منبع: فارن پالیسی
نویسنده: ارسلا جاوید
برگردان: حمید مهدوی
هرچند سفر غنی به امریکا پایان یافته است؛ اما افغانستان هنوز کار زیادی برای انجام دادن دارد.
رییس جمهور اشرف غنی، در اولین سفرش به عنوان رییس جمهور افغانستان به امریکا، اثر قدرتمندی برجای گذاشت. غنی، تحصیلکردهی امریکا و مقام ارشد پیشین بانک جهانی که بیش از یکدهه را در آمریکا گذرانده است، روابط قویای را با ایالات متحده نشان داد. او ایالات متحده، سیاست این کشور و ضربان قلب [مردمان] آن را درک میکند؛ مجموعهی مهارتی که رییس جمهور پیش از او نداشت. غنی با آغاز یک سفر یک هفتهای، از پنتاگون دیدار کرد و به 2,215 سرباز امریکایی که جانشان را در جنگ افغانستان از دست دادند، ادای احترام کرد و از سربازان و مالیهدهندگان امریکایی به خاطر حمایتشان در بازسازی یک افغانستان دموکراتیک، تشکر کرد. از سال 2001، حکومت ایالات متحده نزدیک به یک تریلیون دالر را در جنگ و بازسازی [در افغانستان] هزینه کرده است.
غنی که کمکهای توسعهای در آجندای اصلیاش شامل بود (و پس از تمدید مأموریت نظامی، دومین اولویتش را تشکیل میداد)، با جان کری، وزیر خارجهی ایالات متحده در کمپ دیوید دیدار کرد؛ جایی که هردو همکاری جدید توسعهای را اعلان کردند (همکاری جدید توسعهای، برنامهای بر مبنای مشوقها است که هدف آن را تقویت خوداتکایی افغانها و آوردن اصلاحات برای مبارزه با فساد، تقویت حاکمیت قانون، تقویت حقوق زنان و بالابردن رشد بخش خصوصی تشکیل میدهد). ایالات متحده به منظور تشریح اهمیت استراتژیکی روابط افغانستان با ایالات متحده و نشاندادن همکاری[های] مجدد میان این دو کشور، توافق کرد تا 800 میلیون دالر را برای [تأمین مالی] همکاریهای جدید توسعهای فراهم کند. تأمین این همکاری نشان میدهد که غنی موفقانه دروازه را برای بالابردن تبادلات اقتصادی میان ایالات متحده و افغانستان باز کرده است و خودش را در موقعیت شریکی قرار داده که امریکا میخواهد با او کار کند. غنی از طریق گفتوگوها در مورد راهرو انرژیکی و راهاندازی دوبارهی کمیسیون دوجانبه و انجمن مشورتی امنیتی، تمثالی از یک ذهن کسب و کار، تعهد زبده و توانایی کار با قویترین و مهمترین متحد افغانستان را نشان داد.
بزرگترین موفقیت غنی در زمینهی امنیت، از تصمیم اوباما مبنی بر ماندن 9800 سرباز تا پایان سال 2015 در افغانستان، نشأت میگیرد. تداوم حضور آنها در افغانستان دسترسی ایالات متحده به دو پایگاه نظامی بزرگ در قندهار و جلالآباد را تأمین میکند؛ مزیت استراتژیکیای که ایالات متحده اجازه میدهد، از میدان هوایی جلالآباد حملات هواپیماهای بدون سرنشین را در داخل خاک پاکستان راهاندازی کند. برعلاوه، انتظار میرود، در جریان سال نیروهای امریکایی به نیروهای افغانستان حمایت آموزشی و لوجیستیکی کرده و عملیات ویژه را در افغانستان راهاندازی کنند. اوباما مشتاق است از تبدیلشدن افغانستان به عراق دیگر جلوگیری کند و تلاش دارد تا مطمین شود که با خروج نیروها، بار دیگر مجبور به برگشت در منطقه نخواهند شد؛ چنانکه سال گذشته برای جنگ با داعش به منطقه کشانده شد.
