نویسنده: وینا کورا
برگردان: مختار یاسا
منبع: دپلمات
رییس جمهور افغانستان، اشرف غنی، زیر فشارهای شدید قرار دارد. تلاشهای او برای مصالحه تا کنون نتایج مطلوب را در پی نداشته است. در مورد رؤیای غنی برای آوردن صلح در کشور جنگزدهاش، افغانستان، تردیدی وجود ندارد. قبل از ریاست جمهوری او، روابط افغانستان با همسایهاش پاکستان، به سردی و تنش گراییده بود. غنی در رابطه با فراموش کردن گذشته و بازکردن صفحهای جدید در روابط تلخ افغانستان و پاکستان، صادق بود. اما روش او برای دست یافتن به چنین رؤیایی ناقص و پر از عیب بود.
غنی با نادیده گرفتن تمام انتقادهای سیاسی، سیاست آیندهاش را روی ایجاد یک تغییر متزلزل در سیاست خارجی افغانستان در قبال پاکستان بنا نهاد. چرخش او به سمت پاکستان ریشه در خیال واهی دارد؛ خیالی که اسلامآباد در کشاندن و آوردن طالبان بر سر میز مذاکره همکاری خواهد کرد. اما به نظر میرسد که امید و خیال او با شدت حملههای وحشیانهی طالبان در فصل جنگ امسال، نقش بر آب شده است. جنگ شدت یافته است و بیپایان مینماید. اخیرا مصئونترین و امنترین مناطق کابل شاهد بدترین حملههای تروریستی بودهاند. بی ثباتی فزاینده در شمال افغانستان، همسایههای شمالی این کشور مثل ترکمنستان، تاجکستان و ازبکستان را نسبت به اوضاع در افغانستان بیاعتماد و نگران کرده است. دولت اسلامی، همانند ابر تیرهی پیش از طوفان، در کمین نشسته است و لحظهیی را انتظار میکشد که بتواند آتشپارهی فراگیر جهاد هراسافگنانهاش را شعلهور ساخته و به خرابی بیشتر اوضاع بیفزاید. غنی هم از لحاظ استراتژیک و هم از لحاظ سیاسی، نمیتواند نسبت به پیامد منفی عدم تمایل و ناتوانی پاکستان در مهار طالبان، راضی باشد.
کشتاری که فعلا در افغانستان جریان دارد، دامنگیر تمام جامعه افغانی میشود. کاسهی صبر غنی هم در حال لبریز شدن است. رییس جمهور افغانستان، با هشدار دادن به پاکستان که میتواند روی روابط دیپلوماتیکاش با پاکستان تجدید نظر کند، ناخشنودیاش را از برآورده نشدن تعهدات از جانب پاکستان، علنی کرده است. اخیرا غنی نامهای تندی به پاکستان فرستاده است که نشاندهنده ناامیدی او از پاکستان است: مردم در انتظار این هستند که تلاشهای رییس جمهور غنی برای رسیدن به صلح پایدار و همکاری با پاکستان، نتیجه بدهد. بدون در نظرداشت تعهدات جدی او برای آوردن صلح، رییس جمهور غنی هیچ چارهیی غیر از جنگ برای تضمین بقای کشور و تامین امنیت کودکان و زنان افغانستان ندارد.
در کنار سرکوب و هدف قرار دادن مخفیگاههای طالبان در مناطق قبایلی پاکستان، خواست دیگر غنی این است که پاکستان شبکهی حقانی را که مسئول حملههای مرگبار تروریستی در کابل میباشد، نیز، هدف قرار بدهد. باوجود گفتوگوهای غیر رسمی طالبان با حکومت افغانستان که در شهر ارومچی چین و اوسلوی ناروی انجام شد، افزایش حملههای وحشیانهی تابستانی طالبان، عدم جدیت آنها را در گفتوگوهای صلح با اداره غنی نشان میدهند.
برای خاتمه دادن به جانبداری از پاکستان، فشارهای قابل ملاحظهای بالای غنی وجود دارند. اما بیان علنی خشم غنی مبنی بر منفعل بودن پاکستان زود است و نشاندهنده یک تغییر جدی میباشد. او عجولانه کوشش میکند دو پرنده را با یک سنگ شکار کند. اول خواست پیام روشنی به پاکستان بفرستد که او نمیتواند عدم صداقت پاکستان را در برآورده ساختن تعهداتش در امر مبارزه با تروریزم، بپذیرد. واکنش خشمگینانهی او چندان تعجب آور هم نبود و گروههای فشار داخلی ضدپاکستانی را نیز نشانه رفت. امضای تفاهمنامهی همکاری میان ریاست امنیت ملی افغانستان و سازمان استخبارات پاکستان، انتقادهای گوناگون و شدیدی را علیه حکومت غنی برانگیخته است. تجسس و تبادل اطلاعات داخلی، عدم حسابدهی دموکراتیک و همکاریهای اطلاعاتی ضد هندی از جمله تعهدات این تفاهمنامه میباشند. عبدالله عبدالله از این تفاهمنامه خوشحال نیست. بعد از رسواییهای بسیار، غنی اظهار داشته است که او تنها زمانی توافقنامه اطلاعاتی را رسما امضا خواهد کرد که یک اجماع سیاسی سراسری دربارهی آن در افغانستان حاصل شود. او اخیرا در قندهار گفت: «توافقنامه هنوز امضا نشده است و خبر امضاشدن آن واقعیت ندارد. توافقنامهی پیشنهادی برای تصویب به شورای امنیت ملی کشور فرستاده خواهد شد.»
پاکستان با همسایه غربیاش به خاطر برقراری صلح به فرصت بیسابقهای دست یافته است. در صورتی که غنی ناکام شود، دیگر این فرصت تکرار نشدنی است و رهبران افغانستان را در آینده از همکاری در زمینهی صلح با پاکستان دلسرد خواهد کرد. اما محدودیتهای ساختاری و استراتژیک، عملکردن به وعدههای داده شدهی کلان به غنی را برای اسلامآباد که هنوز در تردید به سر میبرد، سخت خواهد کرد. توانایی و ظرفیت اسلامآباد در کنترل طالبان افغان شدیدا جای بحث دارد. جنرال راحل شریف، رییس ستاد ارتش پاکستان، در جریان یک دیدار از کابل در ماه فبروری اظهار داشت که «دشمن افغانستان، دشمن پاکستان است.» و زمانیکه نواز شریف، نخست وزیر پاکستان، در ماه می از کابل دیدار کرد، اعمال طالبان را اعمال تروریستی نامید. اما با این اظهارات، پاکستان اعتبارش را به حیث میانجی برای طالبان از دست داد.
اسلامآباد به افغانستان به مثابه یک مستعمرهاش میبیند و نمیتواند این نگاه را تغییر دهد.
دست یافتن به «عمق استراتژیک» در افغانستان با سنت ضد هندی فرهنگ استراتژیک پاکستان به صورت سازمانیافته گره خورده است، طوریکه مخالفت با هند مطمئنترین ابزار ممکن برای ارتش پاکستان است تا با استفاده از آن برتری پاکستان را در حوزهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حفظ کند؛ گذاشتن جوهرهی فرهنگ استراتژیک پاکستان که دستخوش هرنوع دگرگونی اساسی شود، برای پاکستان خودکشی خواهد بود.
