بشیر یاوری
وزارت مالیه طرح بودجهی سال مالی 1394 را که در آن هشت میلیارد دالر برای این سال مدنظر گرفته شده است، برای بررسی و تصویب به پارلمان فرستاده است. کمیسیون مشترک مجلس نمایندگان و سنا این طرح را بررسی کرده است. این طرح به دلیل غیرمتوازن بودن و عدم اختصاص بودجهی انکشافی به مناطق محروم، از سوی نمایندگان مورد انتقاد قرار گرفت. اشکال مهمی که در این طرح از سوی نمایندگان به آن اشاره شده است، این است که کُدهای مصرفی که مربوط صلاحیت رییس جمهوری میباشند، هزینههای بیشتری برایشان مدنظر گرفته شده؛ در حالی که برای برنامههای توسعهای هزینههای کمتری اختصاص یافتهاند.
در سیزده سال گذشته رویکرد دولت برای طرح بودجه بر این استوار بوده که در مناطقی که فعالیتهای شورشیان و مخالفان دولت بیشتر بوده، از بودجهی ملی برای برنامههای انکشافی آن ولایتها هزینههای بیشتری مدنظر گرفته شده است و دلیل آن را ترغیب مردمان آن مناطق برای حمایت از دولت و دست کشیدن از شورشگری توجیه کرده است. در حالی که واقعیت نشان میدهد که این رویکرد نه تنها باعث کاهش شورشگری در آن مناطق نشده، که در بسا موارد از راههای گوناگون این هزینههای هنگفت در اختیار طالبان قرار گرفته و این گروه از آن سود برده است. برنامههای انکشافی که در قالب ساختن تأسیسات اجتماعی؛ مانند مکاتب و مراکز درمانی در آنجاها عملی شده، تعطیل اند و بدون استفاده قرار دارند، یا بار دیگر از سوی مخالفان مسلح تخریب گردیدهاند.
بودجهی ملی باید بر اساس نیازهای اساسی مردم، مبتنی بر عدالت و اولویتهای کشور طرح شود و بهطور عادلانه و بهدور از غرضهای تبعیضآمیز تطبیق گردد. در طول سیزده سال گذشته در جاهایی که امن بوده و مردم آن مناطق و ولایتها از حاکمیت دولت استقبال کردهاند و علاقهمند برنامههای توسعهای میباشند، نه تنها کوچکترین توجه به آن مناطق نشده است، که حتا بهخاطر گرایشهای تبعیضآمیز و دخالتهای مسئولان، چه در سطح رهبری دولت و چه در سطح مسئولان ولایتی، برنامههای انکشافی در آن مناطق مدنظر گرفته نشده است و در مواردی برنامههای توسعهای بهخاطر اینکه در مناطق ناامن امکان تطبیق نداشتهاند، در مناطق امن به دلیل ملاحظات تبعیضآمیز مسئولان تطبیق نشدهاند.
مثال این بیعدالتی را از سوی دولت، میتوان به مناطق مرکزی کشور، بهخصوص ولایتهای هزارهنشین؛ مانند بامیان، غزنی، دایکندی و غور یاد کرد که در طول سیزده سال گذشته با وجود میلیونها دالر از کمکهای خارجی و برنامههای توسعهای که در کشور انجام گرفتند، به بعضی از این مناطق کمی توجه شده است و در بعضی دیگر آن برنامههای انکشافی و توسعهای اصلا وجود نداشتهاند و آنچه که در طول این سیزده سال کار شده است، بر اثر همت مردم و توجه بعضی از نهادهای خیریه بوده است.
گرازشهایی وجود دارند که در بعضی از ولایتهای جنوبی و شمالغربی در زمینهی ساختن مکاتب و مراکز صحی هزینههای هنگفتی به مصرف رسیدهاند و در اکثر این مناطق ساختمانهای مکاتب و مراکز صحی بهطور مجهز و مدرن ساخته شدهاند و امکانات و کارمندان بیشتر به آن اختصاص یافتهاند؛ در حالی که در هیچ یکی از این مراکز فعالیتهای آموزشی جریان ندارد و ملاهای محل در تبانی با طالبان، تحت نام معلم و کارمند از این مکاتب معاش میگیرند و ساختمانهای آن هم بدون استفاده قرار دارند و مورد بهرهبرداریهای شخصی افرادند. در حالی که در مناطق مرکزی مردم سالها فریاد میکنند و برای ساختن مکتب، شفاخانه و پخته شدن سرک تلاش میکنند. اما توجه لازم به حال این مردم نمیشود و از برنامههای انکشافی و توسعهای محروم میباشند.
بنابراین، منطقی است که نسبت به این بیعدالتیها اعتراض شود و رویکرد تبعیضآمیز نسبت به مردم و مناطق کشور از بین برود و بودجهی ملی که مربوط به تمامی شهروندان کشور میباشد، عادلانه طرح شود و همه از آن مستفید شوند.