تهدید داعش در افغانستان موضوع مهم دیگری بود که در جریان دیدار غنی از ایالات متحده پوشش داده شد. بر اساس ارزیابیهای اولیه از این تهدید که توسط استخبارات ایالات متحده انجام شده بود، جان کری، وزیر خارجهی ایالات متحده گفت که داعش در امر سربازگیری در افغانستان موفقیت محدود داشته است؛ اما اینکه «اگر تهدیدی وجود داشته باشد، زمان نیاز است تا بتوان واقعاً دورنمای آن را ارزیابی و تعیین کرد». برخلاف، ظاهرا غنی ارزیابی دگرگونهای از ارزیابی کری داشت و به «خطر واضح و حاضری» که از ناحیهی داعش متوجه افغانستان است، اشاره کرد و بر ضرورت حصول اطمینان از دوام دستآوردهای امنیتی در منطقه، تأکید کرد. حتا سناتور لیندسی گراهام، عضو کمیتهی نیروهای مسلح سنای امریکا، اظهار کرد: «به این دلیل است که ما به ادامهی حضور [نیروهای ما در افغانستان] نیاز داریم. ما نیاز داریم نیروهای را برای مدتی در آینده نگهداریم و مطمئین شویم [داعش] نمیتواند آنجا ایدیولوژیاش را گسترش بدهد».
تهدید بالقوهی داعش تاحد زیادی برای افغانستان مشکل ساز است. هرچند نیروهای ایالات متحده میتوانند در تهیه معلومات استخباراتی کمک کنند؛ اما از پایان سال 2014 بدینسو، اجازهی کمک در ماموریتهای جنگی را ندارند. این مانع دخالت امریکا نشان میدهد که هرچند ادامهی حضور ایالات متحده روحیهی نیروهای امنیتی افغانستان را بالا خواهد برد؛ اما در صورت خروج کامل، این نیروها احتمالا به خوبی آمادهی گرفتن مسئولیت کامل امنیتی را نخواهد داشت. نیروهای ملی امنیتی افغانستان، به سختی میتوانند کنترولشان را بر شبکهها و نفوذ گستردهی طالبان، به ویژه در در جنوب و شرق کشور، حفظ کنند. شیوع این تهدید نشان میدهد که گروههای تروریستی داخلی و جهانی سرشان را پایین خواهد گرفت و منتظر خواهد ماند تا نیروهای امریکایی کاملا از افغانستان خارج شوند و بعد ظهور خواهند کرد. گروههایی چون القاعده و داعش تعهدات انتخاباتی یا ضرب الاجلهایی برای خروج ندارند که به آنها عمل کنند؛ مزیت نسبی آنها زمان است، یعنی توانایی منتظر ماندن برای یک لحظهی مفید حمله. زمان هم چنین به القاعده اجازه خواهد داد تا هر پیشنهاد گفتوگو از سوی غنی را تا پس از خروج کامل نیروهای امریکایی رد کنند و این امر در مقایسه با هر سازوکار سیاسی پیشنهاد شده توسط حکومت افغانستان، به این سازمان دست بالا میدهد.
هرچند احتمالا تأمین ادامهی حضور نظامی [ایالات متحده در افغانستان] یک اولویت اصلی در دستور کار غنی است؛ اما این امر صرف به یک دستاورد موقتی اشاره دارد. موفقیت غنی، که از نخستین سفر دیپلماتیک او به ایالات متحده نشات میگیرد، توانایی او در ترسیم نقش یک رهبر مهربان و جدی کشوری برایش بود که نیاز به توجه و تأمین مالی دوامدار دارد. از آنجایی که افغانستان در حال بازسازی است؛ این کشور تحت رهبری غنی، فرصت گذار به یک کشور با ثبات، محترم و قدرتمند را دارد. غنی، در سخنرانیاش در کانگرس امریکا موضوع اتکا به خود و نمک شناسی را مطرح کرد تا مطمئین شود بر کانگریسی که اعضای آن عمیقا روی آیندهی روابط ایالات متحده-افغانستان اختلاف دارند، تاثیر ماندگار بگذارد.
