هزاره‌ربایی در زابل و چند سناریو در کابل

اطلاعات روز

رحمت‌الله ارشاد

31 مسافری که از ایران برگشته بودند تا به خانواده‌های‌شان بپیوندند، نزدیک به یک هفته است که نان حرام سارقان مسلح و آب تلخ و چتل افراد وابسته به گروه طالبان را می‌خورند. از شامگاه روز دوشنبه که آن‌ها ربوده شده‌اند، تا هنوز هیچ خبر موثقی از این‌که در کجایند و در چنگ کیستند، وجود ندارد. این 31 تن نه تنها که گُم است، بلکه روشن نیست آیا آن‌ها زنده اند یا نه؟ و تلخ تر از همه این‌که؛ رییس جمهور به عنوان فرد اول مملکت در مورد این قضیه یک کلام حرف هم نگفته است. آنانی که این 31 تن را ربوده‌اند، آن‌ها را به دلیل هویت قومی (هزاره‌بودن)‌شان ربوده‌اند. اینک به نظر می‌رسد که رییس جمهور اشرف غنی نیز به دلیل این‌که این 31 نفر «هزاره» است، حرف نگفته است و مرگ و زندگی این افراد برایش مهم نیست. تنها اقدامی که از ارگ ریاست جمهوری دیده ایم این است: سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری دو روز قبل گفت که مسأله ربوده شدن این 31 نفر را جدی تعقیب می‌کنیم. بیش‌تر از این رییس جمهور با وجود این‌که در تلویزیون ملی خطاب به ملت سخنرانی کرد، اما از این 31 نفر سخن نگفت و خانواده‌های آنان را امیدواری نداد که برای نجات جان آنان تلاش می‌کند.

اینک به نظر می‌رسد پشت این سکوت طولانی، سناریو‌های دیگری نهفته است. سناریوهایی که ممکن است در حال رخ دادن باشد و کارت‌هایی که ممکن است رییس جمهور غنی بخواهد با آن‌ها بازی کند. اما این سناریو‌ها چیست و کارت بازی غنی کیست؟

1- گروگان‌گیری و پروسه‌ی صلح: از روزی که غنی به کرسی ریاست جمهوری نشسته است تا امروز، حرف مهمش در راستای صلح این بوده است: به هر قیمتی شود، صلح را تأمین می‌کنیم. معنای این حرف زمانی بیش‌تر روشن شد که غنی به چین رفت، رفت و آمد با مقامات پاکستانی بیش‌تر شد، مقامات نظامی پاکستان از زندان‌های افغانستان بازدید کرد و مشاور امنیت ملی به قطر رفت و قرار است به زودی گفت‌وگوهای رو در رو با طالبان نیز شروع شود. از این رو، ما از هر زمانی دیگر برای رسیدن به پشت میزی که یک طرف نمایندگان حکومت افغانستان باشد و طرف دیگر آن نمایندگان طالبان و پاکستان نزدیک تر شده ایم. این همان پیشرفتی است که حکومتی افغانستان از آن یاد می‌کند.

اما در گفت‌وگوهای صلح هنوز یک مسأله‌ی مهم روشن نیست: خواسته‌ی طالبان و پاکستان از حکومت افغانستان چیست؟ یا به عبارت دیگر: قیمت صلح کردن طالبان و پاکستان چند است؟ از این رو بعید نیست که ربودن 31 تن به دلیل هزاره بودن شان، مرتبط باشد به این بخش گفت‌وگوهای صلح. بخشی بزرگی از مردم افغانستان حاضر نیست به هر قیمتی با طالبان صلح کنند. اما رییس دولت این حرف را به صراحت گفته است که به هرقیمتی با طالبان صلح می‌کند. لذا، برای رییس دولت مهم است که برای حرفش شنونده ایجاد کند و ذهنیت مردم را آماده بسازد که «صلح با طالبان به هر قیمتی که باشد» خوب است و به نفع ماست.

این گونه به نظر می‌رسد که رییس جمهور می‌خواهد به هزاره‌ها بگوید که اگر صلح با طالبان بد است، پس طالبان می‌تواند برای هزاره‌ها نیز مشکلات از قبیل ربودن 31 هزاره را خلق کند. و اگر شما مخالف صلحید، پس باید قبول کنید که هر آنچه طالبان کرد، تقصیر خود شماست. اینگونه است که به نظر می‌رسد رییس جمهور غنی با سکوت در این مورد می‌خواهد مسافران ربوده شده همچنان در قید و بند طالبان و یا گروه‌های مسلح باقی بماند تا این‌که: هزاره‌ها بپذیرد آنچه که غنی می‌گوید درست است. و اگر این سناریو در حال اجرا باشد، انتظار نداشته باشید که حکومت برای رهایی آنان اقدام جدی کند و رییس جمهور در این مورد حرف بزند. تنها امید در این صورت تلاش‌های مردمان محل (هزاره‌های ولسوالی جاغوری و پشتونهای ولایت زابل) است.

