منبع: فارن پالیسی
نویسنده: Uzair M. Younus
برگردان: حمید مهدوی
چین در حال حاضر تلاش میکند با حفظ حمایت پاکستان، حضورش را در افغانستان تقویت کند.
اگر بگوییم که چین یک متحد استراتژیک پاکستان است، حقیقت را دستکم گرفتهایم. پاکستان یکی از اولین کشورهایی بود که در سال 1950 جمهوری خلق چین را به رسمیت شناخت. از آن زمان تاکنون، دو کشور روابط بسیار تنگاتنگی داشتهاند و پاکستان نه تنها در زمینهی کمکهای نظامی، بلکه در زمینهی کمکهای اقتصادی نیز به چین تکیه کرده است. با اینحال، شدت یافتن شورش در ایالت سینکیانگ چین، شرایطی را ایجاد میکند که میتواند به بررسی اساسی روابط چین با پاکستان منجر شود و پکن را وادارد تا در افغانستان نقش فعالتری بازی کند.
در سال 2007، زمانی که پرویز مشرف، رییس جمهور آنوقت پاکستان دستور یک حملهی نظامی به لال مسجد بدنام در اسلامآباد را داد، برخیها استدلال کردند، این فشار چین بود که سرانجام رییس جمهور را به دخالت واداشت. در جریان این سالها، چین به طور فزایندهای نسبت به پناهگاههای امن شورشیان در پاکستان و نقش آنها در آموزش ملیشههای اویغور نگران شده است. هرچند مقامهای چین علنا اسلامآباد را به خاطر ناتوانیاش در مبارزه با شورش در امتداد مرزهایش مواخذه نکرده است؛ اما شواهدی وجود دارند که در جریان این سالها کاسهی صبر چین در رابطه به پاکستان لبریز شده است. موافقت چین در حمایت از هند، در زمینهی صدور قطعنامهی ضدتروریستی سازمان ملل متحد، میتواند گواه این تغییر در سیاست چین باشد.
حملهی انتحاری 17 ماه اکتوبر در ایالت سینکیانگ، میتواند نقطهی عطفی باشد که چین روابطش با پاکستان را چگونه میبیند. اگر رد حملهکنندگان در مناطق قبایلی پاکستان گرفته شود، میتوان انتظار داشت که در جریان چند هفتهی آینده، سرخوردگی چین از پاکستان در زمینهی تروریسم بیشتر خواهد شد. این باعث خواهد شد که سیاستمداران چین، پاکستان را یک متحد مشکلساز تشخیص بدهند و دیدگاه آنها نسبت به پاکستان به عنوان یک متحد استراتژیک تغییر کند.
آنچه که در روابط این دو کشور کشیدگی بیشتر ایجاد کرده، حکومتداری ضعیف در پاکستان است که بحران اخیر نفت در این کشور گواه آن است. از یکطرف، شهروندان چین در پاکستان هدف قرار داده شدهاند و این امر باعث شده که سرمایهگذاریهای چین در پاکستان به تأخیر بیفتند. مسایل سیاسی در پاکستان باعث تأخیر بیشتر شدهاند و مناقشه پیرامون راهرو اقتصادی چین-پاکستان، زمینهی درونبینی حکومتی را فراهم میکند که قادر نیست پویایی ایجاد کند. سیاست، همراه با اوضاع امنیتی در بلوچستان نیز پروژهی چندین میلیارد دالری چین در گوادر را در حالت تزلزل قرار داده است. اعتراضهای سال گذشته به رهبری تحریک انصاف پاکستان در اسلامآباد، باعث شد سفر شی جینپینگ، رییس جمهور چین به اسلامآباد، لغو شود. انتظار میرود نخستوزیر چین در رژهی روز ملی پاکستان در ماه مارچ شرکت کند. پیشبینی شده که اگر این دیدار تحقق یابد، نمادگرایی و هیاهو در پاکستان زیاد خواهد بود و سیاستمداران، چین را مهمترین متحد پاکستان جار خواهند زد. به دنبال بمبگذاری انتحاری در سینکیانگ، تروریسم در صدر برنامههای چین قرار خواهد داشت؛ در حالی که پاکستان بر پافشاریاش بر کمکهای نظامی و اقتصادی فزاینده ادامه خواهد داد. میتوان از چیناییها انتظار داشت، در نهان چیزی را بگویند که ایالات متحده بارها و بارها علنا به پاکستان گفته است: بیشتر کار کنید.