سخنرانی غنی، تغییر قابل توجهی در نگرش افغانستان تحت ریاست جمهوری کرزی، رییس جمهور پیش از خودش، را نشان داد. کرزی شهرت یک متحد ناسپاس و خصمانه داشت. برخلاف، غنی پیوسته از نیروهای امریکایی و «مالیهدهندگان» امریکایی به خاطر حمایت دوامدار از رشد و ثبات افغانستان تشکر کرد و قول داد «افغانستان قبرستان القاعده و همکاران تروریستی خارجی آنها خواهد بود». غنی نه تنها با کف زدنها تشویق شد؛ بلکه موفقانه تشریح کرد که او رهبری است که نگرانیهایی امریکا را درک میکند و همین نگرانیها را دارد در حالیکه موفقانه درخواست شدید به کمک را پوشیده نگهداشت.
هرچند برقراری روابط دیپلماتیک قوی مهم است، جنگ اصلی غنی در جبههی افغانستان خواهد بود. باوجودی که غنی ادعا کرد «ما خیرات نمیخواهیم»؛ اما او باید درک کند که افغانستان در مراحل آغازین بهبودی اقتصادی قرار دارد. تولید ناخالص داخلی کشور به طور جدی از 9.4 درصد در سالهای 2003 تا 2012، به 3.7 درصد در سال 2013 کاهش یافت و در سال 2014، رشد 1.5 درصد پیش بینی شده بود. علاوه بر فایق آمدن بر چالشهای امنیت ملی، ثبات سیاسی و حقوق زنان؛ اصلاحات مالی برای موفقیت افغانستان در آینده الزامی است. تجارت مواد مخدر در افغانستان، با وجود تلاشهای در راستای از بین بردن این محصول، یک مسئلهی خطرناک باقی مانده است. کشت تریاک در بلندترین سطحش قرار دارد و مساحت مجموعی کشت آن به 224 هزار هکتار میرسد و این رقم از سال 2013، هفت درصد افزایش را نشان میهد. در حال حاضر، 36 درصد جمعیت زیر خطر فقر زندگی میکنند و نزدیک به یک میلیون تن از جوانان بیکارند. هرچند آمار مربوط به آموزش و پرورش رشد مثبت را نشان میدهند؛ اما نبود فرصتهای کاری مانع جذب جوانان تحصیلکرده به کار میشود و این امر، خشم و سرخوردگی با حکومت و انگیزههای بالقوه برای روآوردن به افراطگرایی را سبب میشود.
برای افزایش تعداد نیروهای ملی امنیتی امنیتی افغانستان به 352 هزار تن در سال 2017، پول بیشتری از کانگرس خواسته خواهد شد. باوجود تمدید ماموریت نظامی و افزایش پول در تأمین مالی، احتمالا غنی باید [عملی کردن] سیاستهایش را تسریع کند و نتایج محسوسی را در افغانستان نمایش بدهد تا بتواند ادامهی کمکهای ایالات متحده را تأمین کند. هرچند غنی توانست بر دیپلماتهای امریکایی اثر مثبت بگذارد، باتوجه به نبود ثبوت برای نشان دادن نتایج محسوس، بعید است غنی بتواند ایالات متحده را به سرمایه گذاری بیشتر منابع فزیکی و مالی در زمینهی ثبات افغانستان متقاعد سازد.
رسانههای امریکایی روی فرضیهی تمرکز کردهاند که موفقیت غنی در حقیقتی نهفته است که او کرزی نیست. با اینحال، از زمانی که کرزی در همین موقف قرار داشت، زمان زیادی نگذشته است؛ زمانی که از سوی امریکاییان تمجید میشد و مرد مناسب ریاست جمهوری پنداشته میشد. زمان ثابت کرد که مسئله این نبود. چالشها در صحنه پیچیده باقی ماندند و در دوران ریاست جمهوری کرزی، پیشرفتهای اندکی در راستای تأمین ثبات در افغانستان حاصل شد. تجربهی گذشته امر میکند که «بدست آوردن دلها و افکار» کافی نیست. افغانستان سرزمینی است پیچیدهتر از آن که بتوان به تنهایی با شعار آن را اداره کرد و این حقیقت که رییس جمهور هنوز به طور موثر و کامل کابینه را نساخته است، برای کشوری که فرصتها با چالشهایش برابر نیستند، شگون خوب ندارد.