2- آیا طالبان بیش‌تری آزاد می‌شوند: دومین سناریو پس از گفت‌وگوهای صلح و توجیه گفت‌وگوهای صلح (با همان مقیاس‌ها و هزینه‌هایی که حکومت در نظر دارد) برای هزاره‌ها، احتمال رهایی افراد گروه طالبان است. احتمال این وجود دارد که اگر این 31 مسافر دیرتر در بند طالبان و گروه‌های وابسته به آن‌ها بمانند، اشرف غنی در یک حاتم بخشی با یک تیر دو نشان بزند. ممکن است رییس جمهور ده‌ها طالب را به خاطر ابراز حسن نیت به طالبان قبل از گفت‌وگوهای صلح رها کند و منت آنرا بگذارد سر هزاره‌ها. اگر این کار شود، اشرف غنی در حقیقت کاری کرده است که می‌خواسته برای صلح و گفت‌وگوهای صلح انجام بدهد. اما منت آنرا می‌اندازد گردن هزاره‌ها و با صدای بلند خواهد گفت که به خاطر برادران هزاره چنین کاری را کرده است. این احتمال و این سناریو نیز وجود دارد و شاید اشرف غنی می‌خواهد تا چند روز دیگر همچنان سکوت کند تا چیغ مردم برآید و آن زمان دست به چنین اقدامی بزند.

3- طالبان مقدس می‌شوند: زمزمه‌های داعش چند دیری است که میان رسانه‌ها و مردم دست به دست می‌شود. حتی نهادهای امنیتی افغانستان نیز از حضور و وجود داعش ابراز نگرانی کرده‌اند. اما کار بزرگ و وحشتناکی تا هنوز گروه داعش در افغانستان انجام نداده است. ربودن این 31 مسافر هزاره اول به داعش نسبت داده شده بود. اما با گذشت هر روز روشن تر شد که این کار داعش نیست. اکنون اگر این 31 مسافر ربوده شده هزاره به سلامت برگردد، شاهد موجی از تبلیغات‌های مثبت برای طالبان در مناطق هزاره جات باید باشیم. اینگونه در آستانه به ثمر نشستن تلاش‌های صلح، حکومت بدون شک سعی می‌ورزد که برجنایات طالبان خاک بپاشد و هویت آنرا شستشو دهد. پس بعید نیست که چند روز بعد در شرایطی که همه اضطراب دارند و نگران این 31 نفراست، حکومت خبر رهایی آنان را منتشر کند و از آن برای شستشوی جنایات و گذشته تروریستانی به نام طالب استفاده کند. و اگر چنانکه این 31 نفر زنده برنگردند و آن‌ها را چیزی شود، آنگاه تمام قضیه به نام داعش ختم خواهد شد. در آن صورت انداختن تقصیر چنین جنایتی به گردن داعش نیز یکی از پیامدهایش روشویی کردن طالبان است.

4- رییس جمهور شانه خالی می‌کند: آخرین سناریو این است که غنی تمامی خوبی‌ها و بدی‌های کارهای حکومت در این راستا را بیاندازد به گردن معاون دومش سرور دانش. ظاهراً از ارگ ریاست جمهوری تنها سرور دانش در مورد این 31 نفر اظهار نظر کرده است و صریحاً گفته است که حکومت در تلاش آزادی آنان است. این حرف از یک طرف معنی اش این است که سرور دانش مسئوول رسیدگی به این پرونده است. رسیدگی به این پرونده نتیجه‌ی آخر و مثبتش این است که این 31 نفر سالم به خانواده‌های‌شان برگردانده شوند. اگر چنین امری تأمین شد، آنگاه اشرف غنی در کنفرانس مطبوعاتی ظاهر خواهد شد و برای ملت سخنرانی و پیام منتشر خواهد کرد. اگر موفق نشد و این 31 نفر همچنان در چنگ ربایندگان ماند، ناکامی این کار به گردن سرور دانش خواهد افتاد. و غنی در آن زمان خواهد گفت که به دانش صاحب مأموریت داده بود که از تمامی امکانات دولتی برای رهایی آنان استفاده کند.

حالا، هر آنچه اتفاق بیافتد و یا هر بازی که در راه باشد، تعلل حکومت در شش روز نخست، نشان می‌دهد که ارگ برای این افراد اهمیتی قایل نیست. از آنجایی که این 31 نفر به دلیل هویت قومی‌شان ربوده شده‌اند، جا داشت که حکومت با این قضیه به عنوان یک رخدادی که وحدت ملی را هدف قرار داده است؛ بسیار جدی تر و قدرتمند تر برخورد می‌کرد. اما بی میلی حکومت به این قضیه به معنی بی پروایی حکومت نسبت به سرنوشت هزاره‌های این سرزمین است. این بی پروایی نسبت به هویت‌های قومی، می‌تواند سرآغاز بسیار بدی برای افغانستان باشد. اگر حکومت از گذشته‌های نه چندان دور درس‌های مثبتی نگرفته باشد، احتمال تکرار تاریخ نزاع‌های قومی وجود دارد. و بعید نیست که این رخداد دردناک، آغاز یک درد و رنج بزرگ قومی دیگر در افغانستان باشد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه