منبع: هوفنگتن پست
نویسنده: عبدالله شریف
برگردان: حمید مهدوی
هر کشوری در جهان دوست دارد با برخی از دستاوردهای اجتماعی، زیبایی طبیعی، آموزش و پرورش و دیگر ویژگیهایش متمایز باشد. در حالی که افغانستان با داشتن مناظر طبیعی و رویدادهای تاریخی مشخصی چون شکست تهاجم اتحاد جماهیر شوروی سابق میتواند متمایز باشد، از چند مدت بدینسو بزرگترین تولیدکننده تریاک که مواد خام هیروئین است، بوده و از این جهت متمایز بوده است. سازمان ملل متحد سال گذشته برداشت تریاک در افغانستان را 6400 تن برآورد کرد که 90 درصد تولید کل جهان را تشکیل میدهد؛ از این رو «افغانستان جمهوری مواد مخدر» است.
پیامدهای ویران کنندهی این تمایز از کشور منبع گرفته تا اروپا و حتا در شهرکهای خوابآور مناطق روستایی امریکا، جاییکه هیروئین بیش از هر زمانی دیگری فراوانتر و ارزانتر است، احساس میشود. در افغانستان، تعداد پودریها در حال افزایش است. نظر به گزارشهای وزارت خارجهی امریکا و حکومت افغانستان، 11 درصد افغانها به اشکال مختلف تریاک استفاده میکنند. این میتواند بالاترین رقم معتادان در جهان باشد. نوجوانان و حتا کودکان زیر 10 سال به این مشکل مبتلا اند. با کمال تعجب، درصد افغانهاییکه مواد مخدر استفاده میکند در مناطق روستایی بالاتر از شهرهای کلان است. در کشوری که فاقد هرگونه شبکهی اجتماعی، آموزش و پرورش و مراقبتهای صحی است؛ این مشکل حادتر است. پودریها توسط دیگر اعضای جامعه طرد شده اند. دریای کابل که شهر را به دو بخش تقسیم میکند، در جریان تابستان اکثرا خشک است و برای استفاده کنندگان مواد مخدر پناهگاه موقتی فراهم میکند. من در کابل شاهد بسیاری از پودریهایی بوده ام که در زیر پلهای دریای کابل انتظار مرگ را میکشند.
فصل کشت خشخاش در افغانستان در ماه اکتوبر آغاز میشود و بسته به مناطق مختلف، تا اواخر ماه نوامبر ادامه مییابد. شیرهی تریاک در اواخر بهار تا اوایل تابستان جمع آوری میشود. بنابراین اکنون اوج فصل برداشت است و این که در سال جاری محصولات چه اندازه خواهد بود، مشخص نیست. گلهای خشخاش به طور مسحور کنندهی زیباست و قبل از آغاز فصل برداشت، روستاها را با رنگهای شان زینت میبخشند. بزرگترین مزارع کوکنار در ولایت هلمند در جنوب افغانستان که با ولایت قندهار، یکی دیگر از تولید کنندگان تریاک، هممرز است؛ وجود دارند. به دلیل طولانی و پر زحمت بودن عملیات برداشت تریاک، کشاورزان عادیایکه تریاک کشت میکنند نیروی انسانی کافی برای این کار ندارند. بنابر این بسیاری از افراد مانند بچههای مکتب و معلمان شروع به کار میکنند. در مواردی کارگران مهاجر از ولایتهای همجوار استخدام میشوند که در روند کند و پرکار برداشت تریاک کمک کنند.
هنگامیکه گل میریزد و غوزه پخته میشود؛ زمان آن فرا میرسد که ماده شیری از داخل آن استخراج شود. روی غوزه، شبیه بهره برداری از درخت افرا، بریده میشود. این کار در جریان عصر انجام میشود. شیرهی شیری ضخیم (تریاک خام) بسیار آرام جاری میشود و روی غوزه جمع میشود. مسئول جمعآوری صبح زود بر میگردد و شیره را با یک تیغ جمعآوری میکند. آنها از یک غوزه به غوزهی دیگر میروند و تریاک خام را در قوطی یا ظروف مشابه جمعآوری میکنند.
کشاورز محصولش را به عمده فروش میفروشد و در نتیجه، یک سفر پیچیده آغاز میشود. چندین لایه، به شمول طالبان که از آن مالیات سنگین جمع آوری میکنند و این یکی از راههای سودآور تامین مالی جنگ است، نیز در آن دست دارند. تریاک سرانجام در لابراتوارهاییکه در مناطق بیقانون بلوچستان پاکستان و دیگر جاها موقعیت دارند به هیروئین تبدیل میشوند و سپس به دیگر بخشهای جهان قاچاق میشود.
در گذشته، قبل از سال 1978 و فرورفتن این کشور در هرج و مرج، هیچ نشانهی وجود ندارد که افغانستان یک کشور صادر کنندهی مواد مخدر بوده باشد. در حالی که خشخاش هزاران سال پیش در ارتفاعات کشت میشد، اما اکثرا برای استفاده محلی و در مقیاس بسیار کوچک بود. برخیها استدلال میکنند که جنگ و بیثباتی جاری نتیجهی ازدیاد مواد مخدر است. من استدلال میکنم که علت اصلی آن ناامنی است که به نوبت خود، نتیجهی بیاثر بودن و فاسد بودن حکومت پس از سال 2002 است. بسیاری از جنگسالاران پیشین که فرهنگ معافیت از مجازات را تداوم میبخشند، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بخشی از حکومت بوده اند. همچنین بسیاری از این جنگسالاران به شکل مستقیم در ازدیاد کشت و قاچاق خشخاش، به ویژه در ولایتهای جنوبی هلمند، قندهار و نیمروز دست داشته اند.
این امکان برای افغانستان وجود دارد که بر تمایز این کشور به عنوان بزرگترین تولید کنندهی تریاک فایق آید. اما برای انجام این کار، ضرورت تغییرات اساسی در ترکیب حکومت و به حاشیه راندن خشخاش/جنگسالاران وجود دارد. طالبان در سال 2000، زمانی که هنوز بر افغانستان حاکم بودند، کشت تریاک را ممنوع قرار دادند. محصول تریاک از حدود 3000 تن در سال 2000، به 180 تن در سال 2001 کاهش یافت. اگر طالبان توانست این کار را انجام بدهد، یک حکومت شایسته و مشروع مرکزی افغانستان نیز میتواند این کار را انجام بدهد.
