سربازان جهل

اطلاعات روز

چرا طالبان در جنگش علیه آینده برنده نخواهد بود؟

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: David Rothkopf

برگردان: حمید مهدوی

جهادی‌ها بیهوده‌ترین جنگ ممکن را پیش می‌برند. احتمالا این جنگ، ناامیدی بی‌معنای موجود پشت وحشی‌گری آن را توضیح می‌دهد. آن‌ها علیه امریکا یا غرب یا رژیم‌هایی که به‌دنبال پایان دادن به خشونت آن‌ها اند، نمی‌جنگند. بلکه‌ دشمن آن‌ها، آینده است.

به این دلیل است که دو هفته‌‌ پیش ما یک‌بار دیگر شاهد شرارت‌های آن‌ها بودیم، شرارت‌هایی که لجامش در برابر کودکان مکتبی در پاکستان و یمن رها شد. بیش از 130 دختر و پسر در مکتب دولتی ارتش در پشاور کشته شدند و به‌طور کلی، آمار تلفات در زمان نوشتن این مقاله، 145 تن بود. دو موتر بمب‌گذاری شده در جنوب صنعا در یمن یک اتوبوس مکتب را نابود کردند و 15 دختر را کشتند.

ملاله یوسف‌زی، فعال 17 ساله در عرصه‌ی آموزش و پرورش و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل که شورشیان در سال 2012 به صورتش شلیک کردند و ظاهرا با دیدن چشم‌انداز تحصیل دختران و زنان حیرت‌زده شده بود، در بیانیه‌ای گفت: «کودکان بی‌گناه در مکتب‌شان هیچ جایی در این‌گونه وحشت ندارند. من و میلیون‌ها تن دیگر در سراسر جهان برای این کودکان که برادران و خواهرانم هستند، عزاداریم. اما ما هرگز شکست نخواهیم خورد». و البته حق با اوست. گذر زمان، دشمنی است که هیچ‌کسی یا ارتشی هرگز آن‌ را شکست نداده است، فرقی نمی‌کند که روش‌های آن‌ها چه اندازه بی‌عاطفه و (توأم با خشونت) بوده‌اند. ستیزه‌جویان حق دارند هراس داشته باشند. ملاله و دختران و پسرانی که او برای آن‌ها سخن می‌گوید، روزانه در صنف‌های‌شان یا به شبانه تنهایی با کتاب‌ها و کارخانگی‌شان به پیروزی‌هایی دست می‌یابند که حملات خشونت‌آمیز افراط‌گرایان هرگز نمی‌توانند مانع این پیروزی‌ها شوند.

اما این‌، ستیزه‌جویان را از تلاش باز نمی‌دارد. در واقع، ظاهرا صرف آن‌ها را ناامیدتر می‌سازد و در حال حاضر، از تعداد آن‌ها نمی‌کاهد. امروزه، گروه‌های بیش‌تری چون طالبان، شبکه‌ی حقانی، داعش و القاعده وجود دارند که بیش از هر زمان دیگری، از ترس به‌هم می‌پیچند و بر چشم‌انداز غیر‌قابل اجتنابِ قوی‌تر‌شدن این دختران و پسران کوچک می‌تازند. برای برخی‌ها، این مأموریت در نام آن‌ها آشکار شده است. گروه تروریسی بوکوحرام نیجریه، نامش را از زبان عربی و هوسا (مردمی که در شمال نیجریه و مناطق مجاور آن زندگی می‌کنند) گرفته است که «آموزش غربی ممنوع است» معنا می‌دهد.

اما وقتی دانش دشمن‌تان باشد، نام‌ها، پرچم‌ها و تعصب نمی‌توانند واقعیت را بپوشانند و سربازان جهل هستید. وقتی از جوان، درمانده و بی‌گناه هراس دارید، واضح است که می‌دانید اندیشه‌ها، کنجکاوی و آگاهی دادن در مورد حقیقت خراب‌تان می‌کنند. آن‌هایی که در این جنگ می‌جنگند، پیروز نخواهند شد، بلکه صرف شکست اجتناب‌ناپذیرشان به تعویق می‌افتد.

می‌توان انتظار داشت که بی‌رحمی از نوعی که دو هفته پیش لجامش رها شد، خشونتی که با نظم وحشت‌ناک در سرزمین‌های این گروه‌های ارواح تکرار شده است، رهبران مسئول در حفاظت از این جوامع خشونت‌زده را برخواهد انگیخت تا به آن پاسخ قوی بدهند. در پاکستان، که طالبان از سال 2009 تاکنون بیش از 1000 حمله را بر مکتب‌ها انجام داده‌اند، طنین محکومیت حملات روز سه‌شنبه هفته‌ی گذشته توسط رهبران حکومت می‌تواند امید کوچکی باشد که همکاری تعداد زیادی از حکومتی‌ها با ستیزه‌جویان پایان خواهد یافت. اما آن‌گونه که امریکایی‌ها دیده‌اند، حتا قلبی‌ترین سخنرانی‌های رهبرانی که خشونت در مکتب را محکوم کرده‌اند، اغلب تغییری ایجاد نمی‌کند. احتمالا در پاکستان نیز همین‌طور خواهد بود، پاکستانی که کارشناسان محلی آن باور دارند، فاصله بین نیروهای گذشته و آینده‌ی آن با گذر زمان بیش‌تر می‌شود تا کمتر‌. کسی امروز با من شدیدا ابراز نگرانی کرد که بحرانی در حال شکل گرفتن است، بحرانی که جهان [برای مقابله با آن] آمادگی ندارد. وی امیدوار است که خشم عمیق در حملات پشاور، احتمالا تأثیر مثبتی خواهد داشت. اما او فکر می‌کند که به احتمال زیاد، این حملات بیش‌تر نشانه‌های ضعف و غیرمصمم بودن رهبران حکومتی اند تا طالبان، شبکه‌ی حقانی و دیگر گروه‌هایی که کشور را در هرج‌و‌مرج فرو‌می‌برند را به‌خوبی مهار کنند.

قابل یادآوری است که وقتی باراک اوباما قدرت را در اختیار گرفت، اتفاق نظر در جمع سیاست‌گذاران خارجی این بود که پاکستان به دلایلی چون موجودیت شکاف‌های عمیق در این کشور، حکومت‌داری غیرمؤثر، فساد و موجودیت ذخایر قابل توجهی از سلاح‌های هسته‌ای در این کشور، خطرناک‌ترین جای روی زمین است. بحران‌های دیگر باعث شده‌اند که این نگرانی‌ها دیگر در اولویت بحث‌ها در واشنگتن نباشند. اما چنان که یک مقام ارشد پیشین پاکستان به من گفت: «ما همه‌ رشد بالقوه برای یک بحران عمیق در پاکستان را نادیده می‌گیریم».

از این لحاظ، در حالی که ممکن حملات در پاکستان و یمن تلاش‌هایی برای پیش افتادن از آینده بوده باشند؛ اما این حملات هم‌چنین نشانه‌های شوم برخی از تحولات بزرگ‌تری اند که بر چشم‌انداز جهانی در سال 2015 حکم‌فرما خواهند بود. در واقع، این نشانه‌های شوم در خبرهای دو هفته‌ پیش در هرجا وجود داشتند، از قبیل حملات طالبان در پاکستان که پیشرفت‌های این گروه در ماه‌های اخیر در سراسر افغانستان را نیز انعکاس می‌دهند. حکومت اوباما تعهد کرد که به افغانستان و پاکستان توجه ویژه خواهد کرد. اکنون بیش از هر زمان دیگری محتمل‌تر به نظر می‌رسد که ناآرامی‌های رو‌به‌رشد در هردو کشور، سرپوش گذاشتن بر این جنگ طولانی و دوری جستن از آن توسط رییس جمهور ایالات متحده‌ را ناممکن خواهد ساخت. حتا بعید می‌رسد که حضور نیروها در میدان نبرد تا پایان ریاست جمهوری اوباما‌ نیز بتواند این وضع را دگرگون سازد.

گروگان‌گیری سیدنی یک نکته‌ی آموزنده و افتضاح‌آمیز برای تراژدی‌های شدیدا مضحک آینده‌ها داشت. در حالی که از دست دادن زندگی برای تمام کسانی که به رویدادها در بزرگ‌ترین شهر استرالیا نزدیک بودند، ناراحت کننده بود، رسانه‌ها درست به نفع یک گرگ دیوانه و احتمالا تنها کار کردند‌ که به‌دنبال استفاده از ترس تروریزم برای فرماندهی در سطح جهانی بود. حقایق مسئله در محل حادثه به یک طرف، در حالی که بحران آشکار می‌شد، وی اظهار کرد که با استفاده از یک اسلحه، یک آی‌پد و یک پرچم سیاه توانست چنان از ترس و وحشت بهره‌برداری کند که ظاهرا توانست جای تمام تحولات دیگر در تیتر رسانه‌ها را بگیرد. در سال پیش‌رو، این مسئله بارها اتفاق خواهد افتاد. رسانه‌ها، به ترس از گم‌کردن حملات واقعی، نمی‌توانند کمکی کنند. و هرباری که این کار را انجام دهد، رسانه‌های خبری نیروی کلان افزاینده‌ی مأموریت‌های اولیه‌ی تروریست‌ها خواهند بود، تروریست‌هایی که مهم‌تر از همه، حمله نمی‌کنند، بلکه وحشت‌پراکنی می‌کنند.

