نویسنده: مارگارت والترز
انتشارات: آکسفورد
مترجم: معصومه عرفانی
بخش چهل و سوم
فمنیسم در سراسر جهان-4
اما کنفرانسهای بین المللی میتوانستند تفاوتها و خصومتها را نیز در کنار رابطهها برجسته کنند. در یک کنفرانس جهانی در 1980، تعدادی از زنان شکایت کردند که هرگز در مورد مسایلی چون حجابِ روبند و عمل ناقصسازی جنسی زنان، با زنانی که بیشترین درگیری را با آن داشته اند، مشورت نشده است. در کنفرانسی دیگر در مورد جمعیت و توسعه، که در 1944 در قاهره برگزار شد، زنان «جهان سوم» اعتراض کردند که دستور کار کنفرانس توسط زنان اروپایی و آمریکایی که تنها به مسایل پیشگیری از بارداری و سقط جنین علاقهمند هستند، ربوده شده است؛ همچنین زمانی که آنها مسایل «جهان سوم» را بیان میکنند، نشانی از نژادپرستی و رفتاری رییس گونه دارند. حتا در کنفرانس 1955 پکن، شکایتهایی در این زمینه وجود داشت که بحث بی پایان غربیها در مورد حقوق بارداری و رویکردهای جنسی به این معناست که نگرانیهای اساسی زنان دیگر، از ملتهایی کمتر توسعه یافته، نادیده گرفته شده است. چنانکه یک زن بیان داشت که به کار گرفتن فمنیست غربی برای گفتوگو از نگرانیهای دیگر کشورها، مانند آمریکای جنوبی، «متفاوت از تلاش برای درمان درد شدید معده با قرص سردرد نیست.»
سوء تفاهم برخاسته از تقابل فرهنگی، یکی از ماندگارترین مشکلات است. در 1951، یک انگلیسی مدافع حق رای زنان، به نام گریس الیسون، پس از دیدار از ترکیه کتابی نوشت با عنوان «یک زن انگلیسی در حرمسرای ترکی». او درک موجود از اینکه اصلاحات چهگونه روی زندگی زنان تاثیر میگذاشتند و چهگونه حتا به نظر میآمد مردان نیز طرفدار میزانی از آزادی زنان بودند را به تصویر میکشید. همچنین، او عمیقا علاقهمند به بحث جاری در مورد استفاده از لباسهای سنتی بود. اما او نیز مانند اکثر توریستهای فمنیست در زمان خودش، گرایش داشت تا در مورد پوشش سنتی و حجاب، خیال پردازی کند.
اما زمانی که دوست ترک او، زنی به نام زگرب هامون، او را در انگلستان ملاقات کرد، ورق علیه الیسون برگشت. هامون کتابی از نامه هایش به الیسون به نام «برداشتهای اروپایی یک زن ترک» منتشر کرد. او «باشگاه بانوان لندن» را، کسل کننده، بی روح، فاقد رمز و راز و جذابت حرامسراها خواند و بی مفهوم دانست. اما دیدارش از پارلمان بود که نگاهی به شدت انتقادی به او داد:
«اما عزیزم، چرا هرگز به من نگفتی که «گالری بانوان»، یک حرمسرا است؟ حرمسرایی با پنجرههای مشبک. حرمسرایی متعلق به دولت!… شما زنانتان را بدون حمایت به سراسر جهان میفرستید و در اینجا، در مکانی که قوانینتان ساخته میشوند، آنها را با نمادی از حفاظت میپوشانید!.»
تعدادی از فمنیستهای آکادمیک غربی معاصر، به گونهای بی پایان و نه چندان مفید، در رابطه با حجاب و حرمسرا تئوری پردازی میکنند. به نظر میآید که آنها با شالوده شکنی تلاش در جذاب نمودن دیدگاهشان کرده و در در نسخۀ نایاب خود از فانتزی «شرقی سازی» افراط میکنند.
مسئلۀ حجاب، مسلما موضوعی مهم و در بعضی از جوامع مسلمان، اغلب جنجال برانگیز بوده و هست. در 1923، هدا شعراوی، همسر یک سیاستمدار مشهور مصری، با برداشتن حجابش پس از سفری به خارج، با اینکه روسریاش را نگه داشته بود، غوغایی به پا کرد. اما کار مهمتر او آن بود که گروهی از زنان را تشکیل داد تا برای تحصیلات بهتر، حق رای، حق کاندید شدن برای منصب دولتی و اصلاحات (قانونی) در رابطه با حقوق خانواده، مبارزه کنند. او نیز مانند زنانی پیش از خودش، چه در مصر و چه در کشورهای اسلامی دیگر، برای به وجود آمدن یک فمنیسم کاملا اسلامی تلاش میکرد.
پنج سال بعد، زنی لبنانی به نام نظیرا زین الدین، کتابی منتشر کرد با این بحث که «حجاب توهینی هم به مردان و هم زنان است»، و «سرکوب زنان نمیتواند با توسل به اسلام توجیه شود». (دانشمندان دینی علیه کتاب او تظاهراتهایی راه اندازی کردند). از طرفی دیگر، بسیاری از زنان بحث میکردند که حجاب میتواند رهایی بخش باشد؛ و به آنها اجازه میدهد به جای مشاهده شدن، مشاهده کنند. حجاب نه تنها آنها را از انواع هوس و مُد رهایی میبخشد، بلکه کمک میکند تا از آزارهای جنسی در امان بمانند. البته غیر ممکن است که تمام ملتهای مسلمان را در یک دسته قرار بدهیم. در بیشتر کشورهای مسلمان مانند مصر، تفاوتهایی مشخص و قابل توجه میان طبقات اجتماعی، و نیز میان زنانی که در روستاها و شهرهای بزرگی مثل قاهره و الکساندریا زندگی میکنند، وجود دارد. تعداد زیادی از زنان مسلمان، مخصوصا در شهرهای بزرگ، مشکلی با بی حجاب بودن ندارند. اما از طرفی دیگر، برخی از زنان ترکیهای بحث کرده اند که در واقع این حجاب است که به آنها امکان ورود به عرصۀ زندگی عمومی و آزادی برای کار کردن با اعتماد به نفس، به عنوان معلم یا پزشک میدهد. گاهی این مباحث در جوامع اسلامی در غرب پیش میآیند. دختران مدرسهای در فرانسه پس از منع استفاده از روسری، به شدت اعتراض کردند. در انگلستان دختری مسلمان زمانی که علاوه بر روسری بر پوشیدن لباسهایی گشاد و بلند اصرار میکرد، سرتیتر خبرها شد. اما این موردی خاص بود و هر صبح تعداد اندکی دختران دیده میشوند که دقیقا با همین لباس به مدرسه میروند.
مشکلات در حکومتهایی با رهبران مذهبی شدیدتر هستند. عربستان سعودی، با حجاب اجباری و سنگین برای زنان که حتا نمیتوانند بدون یک خویشاوند مرد در خیابان قدم بزنند و احتیاج به اجازۀ مردی برای سفر و کار دارند، نمونهای افراطی است. ایران، از طرف دیگر، تاریخی طولانی از زنان با فعالیتهای سیاسی مستقل دارد.
