنی پس از شنیدن گزارش والی میدان‌وردک درباره‌ی جنجال بین کوچی‌ها و ده‌نشین‌ها، «برای دفع خصومت‌ها بین دو طرف و حل بنیادی آن، به مسئولین مربوط هدایات مشخصی داد». درباره‌ی این «هدایات مشخص» همین کافی‌ست که در این نشست آقای رییس جمهور هیچ هزاره‌ای حاضر نبوده است.

چهارم: رییس جمهور گفته است، کمیسیونی که برای حل معضل کوچی و ده‌نشین تعیین شده بود، هرچه زودتر کارهای بنیادی‌اش را در این زمینه آغاز کند. این کمیسیون از آغاز کمیسیونی نبود که بشود روی آن حساب باز کرد و بسیاری‌ها در همان زمان به افرادی که به نمایندگی از جامعه‌ی هزاره در این کمیسیون گماشته شده اند، اعتراض کردند. آقای رییس جمهور اگر واقعا در صدد حل معضل کوچی و ده‌نشین است، باید صادقانه و بدون کدام غرض و مرض، افراد صاحب صلاحیت و بدون سوءسابقه را به نمایند‌گی از هزاره و کوچی در این کمیسیون جابه‌جا کند تا به گفتۀ خودش «راه‌حلی بنیادی» برای این مشکل سنجیده و عملی شود.

به نظر من، هیچ‌گاه نمی‌توان از یک کوچی توقع داشت که در جنجال بین برادر کوچی‌اش و هزاره‌هایی که او فقط به عنوان ابزار رسیدن به ریاست جمهوری از آن‌ها استفاده کرده است، به نفع برادرش کار نکند. اشرف غنی همان «احمدزی» است و احمدزی می‌ماند و وقتی بزرگ‌شدن و تحصیل‌کردن در آمریکا و کار در بانک جهانی نتوانست او را تغییر دهد، برداشتن نام قبیله‌اش (احمدزی) نمی‌تواند از او شخصیت دیگری بسازد. پس هرگز نمی‌توان از این کوچی مدرن توقع داشت مسئله‌‌ای را که به برادرانش ربط دارد، عادلانه حل‌وفصل کند. «عاقبت گرگ‌زاده گرگ می‌شود».

پس راه‌ جلوگیری از حمله‌ و تعرض کوچی‌ها، اشرف غنی و طرح‌ها و برنامه‌های فریبنده‌اش نیست؛ برخورد جدی با این معترضان و سنجیدن راه‌حلی مناسب برای آن است. باید از موضع قدرت با آن برخورد کرد، تا آقای غنی مجبور شود جلو تعرض هر ساله‌ی برادرانش به مال و ناموس مردم را بگیرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
3 دیدگاه