اکثر مردم افغانستان به شمول پشتونها، میانجیگری پاکستان و نقشی را که آن کشور در وضعیت پیچیده و پرهرجومرج افغانستان بازی میکند، ریاکارانه میبینند. پاکستان به یقین حق دارد که تأکید کند که خاک افغانستان علیه منافعش استفاده نشود، اما اینکه ماهیت سیاست افغانستان را در مقابل هندوستان باید این کشور( پاکستان) تعیین کند، کابل را نگران و خشمگین کرده است. هیچ مردمی به اندازه مردم افغانستان از حادثههای ناگواری که توسط پاکستان سازماندهی و مدیریت شدهاند، بیشتر رنج نبردهاند و هیچ مردی به اندازهی مردم افغانستان از این حملهها متضرر نشدهاند. یکی شاید بگوید که نقض و گذشتن از حقوق مردم افغانستان در عملیشدن وعدههای پاکستان، ضروری است و پیروی مردم افغانستان از سیاستهای سلطهطلبانه/هژمونی پاکستان قیمتی است که آنها باید برای آوردن صلح در کشورشان بپردازند. اما آیا مردم افغانستان، تا آن حد ناامید شدهاند که بخواهند حق حاکمیت بر کشورشان را به پاکستان واگذار کنند؟ در واقع، کابل مکررا واضح و روشن بیان کرده است که تنها کابل، نه اسلامآباد، پروسهی مصالحه را رهبری خواهد کرد.
مسلما، آغاز همکاریهای امنیتی میان پاکستان و دولت افغانستان برای آوردن صلح پایدار با فضاسازی هندستیزانه، از همان آغاز در دامهای ناسازگار استراتژیک گیر کرده است. خطوط قرمز کابل یکی پس از دیگری نقض شدهاند. پاکستان با اغفال و راهاندازی کودتاهای خرد و ریز تاکتیکی، به نظر میرسد به صورت پیهم محدود حرکت میکند: اجبار راهبردی پاکستان در حفظ «سرمایه استراتژیک»اش تنها انتقادهای خشمگینانهی اشرف غنی را افزایش خواهد داد. نیروی تخریبی «عمق استراتژیک» به رهبری آیاسآی به شدیدترین مرحلهاش رسیده است و برای پیشبرد برنامههای اسلامآباد ادامه خواهد یافت. عدم پیشرفت طالبان در براندازی حکومت کابل موجب افزایش سرخوردگی بسیاری از جنگجویان سرسخت طالبان شده است. غنی تاثیرات شوم سرخوردگی طالبانی را که وفاداری شان را به گروه دولت اسلامی اعلام کردهاند، اعتراف میکند. اما پاکستان درک این تهدید تا هنوز فاصلهی بسیار دارد. علاوه بر آن، امتناع آشکار پاکستان از برچیدن زیربنای هراسافگنی که با دقت ایجاد شده بود، تطبیق پروژهی بزرگ دهلیز تجارتی چین و پاکستان (CPEC) را که از لحاظ اقتصادی برای پاکستان حیاتی است، پیچیده خواهد کرد. چین نیز موافقت کرده است که در پروسهی مصالحهی افغانستان به دلیل اهمیت جیواستراتژیک، مشخصا به خاطر جلوگیری از نفوذ دولت اسلامی در ایالت سنکیانگ و حفاظت از منافع اقتصادیاش در افغانستان که سرمایه گذاری هنگفتی انجام داده است، میانجیگری کند. در این میان اما، امیدواریهای چین چه میشود؟
تا آنجایکه به افغانستان ربط میگیرد، تمام زخمها توسط خودشان بر پیکر شان وارد شدهاند. به دور از آوردن مردم افغانستان کنار هم، همکاری یک جانبه با پاکستان آنها را از هم جدا میکند. اگر غنی پای افغانستان را از این میدان پس نکشد، خودش را از مسیر اصلی منحرف کرده و دور خواهد یافت. بزرگترین مشکل او برای برقراری روابط حسنه با پاکستان، فروش محصولی ست که شمار مردم افغانستان برای خریدن آن کافی نیست.
روابط حسنه افغانستان و پاکستان مبتنی بر چارچوبی است که براساس آن هراسافگنی از بین برده شود؛ درحالیکه نگهداری تروریستان به تنهایی نمیتواند به صورت دایمی منافع جیواستراتژیک هند را در افغانستان از صحنه کنار بزند و چنین آرزویی به زودی در کوههای هندوکش دفن خواهد شد. آصف ابراهیم، نمایندهی خاص هند برای آسیای غربی و منطقهی افغانستان-پاکستان، باید هر نوع تصور را که هند نفوذ و موضع جیوپولیتکیاش را در افغانستان از دست میدهد، دفع کند.