همچنین شواهدی نیز وجود دارند که چین برای پاکستان در منطقه محدودیت ایجاد میکند. منافع مشابه امنیتی و اقتصادی، چین و افغانستان را بیشتر نزدیک میکنند. رییس جمهور اشرف غنی، از زمان تکیه زدن بر مسند قدرت، در تلاشی به منظور پایان دادن به شورش در کشور، بر مصالحه با طالبان افغانستان تأکید کرده است. مقامهای طالبان افغانستان اخیرا سفر محرمانه به چین داشتند و مقامهای چین علنا به پادرمیانی میان دو طرف، دلچسپی نشان دادهاند. این در حالی است که قبلا روابط اقتصادی افغانستان و چین بهبود یافته است و چین با اعمار یک سد در شرق افغانستان موافقت کرده است. چنین اقداماتی نشاندهندهی آن اند که پکن تشخیص میدهد، روابط اقتصادی و امنیتی چین با افغانستان، برای منافع ملی چین در زمینهی امنیت مهمتر است.
از زمانی که طالبان در اواسط دههی 1990 به قدرت رسیدند، پاکستان در زمینهی معامله با طالبان موقف نزدیک به انحصارش را حفظ کرده است و افغانستان را حیاط خلوت خودش دانسته است. در حالی که هند قبلا در افغانستان نقش کلیدی دارد، نفوذ فزایندهی چین در کشور میتواند به نفوذ پاکستان پایان دهد. انتظار میرود که حکومت افغانستان مشتاق استفاده از چین برای تحت کنترول داشتن پاکستان و نهادهای امنیتی آن باشد. اگر پاکستان در مبارزه با گروههای شورشیای که از خاک این کشور برای هدف قراردادن کشورهای همسایه استفاده میکنند، جدیت نشان ندهد، در منطقه منزوی خواهد شد.
به نظر میرسد، این تغییر در شرایط اساسی و پویایی منطقهای، در تغییر محاسبات استراتژیک پاکستان کمک کرده باشد. از وقوع حملات مرگبار سال گذشته در پشاور تا کنون، افغانستان و پاکستان تمایل به دوستی و روابط حسنه داشتهاند. همکاری دو طرف علیه شبکههای شورشی افزایش یافته و گفتوگوهایی در جریان اند که چگونه میتوانند به صورت مشترک در آینده با گروههای شورشی مبارزه کنند. پاکستان نیز در تلاشی به منظور پایان دادن به ستیزهجویی در افغانستان، میکشد طالبان افغانستان را برای آغاز گفتوگوها با مقامهای ایالات متحده و افغان در قطر، تحت فشار قرار دهد.
تحولات اخیر در منطقه به واقعیتی اشاره دارند که پکن تصمیم گرفته در افغانستان حضور قویتر داشته باشد؛ در حالی که همکاری پاکستان را نیز با خود داشته باشد. از آنجایی که ایالات متحده افغانستان را ترک میکند، چین به دنبال آن است که خلای [ناشی از خروج امریکا] را پر کند و در این روند، الگوهای امنیتی و اقتصادی منطقه را بازتعریف کند. تغییر پویا در منطقه، آزمایشی برای سیاست امنیتی و خارجی پاکستان است. باید دیده شود که آیا پاکستان درک خواهد کرد که یکپارچگی منطقهای و قطع ارتباط با [گروههای] شورشی نیابتیاش تنها راهی است که میتواند از انزوای منطقهای جلوگیری کند یا خیر. در حال حاضر، به نظر میرسد که پاکستان در مسیر درست حرکت میکند و دراین روند، توانسته است پکن را با خود داشته باشد.