یکی از تحولاتی که در هفته‌ی جاری تیتر رسانه‌ها شد، سقوط خیره‌کننده‌ی روبل روسیه بود. ارزش روبل، با سقوط از پرتگاه، در حال حاضر کمتر از نیم ارزش آن در سال 2013 است. روسیه با رهبری که عدم توانایی‌اش در مدیریت این‌گونه چالش‌ها و تمایل به رفتار خطرناک را تبارز داده است، به سمت یک بحران اقتصادی عمیق می‌رود. این چیزی است که همسایگان روسیه از آن هراس دارند. قطعا‌ حداقل مصیبت اقتصادی روسیه یک بازی‌گر شدیدا غیر‌قابل پیش‌بینی را می‌پذیرد و و حتا قابل پیش‌بینی بودن او را کمتر می‌سازد.

حملات در یمن نشان می‌دهند که ما در عصرِ چیزی بدتر از دولت‌های ناکام زندگی می‌کنیم. اکنون، در نتیجه‌ی گسترش افراط‌گرایی خشونت‌آمیز، دولت‌هایی وجود دارند که می‌توان آن‌ها را دولت‌های «متاستاز» (که سرطان‌های آن‌ها به دیگر مناطق نیز سرایت می‌کنند) نامید. آن‌ها صرف دولت‌های ناکام نیستند و به دولت‌های سرکش و بدخیم تبدیل شده‌اند و به آن‌ها باید به عنوان منابع بالقوه‌ی دوام‌دار ناآرامی‌های جهان نگریسته شود. بخش‌هایی از یمن، مناطق تحت کنترول دولت اسلامی در عراق و سوریه، احتمالا لیبیا، بخش‌هایی از شاخ آفریقا و شمال‌غرب پاکستان در این کتگوری قرار می‌گیرند. جهان باید برای یک دهه وقایه و تداوی سرطان‌های اجتماعی و ایدیولوژیکی آمادگی بگیرد، سرطان‌هایی که زندگی مردم این مناطق بدبخت را نابود می‌کنند.

این یک تصویر خیلی مثبت نیست. اما احتمالا خبرهای خوبی در آینده‌ی نزدیک در راه اند. همین کاهش قیمت نفت که اطمینان به اقتصاد روسیه را نابود می‌کند، احتمالا رشدی را در سال 2015 برای جهان به ارمغان خواهد آورد و از پایان اجتناب‌ناپذیر چرخه‌ی رشد فعلی جهانی ممانعت خواهد کرد. نظر به ادعای صندوق بین‌المللی پول، «محرک اقتصادی عربستان سعودی» می‌تواند رشد جهانی را بین 1 تا 1.3 درصد، یا احتمالا بیش‌تر از آن، بسته به میزان کاهش قیمت، بر‌انگیزد. برای بهبود اقتصاد ایالات متحده، این کاهش، اثرات افزایش نرخ بهره‌ی بالقوه‌ی بانک فدرال را متعادل خواهد ساخت و برای مصرف‌کنندگانی مثل چین، این کاهش می‌تواند به تبدیل کردن کساد به رشد کمک کند و با رشد اقتصادی بیش‌تر احتمالی در دو اقتصاد بزرگ جهانی، اذهان مردم از برخی تحولاتی که در بالا یادآوری شدند، منحرف خواهند شد.

از آن‌جایی که کودکان، آن‌هایی که لشکرهای جهل تلاش دارند نابودشان سازند، یا در خدمت یک ایدیولوژی غیرقابل قبول قرارشان دهند، بخش حیاتی این آینده‌ی مشترک اند؛ این را مدیون خود‌مان هستیم تا با استفاده از هر وسیله‌ای که در اختیار داریم، از آن‌ها محافظت کنیم، یا برای آن‌ها بجنگیم– هم برای حیات آن‌ها و هم برای حق قوی‌ترشدن آن‌ها توسط همان آگاهی‌ای که تهدیدی برای قاتلان پشاور و هم‌نوعان‌شان است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه