زنان در بُن‌بستِ افغانیت و اسلامیت

یادداشت روز

اطلاعات روز

گروه‌های فعال در زمینه‌ی حقوق زنان افغانستان (شامل زنان و مردان) شکایت دارند که کشورهای خارجی و نمایندگان سازمان ملل متحد در برابر رفتارهای زن‌ستیزانه‌ی حکومت طالبان اقدام معناداری نمی‌کنند. اکنون که قرار است، در نشست سوم دوحه، نمایندگان ملل متحد با طالبان گفت‌وگو کنند، گفته می‌شود که یکی از محورهای این گفت‌وگوها مساله‌ی حقوق زنان افغانستان خواهد بود. بسیاری از فعالان حقوق زنان نسبت به مفید بودن این نشست‌ها (مخصوصا در مورد حقوق زنان) تردید دارند.

فارغ از این که عاملان بیرونی -یعنی کشورهای دیگر و سازمان‌هایی چون ملل متحد- تا کجا می‌توانند به کمک زنان افغانستان بشتابند و بر طالبان فشارهای موثر وارد کنند، حقیقت آن است که زنان افغانستان در داخل این ملک از لحاظ فرهنگی-اجتماعی نیز با یک بُن‌بست دولایه روبه‌رو هستند: بُن‌بست افغانیت و اسلامیت. هرچند سیاست‌های طالبان وضعیت زنان را به مراتب بدتر کرده است، افغانیت و اسلامیت را نه طالبان ایجاد کرده‌اند و نه به تنهایی از آن محافظت می‌کنند. افغانیت و اسلامیت دو مفهوم هویتی آمیخته هستند که جایی برای زنان آزاد و خودگردان ندارند. افغانیت و اسلامیت معمولا به عنوان یک نیروی هم‌کار و هم‌افزا با هم عمل می‌کنند. اما هر جا که افغانیت به زن راه می‌دهد، اسلامیت جلو او را می‌گیرد و هر جا که اسلامیت از سر راه او کنار می‌رود، افغانیت پا پیش می‌نهد.

افغانیت

افغانیت (چه آن را به مفهوم عام آن -یعنی هویت تمام شهروندان افغانستان- بگیریم و چه آن را مختص قوم پشتون افغانستان بدانیم) نوعی فرهنگ مردسالارِ کهن است که با نام‌ها و اشکال متنوع تا قرن بیستم در سراسر جهان به درجاتی حاکم بود. به بیانی دیگر، افغانیت همان فرهنگ کهن مردسالاری است که در افغانستان به نام «افغانیت» شناخته می‌شود و در دیگر جاهای دنیا با نام‌ها و شناسه‌های دیگر. هرچند در دودهه‌ی گذشته، این اندیشه در میان روشنفکران غیرپشتون افغانستان قوت گرفته است که افغانیت مشخصه‌ی فرهنگ پشتون‌هاست، حقیقت آن است که این فرهنگ در جغرافیای افغانستان در میان تمام اقوام و گروه‌های اجتماعی فراگیر است. در چارچوب افغانیت، مرد هم مرکز خانواده است هم مرکز طایفه و هم مرکز قوم. در میان اعضای هیچ قوم افغانستان تصمیم‌های کلان سیاسی و اجتماعی را زنان طراحی و اجرا نمی‌کنند. در میان افراد هیچ قوم افغانستان زنان این آزادی را ندارند که بدون رخصت و اجازه‌ی مردان گروه تشکیل بدهند، وارد مذاکره و جنگ شوند یا سمت‌وسوی حرکت‌های اجتماعی را تعیین کنند. در میان هیچ قوم افغانستان زنان سهم قابل ملاحظه‌ای در اشتغال بیرون از خانه و محیط خانه ندارند. مردم افغانستان همین امروز نیز در فضای فرهنگی‌ کهنی به حیات جمعی خود ادامه می‌دهند که اسمش به خاطر افغانستانی بودن این فضا «افغانیت» است (گو این که غلظتش در میان قوم پشتون بیشتر هست).

اسلامیت

اسلامیت نیز در نزد اکثر مردم افغانستان یکی از عناصر فرهنگی این جهان نیست. به این معنا که مسلمان بودن برای اکثر مردم چنان بدیهی و طبیعی و ذاتی و ازلی و ابدی است که حتا نمی‌توانند فکر کنند که اکثر مردم جهان مسلمان نیستند. اکثر مردم افغانستان تعجب می‌کنند اگر بشنوند که اسلام در یک زمان مشخص وارد این کشور شده و یک عنصر از هزاران عنصر در فرهنگ جهانی بشر است. در نزد اکثر مردم اسلامیت مثل آب و هوا و داشتن چشم و دست و پاست. چیزی از جنس «مگر آدم افغانستان می‌تواند مسلمان نباشد؟»

این نوع اعتقاد، باور بداهت‌یافته و مسلم‌شده و پرسش‌ناپذیر به یک دین، ممکن است از بسیاری جهات مفید باشد. اما وقتی در مورد حقوق زن فکر می‌کنیم، به روشنی می‌بینیم که اسلامیت (به عنوان فرهنگی مربوط به پانزده قرن پیش و در سرزمینی دیگر) می‌تواند مشکلاتی با خود بیاورد که حل‌شان با مقداری تشریح و توضیح و تبیین کلامی ممکن نباشد. فرید ذکریا (متفکر هندی-امریکایی) در کتاب جدید خود «عصر انقلاب‌ها»، آزادی زنان را «بزرگ‌ترین انقلاب اجتماعی در تاریخ»* می‌خواند. اما او می‌گوید که این تحول، یعنی آزادی زنان، فقط در قرن بیستم اتفاق افتاده است. به نظر او، در هزاران سال قبل از این قرن زنان همواره -در قیاس با مردان- پیرو، محکوم و مقید بوده‌اند. نکته‌ای که به بحث این نوشته مرتبط است این است که در کشورهای متمدن این تحول، یعنی آزادی زنان، رخ داد؛ هرچند خیلی دیر. این تحول در افغانستان رخ نداده است. نه تنها چنین تحولی رخ نداده است که اکثر مردم افغانستان معتقداند، بر اساس اندیشه‌ی اسلامیت، که هرچه اسلام در همان پانزده قرن پیش در مورد زنان گفته حقیقت انکارناپذیر و تغییرناپذیر است.

می‌بینیم که ماجرا فقط رفتارهای دوگانه‌ی کشورهای غربی یا سازمان ملل متحد نیست. دیوار دولایه‌ای که زنان افغانستان در پایش ناتوان می‌شوند، در عمق فرهنگ خود همین کشور است. بر روی این دیوار دولایه‌ی ستبر نوشته شده است که زن افغان و مسلمان هرگز سعی نمی‌کند دیوار افغانیت و اسلامیت را ویران کند و اگر هم بخواهد ویران کند، مردان غیور افغان و مسلمان جلو او را خواهند گرفت. زن معتقد یا محکوم به افغانیت و مسلمانیت (حتا اگر تمام سازمان‌های مدنی دنیا حامی‌اش باشد) وقتی در افغانستان بخواهد آزادی را تمرین کند، یا افغانیت و مسلمانیت با هم جلوش را می‌گیرند، یا افغانیت (عذاب‌کشان) کوتاه می‌آید و اسلامیت نمی‌گذارد، یا اسلامیت (با هزار اکراه) راهش می‌دهد و افغانیت به وظیفه‌ی خود عمل می‌کند.

*Zakaria, F. (2024). Age of revolutions: progress and backlash from 1600 to the present. First edition. New York, NY, W.W. Norton & Company. 

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه